( سازمان مخفی جوانان مسلح )

Saturday, August 26, 2006

ادرس جدید وبلاگ سازمان مخفی جوانان مسلح

هموطنان عزیز :
جهت مطالعه ادامه مطالب منتشره از طرف سازمان مخفی لطفا به ادرس جدیدی که معرفی می شود مراجعه کنید.این وبلاگ بدلیل مشکلات فنی از طرف بخش اینتر نتی سازمان

مخفی بسته خواهد شد. به ادرس جدید مراجعه کنید.

با تشکر بخش اینترنتی سازمان مخفی جوانان مسلح

http://wwwsazmanemakhfi.blogspot.com/


http://wwwsazmanemakhfi.blogspot.com/

هموطنان عزیز :

جهت مطالعه و
ادامه مطالب منتشره از طرف سازمان مخفی لطفا به ادرس جدیدی که معرفی می شود مراجعه کنید.این وبلاگ بدلیل مشکلات فنی از طرف بخش اینتر نتی سازمان مخفی بسته خواهد شد. به ادرس جدید مراجعه کنید.

با تشکر:
بخش اینترنتی سازمان مخفی جوانان مسلح

Friday, August 11, 2006

اطلاعیه:

همو طننا ن عزیز ورفقا ی رزمنده فدایی‌ :
بخش اینتر نتی‌ سازمان مخفی‌ جوانان مسلح به مدت دو هفته از فعالیت خود باز خواهد ایستاد و بعد از دو هفته مجدا در خدمت همه شما عزیزان خواهیم بود .

با تشکر:
بخش اینترنتی‌ سازمان مخفی‌ جوانان مسلح

Wednesday, August 09, 2006

سازمان مخفی جوانان مسلح.:رفیق (ش .خ ):

• نیرو های اپوزیسیون بی خاصیت و عقب مانده از مبارزات داخلی توده ها ی زحمت کش

• شاید هیچ تصویرروشن وبیانی بهتر از انچه که در بالا ذکر شد نتوان برای منش و ذات کثیف نیرو های مدعی اپوزیسیون ارائه داد . طی دو دهه گذشته وبویژه و علی الخصوص طی ده سال گذشته همه این نیروهای واپسگرا و کاملا ارتجاعی و عقب مانده که در امر نه تنها نابودی نیروهای فعال و کوشا که صادقانه قدم در راه ازادی ایران دربند گذاشته وجان عزیزشان را بی مهابا و شجاعانه فدای ان کردند نقشی اساسی ودرخور داشته ودارند که متاسفانه با شیوه های کاملا خائنانه و مزورانه نسبت به جنبش واقعی خلق ایران خیانت ورزیده و می ورزند .نمونه های بارز چنین خیانت هائی را از همه سازمان های سیاسی می توان عنوام کرد. مثلا در سال های هزارو سیصد وشصت پنج تا هفتاد یعنی ان هنگام که مرگ تدریجی بسیاری از نیروهای سیاسی اغاز شده بوددر بین نسل جوانی که شاهد قربانی دادن های بیشمار بود چه بسا بسیاری از فعالان سیاسی جوان با در اختیار گداشتن همه زندگی و جان خود سعی وتلاش در امر کمک ویاری رساندن به نیروهای سیاسی و در اینجا بویژه به طیف های مختلف و (رنگارنگ ) در جنبش فدائی می کردند . چه بسا بسیاری از هواداران وطرفداران جوان این جنبش جهت ادامه مبارزه با جمهوری ننگین و کثیف اسلامی تصمیم به وصل شدن به این نیروها در منطقه ای چون کردستان بر امده و اعلام امادگی می کردند تا به ادامه جنگ ونبرد مسلحانه بپردازند غافل از انکه در پشت پرده و بند وبست های مافیائی و جاسوسی _ افراد مزدور وجیره خواران جمهوری ننگین اسلامی و حمالان وزارت اطلاعات اخوندی چون توکل ها وزهری ها با پشتوانه قوی به تارو مار وقتل عام رفقای رزمنده فدائی پرداخته و با نهایت بی شرمی و پر روئی وگستاخی خاص حوادثی چون حادثه گاپیلن را بوجود می اورند هر چند که این خیانت وجنایت بتوسط این ددمنشان مزدور بی پاسخ نخواهد ماند و یا ان هنگام که بسیاری از رفقای جوان فدائی با صداقت کامل و با نیتی پاک به افراد مدعی وبسیار وراج چون مهدی سامع ها پیشنهادیک حرکت وعزیمت سراسری جهت پیوستن به یکی از پایگاههای چریکی - نظامی سازمان های فدائی در منطقه کردستان داده می شود اینگونه بنجل های سیاسی بهانه کمبود بودجه و پول را کرده واشکارا وعلنا به فدائیان جوان خیانت ورزیده و در بین مبارزه مسلحانه از یک طرف خیانت کرده واز طرفی دیگر به دلیل ناشی گری و بی تجربگی در امر مبارزه مسلحانه و یا تاکتیک های رزمی و حمله های چریکی به پایگاههای دشمن یازده نفر یازده نفر رفقای فدائی را به میدان تیر وگلوله دشمن ارسال کرده وخودنیز عجبا چه زنده وشاداب و سر حال از مخمصه و میدان جنگ سالم بدر برده وخود را به شهر های توریستی چون پاریس می رسانندو پیکر وجسد رفقای فدائی را در میان کوههای کردستان زیر خروار ها خاک دفن می کنند تا کسی شاهدوشاکی اعمال خائنانه اینگونه افراد نباشند . زیرا به هر حال و در نهایت دادگاه خلقی ومردمی نیز در اینده در کار است.ویا ان هنگام که بسیاری از شجاع دلان مجاهد در داخل کشور بعد از شناسائی از طرف مامورین گ...نام وبد نام امام زمان همیشه غایب با تشکیلات برون مرزی خود تماس گرفته وقصد نجات جان خود را دارند از طرف بت پرستان وشهوت رانان سیاسی نشسته در کشور های اروپائی و متاسفانه مسقیما نیز از طرف افراد ونیروهای کادر مرکزی درست سر بزنگاه ودر میان مرز های بین المللی دو کشور ایران وعراق لو رفته وهمان جا تیر باران شده ویا جهت استفاده های تبلیغاتی مورد بهره برداری ددمنشانی چون لاریجانی ها وحسین شریعتمداری ها و قاضی مرتضوی ها و امثالهم می شونددر مورد سازمان مجاهدین باید اعتراف کرد که بخش عظیمی از کشته شدن ها و قتل عام ها بتوسط خود سازمان (خر تو خر ) مجاهدین با ان رئیس بالهوسشان به وقوع پیوست .به نمونه بارز و غیر قابل انکار اینگونه قربانی دادن ها ویا به قربانگاه فرستادن رفقای رزمنده وشجاع مجاهد را می توان به ترور رفیق خانم زهرا رجبی وهمراهانشان در کشور ترکیه اشاره کرد که در این موردجز مسئول این سازمان ودو یا سه عضو کادر مرکزی موجود در این سازمان هیچ کسی وهیچ شخصی اطلاع واگاهی نداشت . اما دیدیم که چه راحت واسوده ترور شده وبعد از انترور نیز دیدیم که بخش شیپور چی وتبلیغاتی این سازمان که علنا واشکارا در خدمت رسانه های تبلیغاتی رژِم گام بر می دارند چه غوغا سالاری راه انداختنداخرین جنایت اخیر این سازمان بدتر از( اخوند وملا) که براستی دین این افیون توده ها در بین اعضا وهوادران مرتجع ومذهبی اش چنان تاثیر گذاشته که به دین وایمان و نمازو عرب پرستی اخوند ها وحزب الله وانصار و القاعده وطالبان را نیز ازپشت بسته وبه همه انان گفته است زکی؟؟؟ می توان به مرگ واعدام حجت زمانی اشاره کردو مزخرفاتی که این سازمان بعد از مرگ این مجاهد شجاع دل تحویل خلق وتوده ها داد. ویا مثلا بخش همیشه معتاد و همواره نئشه سلطنت طلبان چه بسا بدلیل همکاری های جانانه وصمیمانه بسیاری از مامورین وپس مانده های موجود در ساواک شاه با مامورین بدنام وزارت اطلاعات که با خانواده اقای رضا پهلوی فوکول کراواتی وتازه بدوران رسیده و جدیدا دمکرات منش شده رفت وامد داشته ودارندعمدا وقصدا وسهوا بهترین وشجاعترین و فداکارترین افسران ودرجه داران نظامی وطن پرست را به جوخه های اعدام وتیر باران سپرده وخود در کشور هائی چون امریکا با فاحشه خانم ها و روسپی های خیابانی شب را به صبح می رسانند ویا در بنگاههای تبلیغاتی و تصویری که از توبره رژیم تغذیه می شوند به عیاشی و خوش گذرانی مشغولند. چنین خیانت ها ونارو زدن ها و از پشت خنجر زدن بر مبارزان راستین راه ازادی و ازادیخواهان واقعی توسط اینگونه نیروها و گروهها ی مثلا مدعی اپوزیسیون بی شرم وحیا وبی پرنسیب که دم هر کدامشان به بخشی و یا ارکانی ویا افراد تروریست وادم کش این جمهوری ننگین اسلامی در سفارت خانه های متعلق به حکومت بسته وبند بوده و هست فراوان دیده شده و می شود . و متاسفانه دجالیت و گستاخی انان نیز به جائی رسیده است که دیگر حتی نه حاشا می کنند ونه منکر ان می شوند و بیشرمانه نیز به اعمال خود ادامه می دهند.واگر به بیو گرافی انان در طی دو دهه گذشته و بویژه ده سال گدشته نگاهی بیاندازیم در خواهیم یافت که مسخره تر ومضحک تر و کمدی تر از این نیرو ها و در عین حال عقب مانده از جنبش واقعی توده ها در دنیا وجهان فعلی یافت نشده ونمی شودو چهره وتصویرو بیانی بهتر و زیبا تر از انچه که گفته شد نمی توان برای این طفیلی ها وانگل ها وزالو صفتان اجتماعی یافت ویا بیان کرد .زیرا براستی هیچکدامشان هیچ نقشی در جنبش داخلی نداشته وندارند. جز مفت خوری وانگل صفتی.
• ____________________________

• جمهوری اسلامی ضد بشر و ضد انسان است . تنها راه نابودی ان جنگ مسلحانه داخلی ومیهنی است .

• اعتقاد به ان داریم که اگر هر ایدئولوژی سیاسی ویا مذهبی مورد نقد و انتقاد قرار نگیرد به عنوان یک (دین جامد )و افیون توده ها محسوب شده و می بایستی به مبارزه ای گسترده وجدی وقاطع با ان پرداخت . جمهوری ننگین اسلامی که با ان قوانین غیر زمینی وغیر انسانی خودکه برگرفته از انواع واقسام خرافات وجادو وجمبل های متعلق به عصر غار نشینی طی دورانی طولانی یعنی نزدیک به سه دهه با نام دین وخدا وپیغمبر و حدیث وسنت انهم عربهاو بیابانگرد های ملخ خوار خود و با الهام از گفتار ها وسخنان مشتی دیوانه تاریخی و روان پریشان های باستانی چون امامان و پیامبران ورسولان خدا .دست به انواع واقسام جنایت ها ی بشری زده و می زند ؟نه تنها به هیچ شخص و فردی اجازه به نقد کشیدن ایدئولوژی واپسگرایانه خود نداد که علنا واشکارا با قلدری تمام و زیر سایه بی عرضگی وبی جربزگی و بزدلی نیروهای مثلا مخلف ومدعی اپوزیسیون (خیالی و واهی )با گستاخی هر چه بیشتر وبشتر قشر روشنفکر و اگاه را به زیر ماشین ترور و ادم کشی وشکنجه و زندان و سلاخی های وحشیانه خود برده ومی برد. بی شک وتردیداگر چنین موجود وحشی در هر سرزمین و کشور دیگری پا به عرصه وجود ناوجود خود می گذاشت تا بحال صد بار کفن خود را پوسانده بود. همگان شاهد وناظریم که مبارزان مسلح زاپاتیستا در چیاپاس مکزیک چگونه بساط یک مزدور و جیره خوار ودیکتاتوروابسته به امپریالیسم جهانی را برهم زده وبه عنوان یک قدرت مردمی و توده ای نقش سیاسی خود را دران جامعه بازی می کندو حتی برای خود یک دولت دموکراتیک مستقل تععین می کند . همگان می بینیم که چگونه مبارزین کمونیست ومائویست های مسلح نپال دولت دیکتاتوری ودست نشانده امپریالیسم جهانی را با جنگی مسلحانه و کاملا دهقانی به زیر افکنده وقدرت اصلی توده ها وزحمت کشان ان سرزمین را به نمایش گذاشتند.ویک دولت دیکتاتوری را با قاطعیت وجدیت به زانو در می اورند. و باز شاهد وناطر ان هستیم که دولتی فاشیستی - مذهبی چون دولت پلیسی یونان چگونه و چرا از وجود یک گروه مبارز ومسلح چون گروه هفده نوامبر ی ها ترس وهراس واهمه داشته و شب وروز از وجود این نیروی انقلابی وویرانگرو دشمن دیکتاتوری بر خود می لرزد .چگونه دولت مافیائی - تبهکار ترکیه از وجود نیروهای مسلح وانقلابی چون تیکو - دیسک - وطرفداران رفیق ارنستو چه گوارا این انقلابی بزرگ قرن. شب و روز ارامش خاطر نداشته وهر لحظه در انتظار به هلاکت رسیدن خود به توسط این مبارزین قاطع وجدی بوده وهستند . گروههائی که براستی به خائنین به خلق وملت ترحم نمی کنند .همه این نیروها وگروهای سیاسی بدور از هر گونه تعصب خشک وتوخالی و گاهها نیز با اتحاد عمل و شعار های سیاسی اما محوری خود به عنوان نیروهای مخالف ان حکومت های دیکتاتوری نقش اصلی وبارز خود را در بین مردم به خوبی بازی کرده وهرگز ملت وتوده های تحت ستم خود را در حین مبارزه نه تنها گذاشته و نه خیانت ورزیدند .یعنی درست خلاف نیروهای مدعی وبی پرنسیب اپوزیسیون بی شخصیت ایرانی همه ان نیروهای مبارز وسیاسی نه تنها به اصل و منش وذات ضد انسانی وضدبشری دولت های حاکمه خود رسیدند که در امر نابودی انان نیز اعتقاد به ان دارند که با حرف وحدیث وشعار و سخنرانی و حتی اعتصاب واعتراض وراه پیمائی نیز نمی توان حتی ضربه ای کوچک وناچیز بر پیکره اهنین و بتونی این حکومت ها زد بلکه تنها راه نابودی کامل انان با مبارزه ای رودررو وبی باکانه و بامسلح شدن و اغاز جنگی داخلی ومیهنی میسر بوده وهست ومی بینیم که چه پیشرفت های اساسی نیز برای بدست اوردن ازادی کسب نموده اند . اما در عوض می بینیم ومی شنویم که اپوزیسیون تنبل ومفت خور وبی ارزش ایرانی طی سه دهه جز انکه وراجی کرده و خزعبلات خود را ببافند چیز دیگری تحویل توده ها و خلق ها و قشر های زحمتکش میهن نداده ونمی دهند . سالهاست که طوطی وار دادو فریاد وعربده می کشند: که قوانین جمهوری اسلامی ضد بشر است -. با قوانین حقوق بشر جهانی سازگار نیست که اگر دقت کنیم این تیپ افراد حتی به فلسفه حقیقی واقعی حق وحقوق هیچ اگاهی وشناختی نداشته وندارند واز روی بیکاری چنین اراجیفی را می بافند -. مرگ بر جمهوری اسلامی -. زنده باد رجوی - و دیدیم که چه مرده باد ها زنده بادو چه زنده باد ها مرده باد شدند (همه فقط باد) بودند.-رئیس جمهور اینده ایران مریم رجوی همسر دست چندم مسعود رجوی و شاه شاه ایران رضا شاه دوم .و منش این شاه بت پرست را نیز دریافته ایم که چکاره این مملکت است:- مرگ بر خامنه ای و رفسنجانی وهمانطور که می بینیم هنوز این ددمنشان تاریخی سر حال تر وقبراق تر از خودنیروهای اپوزیسیون به زندگی نکبت بارشان ادامه می دهند بدون انکه مرگی سراغ انان بیاید . - زندانی سیاسی ازاد باید باید گردد (بدون انکه جرات وشهامت ان را داشته باشند که حتی یک زندانی را ازاد کنند ویا ازاد کرده باشند و می بینیم که از پس این شعار های فریب دهنده زندانی سیاسی بالای دار رفته ویا تیر باران می شود :.- مبارزه فقط از طریق اگاهی و بابالا بردن سطح دانش و شعور سیاسی مردم .- در حالی که خود این شعار دهندگان از احمق ترین و نادان ترین وبی شعور ترینو بی سواد ترین افراد یک جامعه تشریف دارند .- تنها ره رهائی اتحاد کارگران وزحمت کشان. اتحادی که هرگز بوجود نیامد و زیر سایه کمونیست های سبیل کلفت و دودی ما که با پیژامه ای به پا و فنجا نی کافی در بغل دستشان دودی غلیظ وکلفت را از بینی یشان خارج کرده وادای استالین ولنین ومارکس وانگلس را در می اورند .خصلتی که عامل بدترین و تلخ ناکترین سرنوشتی شد که بر کمونیست های راستین وواقعی این مرز وبوم رقم زد. تقلید های کور کورانه . بچگانه .:- گارد ازادی شهر ها را ازاد کرد .: - دروغ وفریبی که کمونیست های بنجل ما که دیگر هیچ راه و روشی را جهت سر کیسه کردن مردم تهیدست وبی چیز وفقیرنیافتند ویک شبه چنین مزخرفاتی را تحویل مردم وخصوصا هم میهنان ستم دیده کرد ستان می دهند در حالی که خوددر بند وزنجیر خرافات و عقب ماندگی های ذهنی وفکری دست و پا می زنند . واگر به دروغ های انان دقت کنیم در خواهیم یافت که تا بحال زیر سایه چنین فریب کاری هائی نیمی از ایران دربند از چنگ نیروهای ددمنش فاشیستی مذهبی ازاد شده وهمه ما می توانیم با خیالی راحت وبا سوپر هواپیماهای اپوزیسیونی در( فرودگاه های سنندج ومهاباد وسردشت وبوکان و (دوله تو) وچه وچه وچه ...با کیف سامسون های سیاسی مان فرود بیائیم. براستی بدین سبک وشیوه دلقک ومضحکه سیاسی تا به کجا وتا چه حد وتا چه میزانی و تا کی ؟؟؟؟ و شاهد وناظریم که از پس هر شعار این جیره خواران و موجودات طفیلی وابسته به جمهوری ننگین که اگراین جمهوری ننگیننیست و نابود واز بین برود انان نیز بی چون چرا از گرسنگی و بی پولی و عدم دریافت جیره ماهانه خود از بین خواهند رفت و هیچ حرف وحدیثی نخواهند داشت که ببافند .؟؟؟ یک بی گناه و یک زندانی سیاسی به دار اویخته می شود .و نمی خواهند باور کنند که قوانین مافیائی موجود در بین خودشان نیز پا بپای قوانین خرافی و عقب مانده این جمهوری ننگین وکثیف اسلامی ضد انسانی وضد بشریت جهانیست وفقیر ترین وضعیفترین قشر موجود در ساختار اجتماع نابسمان ایران به قربانگاه وسلاخ خانه های رژیم رفته وتلف می شوند. با مشاهده چنین رفتار ها و کردار ها ومنش های ضد انقلابی وضد ازادی خواهی این گروههای خائن ومزدور وجنایتکار و مفت خور وطفیلی ها وانگل های سیاسی بود که سازمان مخفی جوانان مسلح با افرادی که مملو از عقده و نفرت وکینه به دشمن خلق وملت وتوده های تخت ستم به سبکی مخفیانه ایجاد وتاسیس شد و این سازمان سالهای سال شاهد نهایت( خریت سیاسی) گروهها ونیروهای پر مدعای نشسته در خارج از کشور بوده ومی باشدو با چنین برداشتی برای نابودی کامل جمهوری ننگین وکثیف اسلامی این مادر شیرده نیروهای اپوزیسیون با بدست گرفتن اسلحه به مبارزه مسلحانه بر خواست .
• ___________________
• سازمان مخفی جوانان مسلح
• از اغاز پیدایش تا زمان حال
• (..ادامه ...).

Tuesday, August 08, 2006

طنز سیاسی‌ هفته : کمی‌ هم بخند یم .

ادامه جنگ زر گری بین اپوزیسیون( سوسو لیسم) نشسته و لمیده در خارج ازکشور :
انسان نمی‌ دا ند دم خروس آنها را باور کند یا قسم حضرت عباس شا ن را ؟
کارگران و زحمت کشان ایران ؟ شما خودتان حرف کدام یک از اینها را قبول و باور دارید ؟ به شیوه جنگ زرگری اپوزیسیون مسخره و دلقک ها ی سیاسی‌ توجه کنید :

____________________

درمورد اطلاعیه سراپا دروغ حزب "سوسیالیست ایران"

بدنبال میتینگ روز ٤ اوت در هامبورگ، حزب سوسیالیست ایران اطلاعیه ای تحت عنوان "عمل غیراخلاقی حزب كمونیست كارگری ایران" منتشر کرده است که سراپا دروغ است و مملو از بی پرنسیپی. من که مسئولیت میتینگ حزب کمونیست کارگری در هامبورگ را بعهده داشتم جزئیات ماوقع را توضیح میدهم تا اگر کسی تاکنون با این گروه بی پرنسیپ آشنائی ندارد آشنا شود.

ماجرا از این قرار بود كه روز جمعه ٤ اوت حزب ما یعنی حزب كمونیست كارگری ایران و چند سازمان دیگر جلوی سفارت جمع شده بودیم. این سازمانها با تراكتها و بعضا میز اطلاعاتی خود در آنجا حضور داشتند. اجازه این تظاهرات به اسم من از حزب كمونیست كارگری ایران بود و به این ترتیب مسئول رسمی این تظاهرات هم از نظر پلیس من بودم.

شورای هماهنگی ایرانیان قبلا به ما اطلاع داده بود كه آنها هم همزمان قصد تظاهرات دارند و طبق معمول ما با آنها كارها را تنظیم كرده بودیم. با سازمانها و احزاب دیگرنیزکه آنجا بودند صحبت کرده بودیم و توافق کرده بودیم که چگونه تظاهرات را هماهنگ به پیش ببریم.

میخواستیم تظاهرات را شروع كنیم كه از دور صدای شعار شنیدیم. هیچ كس انتظار آمدن جریان دیگری را نداشت. به شماره تلفنی هم که در اطلاعیه بود تماسی نگرفته بودند که یک نوع هماهنگی وجود داشته باشد. تعدادی از طرف حزب سوسیالیستهای ایران به محل تظاهرات نزدیك شدند. ما هیچ مشكلی تا این زمان نداشتیم.آنها آمدند و كنار ما ایستادند و به شعار دادن ادامه دادند. با كمال آرامش همه صبر كردیم تا شعار آنها تمام شود.من و یكی از مسئولین شورای هماهنگی قرار شد با آنها صحبت كنیم تا هماهنگی لازم انجام بگیرد. اما پلیس بلافاصله به طرف من آمد و سوال كرد كه آیا اینها از ما هستند یا نه. و گفت كه اگر این كسانی كه تازه آمده اند (حزب سوسیالیستها) قاطی صف ما بشوند مسئولیت تمام كارهای آنها به عهده ماست. من هم به پلیس گفتم كه هیچ مشكلی نداریم كه آنها در كنار ما تظاهرات بكنند و به نوبت شعار بدهیم و سخنرانی بكنیم اما مسئولیت كار آنها بعهده خودشان است.

ماجرای انداختن "پلیس یه جای آنها" که در اطلاعیه آنها آمده همین بود.

پلیس هم به جانشان نیفتاد. پلیس بعد از اینكه با ما صحبت كرد به طرف آنها رفت و گفت كاری كه شما میكنید غیر قانونی هست. شما اجازه نگرفتید در اینجا تظاهرات كنید.

من و یکی از رفقایم و مسئول شورای هماهنگی بلافاصله سعی كردیم راه حل جلوی پلیس واین گروه بگذاریم. من به عنوان مسئول این تظاهرات از پلیس وقت خواستم كه با آنها صحبت كنم و قضیه را بین خودمان حل كنیم. به این دلیل به فریدون گیلانی مسئول این گروه كه آنجا حضور داشت مراجعه كردم و گفتم شما میتوانید در تظاهرات شركت كنید ما نوبتی به همه وقت میدهیم كه سخنرانی كنند و شعار بدهند. لطفا یك نفر از سازمانتان كه در اینجا حضور دارد را به پلیس معرفی كنید كه مسئولیت گروه شما را به عهده بگیرد. ایشان هم خانمی را صدا كرد و به پلیس معرفی كرد و پلیس هم كارت شناسایی این خانم را گرفت و به عنوان مسئول این گروه ثبت كرد. كاری كه در هر تظاهراتی بطور معمول انجام میشود. تا جایی كه من شاهدم هیچ برخاش و یا درگیری خاصی هم بین پلیس و آنها صورت نگرفت. آنچه در این رابطه در اطلاعیه حزب سوسیالیست آمده کذب محض است.

بنظر میرسد بعدا فکر کرده اند و پشیمان شده اند که چرا کسی را به پلیس بعنوان مسئول معرفی کرده اند. بدنبال آن بهانه جوئی میکردند. یكی از کادرهای حزب كمونیست كارگری سعی كرد به آنها ماجرا را توضیح دهد. اما آن عده از دوستان آقای گیلانی كه آنجا با رفیق ما بحث میكردند به حرف و توضیحات او اصلا گوش نمیدادند. میگفتند خوب ما سنگ هم خواستیم پرت میكنیم. رفیقمان توضیح داد که هرچه دوست دارید پرت کنید، اما چرا با مسئولیت حزب کمونیست کارگری؟ شهامت داشته باشید و مسئولیت کارهای خودتان را خودتان بعهده بگیرید. سعی کردیم به آنها بهفمانیم که ما هروقت اجازه تظاهراتی را گرفته ایم از حضور دیگران هم استقبال کرده ایم و کارها را هماهنگ کرده ایم اما مسئول سنگ اندازی دیگران ما نیستیم مگر از قبل در این مورد توافق کرده باشیم.

نوشته اند ما به آنها گفته ایم "باید از ما اجازه میگرفتید". اینهم کذب محض است. تظاهرات احتیاج به اجازه هیچ حزب و سازمانی ندارد. حزب کمونیست کارگری هم از کسی برای تظاهرات اجازه نمیگیرد. از پلیس باید اجازه گرفت و حزب هم هروقت پلیس اجازه ندهد به هرشکل که شده سعی میکند میتینگ وتظاهراتش را برگزار کند.

لازم به تاكید است كه به غیر از این بحث كه حدود یک ربع ساعت طول كشید بقیه تظاهرات به خوبی پیش رفت. ما تظاهرات را شروع كردیم با شعار دادن و سخنرانی بعد از آن بلندگو در اختیار دیگران قرار گرفت تا هم سخنرانی كنند و هم شعار بدهند از جمله حزب سوسیالیست ایران. این سیكل تا آخر تظاهرات ادامه پیدا كرد و همه با تفاهم تظاهرات كردیم. از ساعت یك و ربع تا ٣ بعد از ظهر تظاهرات بدون مشكل پیش رفت. این کل ماجرا بود. اطلاعیه این گروه سراپا کذب محض است. معلوم نیست دنبال چه هدفی میگردند اما اگر یک ذره پرنسیپ داشتند آخر سر از مسئولین حزب در هامبورگ قدردانی میکردند و میرفتند.

اما ایکاش فقط دروغ گفته بودند. افاضات دیگری هم دال بر رابطه حزب کمونیست کارگری با سلطنت طلب ها و آمریکا و اسرائیل در اطلاعیه شان هست که ارزش پاسخگوئی ندارد. فقط یادآوری کنم که محسن رضائی در مقطع تشکیل حزب کمونیست ایران در سال ١٣٦٢ اتهام رابطه با اسرائیل را شروع کرد. آقای گیلانی از محسن رضائی ٢٣ سال عقب تشریف دارند!

و بالاخره فرموده اند که حزب کمونیست کارگری از حمله گروه ایشان به کنسولگری جمهوری اسلامی در گذشته خیلی عصبانی و ناراحت است، با اینحال ارزیابی شان تا روز تظاهرات در هامبورگ این بوده که حزب کمونیست کارگری در اردوی دشمن نیست! عجبا! حزب کمونیست کارگری عجب سعادتی داشته و خودش هم خبر نداشته است! اما احتمالا از زمانی که پلیس هامبورگ را "به جان ایشان انداخته" باید شاهد اطلاعیه های به مراتب ترسناک تری از جانب گروه ایشان باشد. خدا به همه ما رحم کند!!

حبیب نصوحی

دبیر واحد هامبورگ حزب کمونیست کارگری ایران

٧ اوت ٢٠٠٦

سازمان مخفی جوانان مسلح.:رفیق (ش .خ ):

(توضیح ):
نگارنده این مطالب خود شخصا احترامی خاص و درخور را نسبت به رفیق خانم اشرف دهقانی قائل بوده و.شاید یکی ازافراطی ترین ومتعصب ترین هواداران وطرفداران ایشان بوده وهستم و امید ان دارم که برای حتی یکبار شانس دیدن وملاقات حضوری با ایشان را تا قبل از وداع شان داشته باشم . رفیق اشرف دهقانی فراموش نکنند که هزاران چریک وجوان فدائی خلق به مانند من مشتاق دیدار ایشان در داخل ایران وجود دارند که متاسفانه بدلیل رفتار های کاملا احمقانه و بچه گانه تعدادی از مسئولین در این سازمان هیچ کدام از طرفداران وهواداران صادق این رفیق خانم نمی توانند با ایشان ملاقات کنند . انهم بعد از بیست سال دفاع جانانه از عقاید این رفیق گرامی.)
______________________

جمهوری ننگین اسلامی موجود وحشی وددمنشی است که فقط با گلوله مسلسل ها رام ویا از بین می رود.




اززمان اغاز بیداری و اگاهی نسل جدید که با شیوه مبارزه و انقلاب سیاسی اشنا شده و سپس با شجاعت پای در میدان مبارزه مسلحانه گذاشت چه بسا بسیاری از سیاست مداران کلاهبردار و براستی اپورتونیست که هر روزه در لفافه و زیر پوشش حزب وسازمان وگروه سیاسی و انجمن و انشعاب ووو... رنگ وچهره ونقاب عوض می کردندو یا در پوشش یک سری واژه هاو کلمات و جملات بسیارکلان و گنده سیاسی ودهان پر کن سعی در به انحراف کشاندن خط وخطوط واهداف و مسیر اصلی مبارزات اجتماعی توده های ستم دیده داشته و باارائه یک سری تئوری های (ایت الله )پسند در مقابل خیزش های اجتماعی و حتی مسلحانه .مانع وسد ایجاد کرده و برای توجیه خیانت های خود در این زمینه بهانه های بنی صدری نیز می اوردند که اینگونه دجالیت های سیاسی نیز متاسفانه سالهای سال ادامه داشته ودارد. احزاب وسازمانها وانجمن های باد اورده ویک شبه بدنیا امده چون گروه خائن( فدائیان اکثریت) که سالهای سال با اسم ونام وارم (فدائی ) نانش را به نرخ روز می خورد تا ازگرسنگی سیاسی جان ندهد؟ حزب توده که پس انهمه سال خیانت وادم فروشی وشرکت وداشتن نقش مستقیم در قتل عام بیش از دهها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی اشکارانقش و حکم دست راست جمهوری ننگین اسلامی را بازی کرده و می کند ؟ بخش لمپن های اجتماعی و عربده کشان وبد دهان های اجتماعی تحت رهبری و پادشاهی (اقا زاده فوکول کراواتی رضا پهلوی ) _ و یااخیرا نیز احزاب و سازمان های یک شبه ظهور یافته چون حزب کمونیست کارگری و یا جریان های عقب مانده از جنبش های مسلحانه چریکی چون گروه فدائیان اقلیت به رهبری رفیق کش هائی چون توکل ها و یا باند های مافیائی سیاسی اقتصادی چون زهری ها _ افراد بالهوس وشهوت رانی چون مسعود رجوی ها که حالا دیکر کاملا اشکار ومشخص شده است که علنا از یک طرف اب در اسیاب وزارت کثیف اطلاعات جمهوری ننگین اسلامی ریخته و از طرفی دیگر تا انجا که در توان ونیروی خود دارد عمدا وسهوا مبارزین راستین راه ازادی را به قربانگاههای رژیم فرستاده تا خدمتی به ایت الله های کله گنده و بقای رژیم فاشیستی _ مدهبی انجام داده باشد؟ تا گروهها وسازمان های کوچک وخرده ریزه که هیچ معلوم نیست اصولا چرا ایجاد شده اند ؟ هر کدام به شکل ونحو مخصوص
خود به مبارزین راه ازادی خیانت و ضربه های ناجوان مردانه وارد نمودند .

حزب توده با ان رهبران بی شخصیت وبی پرنسیب خود انچنان در بین هوادران وطرفداران (تازه مسلمان شده خود)برطبل و ساز خیانت را می نواخت که از دید عقب مانده های متحجر و ایت الله های اسلامی واپسگرا .شاید برادرانی مسلمان تر از انان یافت نشود.
اقای فرخ نگهدار انچنان با نام واسم وارم فدائی بر طبل رسوائی خود می نواخت که گویا هیچ کس و شخصی توان رقابت در امر خیانت ها و ادم فروشی های ممتد با خودش را نداردو دیدیم که چه لجن هائی از دهانش بارید و می بارد ودر این زمینه حتی به( پدر کیا ی ) خود نیز گفته است زکی ؟؟؟

اقای پادشاه فوکول کرواتی نیز انچنان از ایران وسرزمین باستانی و کوروش کبیر وداریوش وهخامنش و غیره حرف و سخن سر می دادو می دهد که براستی اگر خود کوروش کبیرو داریوش نیززنده بودند و با این اقا مسابقه تاریخ و فرهنگ وباستانی شناسی می دادند بی شک وتردید مسابقه را می باختند ونفر اخر می شدندو سر انجام بعد از سالها سخن پراکنی و شعار های رنگارنگ انهم در چهارچوب (مبارزه برای ازادی ایران ودموکراسی) به ناگهان رسوای عالم وادم و عام وخاص می شود ودستش از استین کثافت خانه هائی چون( بیت رهبری) بیرون می اید که برای اعاده وباز پس گرفتن ارث ومیراث باقی مانده پدر ستمکار وجنایکارش به چک وچانه زدن های سیاسی -امنیتی مشغول بوده ویا مخفیانه خانواده سلطنتی خود را به استقبال خانواده های منحوسی چون هاشمی رفسنجانی بهرمانی ها گسیل می کندو یا با سو استفاده از سرمایه های ملی و مردمی برای خود مراکز در امد و ثروت اندوزی و مغازه های لوکس وشیک دایر می کند انهم در گرانترین شهر های دنیا یعنی پاریس.

اقای مسعود رجوی بعد از ان همه خیانت وحتی کشتار ونابودی بهترین مبارزین ومتفکران با استعداددرسازمان مجاهدین خلق تحت عنوان وپروژه تصفیه حساب های درون سازمانی _ بعد از ان حرف های مفت و اخوند پسند در استادیوم امجدیه _ بعد از تحریک و تشویق طرفداران وهواداران صادق خود در امر شرکت در نبرد های خیابانی و مسلحانه و متاسفانه ارسال ان همه نیروی صادق ووفادار به قربانگاههای رژیم انهم عمدا و از روی قصد ونیت وتصمیم قبلی و یا الاف کردن هزاران چریک مسلح مجاهد در یک خاک غریب و بیگانه و مجددا ارسال بهترین و پاکترین وشجاعترین سربازان این مرزو بوم به قتل گاههای رژیم تحت پوشش جنگ مسلحانه. ناگهان خود را رهبر عقیدتی- سیاسی این جماعت بی گناه وناشی عنوان وجا زده و حتی جسارت وگستاخی وپر روئی را تا به انجا می کشاند که علنا وبا زور وتحقیر وشکنجه افراد.زنان وهمسران انان را به دادن طلاق وجدائی از هم مجبور ساخته تا راحت تر واسوده تر به خوش گذرانی ها و زنبارگی های شدید وهیستریکی وغیر قابل کنترل خود انهم با همبستر شدن با دختران زیبا روی و انتخاب شده در سازمان چون مریم عضدانلو ها پرداخته وخود را ارضا کند .وسر بزنگاه نیز از مخمصه و درست در حین مبارزه همه را سرکار گذاشته ومیدان راترک کند وخود را به جای امن و مطمئنی برساند؟؟؟

اقایان بسیار پر مدعی و حراف وراج موجود در حزب کمونیست کارگری که بلاخره مشخص نشد از کدام نسل بوده واز تخم وتبارکدام کمونیست ومکتب کمونیسم بوجود امده اند وقاحت و رسوائی وابروریزی را تا بدانجا رسانده اند که علنا واشکارا به توده های تحت ستم ومردم زحمت کش و پرولتاریای مورد نظر لنین ( در ایران)و حتی پرولتاریای جهان نیز دروغها ئی شاخدار وعجیب وغریب تحویل داده و متاسفانه چه احمقانه نیز به بت پرستی وشخصیت پرستی می پردازند .شاید ان ضربه و خیانتی که کمونیست های واقعی و اصیل ایرانی از اینگونه احزاب و مشابه ان خورده ومی خورند از هیچ نیروودشمن دیگری نخورده ونمی خورند . نیمی از قربانیان کمونیست های انقلابی زیر سایه چرندیات وجفنگیات بافته شده اینگونه احزاب بی در وپیکر وبی هویت و بی مصرف به قربانگاههای رژیم فرستاده شدند . بی مغزی وبی فکری و عدم تصمیم گیری قاطع وعدم وجود اراده شخصی وفردی در درون این حزب و احزاب مشابه باعث ان شده است که به عنوان بردگان سیاسی در خدمت مشتی کلاهبردار و حقه باز وشیادسیاسی قرار گرفته وبا ساز واهنگ سرکردگان موجود در حزب به خوش رقصی بپر دازند . یعنی چیزی که سران وکله گنده های رژیم فاشیستی -مذهبی. جهت ادامه بقای ددمنشانه خود بدان نیاز واحتیاج دارند.و از وجود چنین نیروهائی قلبا وباطنا راضی وشادمان هستند.
چنین نیروها واحزاب یک شبه بدنیا امده که هیچ نقشی در جنبش حقیقی و واقعی و مردمی داخل کشور نداشته وندارند و نخواهند داشت وجز به عنوان یک موجود طفیلی وانگل اجتماعی که به زندگی نکبت بار خود ادامه می دهند فایده وبهره دهی دیگری ندارند.متاسفانه درست بر خلاف مبارزات واقعی توده های تحت ستم گام بر داشته و سد ومانع در مقابل مبارزات مردمی وبویژه مبارزات کارگران وزحمتکشان ایران ایجاد کرده وهمواره نیز خیانت می ورزند . سابقه کاری وشیوه اعمال ورفتار انان طی چند سال گذشته خود بیانگر نهایت احمقانه ترین و نهایت خریت سیاسی انان می باشد خصوصا دروغ گوئی های کلان وگنده ای که از زبان سران وسردمداران این حزب انهم چون لجنی که می بارد.لجن های گفتاری که دیگر حتی برای مارکس وانگلس ولنین هم ابرو وحیثیت نگذاشته است. چنین حزبی عجبا که چه مدعی مبارزه با جمهوری ننگین اسلامی می باشد انهم با ان گارد دروغین ونامرئی ازادی . در حالی که خود اسیر ودر بند خرافات و بت پرستی های خود هستند ؟ چگونه می توانند زحمت کشان وکارگران تحت ستم میهن را ازاد کنند؟ ویا فرض مثال اگر ملت از انان نیز بخواهد که مثلا به مبارزه مسلحانه بپردازند؟ کدامشان بار ویا کشش سیاسی واراده ان را دارند که اسلحه را بدست بگیرند؟

از دیگر بنجل ها وپس مانده های سیاسی دیگر چون احزاب وگروهها و یا اشخاص وافرادی که تحت لوا وپرچم سوسیالیسم و سوسیال دمکرات و جبهه ملی ونیمه نیمچه های مافیائی که هیچ بوئی از مبارزه سیاسی وفرهنگی نبرده و هیچ تجربه ای در امر سرنگونی این جمهوری ننگین ندارند فراوانند . اما لازم وضروریست که با اوردن نام واسامی تعدادی از انان و شناسائی چهره واقعی شان در امر مبارزه خصوصا مبارزه مسلحانه نهایت دقت وهوشیاری را بخرج داد.بنجل ها وپس مانده های سیاسی چون اقای ابوالحسن بنی صدر - علی کشتگر - اقا وخانم متین دفتری -یا مفت خور ها و اراذل ها و ابتر هاو دم بریده هائی چون فریدون گیلانی ها و پولاد ها وتوکل ها وزهری ها - داریوش همایون ها وشهرام اهی ها و امیر سپهر ها- وحتی در این بین نیز افراد بی تفاوت و بی خیال و فارغ الحال و اسوده خاطر چون مهدی سامع ها وامثالهم که هم از یک طرف اسم ونام وارم (چریک فدائی ) را به دنبال خود ویدک کشیده واز طرفی دیگر به ریسمان پوسیده سازمان مجاهدین خلق اویزان بوده وهستند ونانشان را به نرخ روز می خورند؟ و تازه اگر به سوابق و گذشته کاری و اعمال ورفتار های اینگونه مدعیان فدائی نیز نظری بیندازیم در خواهیم یافت که ضربه هائی کاری واساسی و غیر قابل جبران بر پیکره جنبش پیشتاز فدائی وارد نموده اند و وارد می سازند.می توان از اینگونه شخصیت های کاذب سیاسی که جز حقه بازی وشیادی و کلاهبرداری (شغل )دیگری نداشته وندارند نام برد . اشخاصی که سالهای سال است که به هر طریق ممکن به مبارزین راستین واقعی خصوصا در طیف جریان های مسلح فدائی خیانت ورزیده و می ورزند .
شاید تنها کسی که از بین اینگونه اشخاص تا حدودی از ابرو وحیثیت سیاسی و مبارزاتی برخوردار بوده و توانسته است خود را حفظ و تا حدودی از جنبش فدائی دفاع کند( رفیق خانم اشرف دهقانی) باشد که متاسفانه ایشان نیزحالا دیگر به مرز کهولت وپیری و سا لخوردگی رسیده وباید منتظر فوت ودرگذشت این خانم محترم وگرامی وزن مبارزوانقلابی باشیم .کسی که بی شک وتردید با رفتنش تشکیلاتی به نام چریکهای فدائی خلق (شاخه اشرف دهقانی ) و بعد از سالهای سال انهم با سر دادن شعار( تنها ره رهائی جنگ مسلحانه) اما بدون حتی شلیک یک گلوله به طرف نیروهای تا دندان مسلح دشمن تبهکار وددمنش پیرامون جمهوری ننگین اسلامی و یا حتی بدون داشتن یک چریک مسلح جوان جهت مثلا اجرای یک عملیات چریکی- نظامی بیشتر وبیشتر از هم پاشیده و رفیق خانم اشرف دهقانی نیز با مرگ خود کل تشکیلات را به زیر خاک خواهد برد.در حالی که اگربراستی دست اندرکاران ومسئولین بی عمل موجود در این سازمان مثلا در ده ویا حتی پنج سال قبل اگر به اندازه یک دانه جوو گندم جربزه وشهامت ان را داشته ومخفیانه وارد ایران شده و به جمع اوری نیروها و افراد جوان مخصوصا با بازماندگان از خانواده های اعدامیان وشهدای راه فدائی ویا حتی همان نسل جوانی که روزی وروزگاری برای سازمان فدائی در امر پخش و انتشار بیانیه ها وکتاب ها و یا در جلسات اموزشی سازمان شرکت داشتند ارتباط بر قرار می کردند امروزه سرنوشت جنبش پیشتاز فدائی اینگونه وبدین سبک وشیوه مورد تمسخر واستیهزای این گروه همیشه معتاد سلطنت طلب و بت پرست ویا ان حزب بی شرم وحیا و بی دروپیکر کمونیست های دروغین ویا حتی دراین بین سازمان مجاهدین خلق نیز جرات وشهامت ان را پیدا نمی کرد که بعد از سواستفاده های کلان سیاسی - فرهنگی از اسم ونام وارم سازمان چریکهای فدائی انهم از طریق و بتوسط افراد بی خیال و بی تفاوت وخامی چون مهدی سامع ها شورای مملو از احمق ها و کودن های سیاسی ودکان وبقالی به نام (شورای ملی مقاومت) که اکثریت اعضا و افراد ان را مجاهدینی تشکیل می دهند که تا سالهای قبل دستشان در کاسه باند های مخوفی به نام باند سعید امامی می چرخید. واصولا شخص غریبه وغیر خودی در این چهار دیواری بتونی مجاهدین وجود ندارد که نامش را( شور) گذاشته اند.بهره برداری سیاسی کرده ویا تبلیغات های مورد نیاز جمهوری ننگین اسلامی را راه بیاندازد.

امروز باید از اینگونه اشخاص وافراد مبتذل سیاسی موجود در اپوزیسیون مرده که حالا دیگرجسدش نیز فسیل شده باید سئوال کرد ؟ که با وجود این همه طمطراق ها وبلوف ها وخالی بندی های سیاسی - تشکیلاتی - داد وفریاد های گوش خراش وکرکننده - تبلیغات های ایدئولوژیکی - سخنرانی های سردرد اورو تجمع ها وراهپیمائی هائی که بیشتر به مانند قدم زدن در کنا ره های دریا ها وسواحل تفریحی می ماند - شعار ها و حرف ها ومیلیون ها چرت وپرت وجفنگیات و مزخرفات بافته شده در امر مبارزه با جمهوری ننگین وکثیف اسلامی و یا در جهت سر نگونی این رژیم. و در اصل خیانت و ضربه زدن به مبارزین راستین راه ازادی و نابودی اعضا و حتی خانواده های سیاسی انهم به مدت بیست هفت سال ؟؟ایا می فهمند ویا درک می کنند ؟ بیست وهفت سال سراسر مرگ وقتل وکشتار واعدام وتیربارانهای گروهی ودسته جمعی ؟؟ ووو... براستی شما اپوزیسیون انگل صفت و طفیلی در کجای تاریخ بشری سیر وسفر می کنید؟در طول این همه جنایت وکشتار وقتل عام های ددمنشانه چند نفر از هموطنان ستم دیده را نجات داده اید ؟ چند زندانی سیاسی بتوسط شما احمق های عقب مانده تاریخ بشری از زندان های مخوف این رژیم ددمنش ازاد شده است؟ویا گذشته از همه اینها( بدلیل وجود خریت وجهل سیاسی در سراسر وجود شما) چند هزار نیروی انسانی از شما فراری - متنفر و عطای تان را به لقایتان بخشیدند؟ و اصولا با این تیپ وقیا فه مضحک وخنده دار وبراستی مسخره ای که اپوزیسیون مرده انهم با وجود این همه گروهها ونیروهای ریزه می زه وکوچولو که حتی با یک باد معده سریعا می میرندوزنده می شوند؟ بخود گرفته ویا با ان همه اشخاص وافرادبراستی کمیک و خنده دارو به تمام مسخره ای که هر روز در رسانه های تصویری متعلق به بنگاههای تروریستی - تبلیغا تی جمهوری ننگین اسلامی در لوس انجلس ویا کشور های اروپائی با تمام قیافه وشکل وتیپ بنجل شان ظاهر شده وباعث خنده سران وکله گنده ها وایت الله های موجود در بیت کثیف رهبری می شوند ؟ براستی عجب اپوزیسیونی دارد این سرزمین کهن وباستانی ؟؟؟
____________

سالهای سال هست که همه این مفت خور ها وانگل های اجتماعی تحت عنوان نیروی اپوزیسیون هم از توبره جمهوری ننگین اسلامی تغذیه کرده و هم بر سر خلق وتوده های ستم دیده کلاهی گشاد گذاشته ومی گذارندودر این راستا جز دادن کشته وقربانی وارسال مردم بی گناه به قتلگاههای رژیم خونخوارهیچ عمل دیگری انجام نداده ونمی دهند. در چنین شرایط اجتماعی بی چون وچرا وبدون هیچ وشک وتردیدی افراد مبارز وازادیخواهان راستین این سر زمین با بدور انداختن و قاطعانه باید اعلام کنیم که با انداختن اپوزیسیون بی شخصیت وبی هویت وبی اصل ونسب به سطل و اشغالدانی تاریخ وبدور از هیاهو های کر کننده به مبارزه خود ادامه داده وبا بدست گرفتن اسلحه واغاز یک نبرد مسلحانه وسراسری در جهت نابودی کامل این پدیده وحشی و ددمنش اقدام می کنند . در شرایطی که اپوزیسیون بی مصرف به خواب وچرت زدن های سیاسی خود مشغول بوده - در شرایطی که اشخاص کاذب وکلاهبرداران سیاسی تحت عنوان سران - رهبران - دبیرکل ها - مدیران - مسئولان فلان خانه های عشق بازی و عیش ونوش درسازمان سیاسی - گروه بر انداز - حزب سیاسی - ویا ان شخص مدعی رهبر عقیدتی مجاهدین - انجمن ها و کمیته ها و چه وچه وچه ....در پر کردن جیب مبارک خود گوی سبقت را از هم ربوده واز سرو کول هم بالا وپائین میپریدند. ویا ان عده ای که سالهای سال شعار تنها ره رهائی جنگ مسلحانه را سر داده اما حتی یک اسلحه وفشنگ وگلوله برای شلیک (حتی هوائی ) را هم ندارند ؟؟.... ویا سالهای سال با دروغ و فریب و گذاشتن کلاه بر سر مردم داد مبارزه انتقادی و دیالوگ های انتقادی و مبارزات مدنی از طریق اعتصاب واعتراضو مقاومت منفی ونافرمانی مدنی را در جهت مثلا سرنگونی این جمهوری ننگین سر داده ومی دهند ؟؟؟ غافل از انکه این احمق ها وعقب مانده های سیاسی هنوز درک نکرده ونمی فهمند که جمهوری کثیف وننگین اسلامی تنها وتنها از طریق نبرد مسلحانه و داخلی و با شلیک گلوله هائی از بین می رود که از اسلحه ومسلسل های مبارزین راستین و واقعی را ه ازادی خارج می شود. نه با حرف وشعار وخود فریبی وخود گول زنی .
و در چنین موقعیتی بود که
سازمان مخفی جوانان مسلح با گرد هم اوردن شجاعترین وخالصترین وپاکترین رفقای فدائی تشکیل و به ارکان های رژیم ددمنش و وابستگان ارتجاعی و واپسگرایش حمله های چریکی می کند . وناگهان با این پیدایش- همه نیروهای خواب الود سیاسی در (اپوزیسیون ) از چرت زدن های طولانی مدت خود پریده و بیدار می شوند .
(... ا

Monday, August 07, 2006

چرا قاضی‌ ها را به جهنم ارسال می‌ کنیم ؟؟

خودتان بخوانید و قضاوت کنید که چرا قاضی‌ ها ی کثیف و نجس و دد منش در دستگاه ها ی امنیتی‌ جمهوری ننگین اسلامی‌ را بی‌ هیچ ترحم و گذشتی‌ به جهنم ارسال می‌ کنیم .

قابل توجه اپوزیسیون بی‌ مصرف و مفت خور نشسته و لم داده در خارج از کشور

______________________

برادر رییس سازمان بازرسی کل کشور قاچاقچی از کار درآمد

برادر حجت الاسلام نیازی رییس سازمان بازرسی کل کشور و دادستان سابق نظامی تهران به جرم همراه داشتن 95 کیلو تریاک و 45 کیلو هرویین در بازداشت به سر می برد

Sunday, August 06, 2006

طنز هفته : سگ و گربه ها ی سیاسی

هر دو جناح خائن و مفت خور را بهتر بشنا سید :

کمونیست ها ی بی‌ مصرف و بی عرضه و سو سیا لیست ها ی فوکو ل کرواتی‌ :

بزن بزن ها ی کمونیستی‌ و سوسیا لیستی‌ در (اپوزیسیون سو سو ل ا یستی‌: )

بخوانید و بخندیدو لذت ببرید:

___________

http://www.jonbesh-iran.com/

www.jonbesh-iran.com


عمل غیر اخلاقی حزب کمونیست کارگری ایران

هموطنان گرامی ، نیروهای انقلابی !

حزب سوسیالیست ایران کوشیده است در همه سال های گذشته ، نه تنها وارد درگیری های جاری میان نیروهای کمونیست ، یا حتی جریان هائی که خود را کمونیست می نامند نشوند ، بلکه :

- در تظاهراتی که خود اغلب اعلام می کند ، از همه ی نیروهای ضد ارتجاع و ضد امپریالیست دعوت کند تا « با هویت کامل سازمانی خود » در آن شرکت کنند ، و همواره میکروفون تظاهرات خود را در اختیار سازمان ها و احزاب شرکت کننده ، اعم از ایرانی ، یا غیرایرانی ، بگذارد.

- از همه واحدهای خود ، مثلا در هامبورگ ، برمن ، کلن ، زوریخ و ... خواسته است تا نه تنها در وحدت های انترناسیونالیستی با نیروهای کمونیست سایر کشورها ، بلکه در وحدت و ائتلاف های منطقه ای با نیروهای ایرانی که خود را ضد ارتجاع و ضد امپریالیست می دانند، هرگز درنگ نکنند.

- از همه نیروهای خود خواسته است که وارد حوزه ی تنش های جاری میان سازمان ها و احزاب نشوند و همه سعی و کوشش خود را در جهت وحدت عمل مبارزاتی به کار گیرند.

- همواره ، و به صورت ها و در مقاطع مختلف ، اعلام کرده است که دشمن از ضعف و تشتت و پراکندگی ماست که قوی می شود ، پس باید وحدت عمل مبارزاتی در جناح چپ اپوزیسیون را حول محور« اتحاد ، مبازه ، پیروزی » از وظایف مبرم جنبش چپ تلقی کنیم و از انحصار طلبی ، خود محور بینی و سکتاریسم مخرب بپرهیزیم .

با این حال ، در تظاهرات روز شنبه پنجم اگوست 2006 در مقابل سرکنسولگری جمهوری اسلامی در هامبورگ ، جریانی به نام حزب کمونیست کارگری ، صحنه ای را در حضور نمایندگان سایر سازمان ها و احزاب چپ پیش آورده که ما را مجبور به صدور این اعلامیه کرده است .

حزب سوسیالیست ایران ، پس از صدرو اطلاعیه در مورد قتل اکبر محمدی در زندان جمهوری اسلامی ، همانگونه که دوشنبه سی ویکم ژوئن 2006 در رادیو صدای همراه گوتنبرگ اعلام کرد ، در تدارک اعتراضی گسترده بود و اعلام کرده بود که در هر تظاهراتی از این گونه که از جانب اپوزیسیون چپ اعلام شود ، با همه ی توان و امکان خود شرکت خواهد کرد . در صحنه های انترناسیونالیستی نیز ، حزب ما تا کنون جز این نکرده است . در این میان ، رفیقی به نام ( ف . ف ) از هامبورگ با دفتر حزب تماس گرفت که روز شنبه پنجم اگوست 2006 ساعت یک بعد از ظهر تظاهراتی در مقابل سرکنسولگری جمهورس اسلامی برپا می شود . آن رفیق توضیح داد که کمیته ای اجازه تظاهرات را گرفته است . حزب سوسیالیست ایران استقبال کرد و بخشی از نیروهای شاخه هامبورگ خود را بسیج کرد .

امروز ، پیش از آن که نیروهای ما از ایستگاه قطار شهری به سمت محل تظاهرات حرکت کنند ، دو باره از همان رفیقی که خبرداده بود ، پرسیده شد مشخصا چه جریانی اجازه تظاهرات را گرفته است؟ از شورای هماهنگی هامبورگ نام برد . برای حزب ما فرقی نمی کرد ، از هر جریان چپ دیگری هم که نام می برد ، استقبال می کردیم . تاکید ما این بود که مبادا در دام طیف راست بیفتیم . چپ و راست قضیه ، در حزب سوسیالیست ایران تعریف مشخص خود را دارد. و مضمون این تعریف هم برای ما روشن شده است که برخورد با اردوی دوست ، تفاوت می کند با برخورد با اردوی دشمن . ما ارتجاع ، امپریالیسم ، فرصت طلبی و هر گونه گرایش به این سمت ها را که مالا در خدمت سرمایه و در تائید سرمایه داری و بازار آزاد قرار گیرد، اردوی دشمن می دانیم. بنابراین ، با وجود مباحث بسیار سخت میان حزب کمونیست کارگری و تشکیلات حکمتیست ( حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست ) ، و با وجود زمزمه ها و شایعات گسترده ای که در مورد روابط حزب کمونیست کارگری ایران با سلطنت طلبان ، اسرائیل و آمریکا وجود دارد ، حزب سوسیالیست ایران تا آخرین واقعه ی روز شنبه که بیان کننده گرایش ها و مضامین غیر کمونیستی است ، این حزب را- منتها با نقدی برسیاست ها ، رفتارها و مضامین و روابط بیرونی و درونی آن – در اردوی دشمن ارزیابی نمی کرد و چنین می اندیشید که خطای سمت گیری رهبری این جریان ، در برخورد با نقد لایه های عضو و هوادار ، احتمال تصحیح دارد. اما این جریان ، دشمنی آشکار خود را تا حد همکاری با پلیس آلمان علیه نیروهای کمونیست ، جلو چشم نمایندگان سازمان ها ، احزاب و نیروهای مستقل چپ ، در بندر هامبورگ به نمایش گذاشت .

حزب سوسیالیست ایران ، بنا به شیوه ای که در همه تظاهرات اعلام شده از طرف سازمان های دیگر دارد ، با هدف تقویت تظاهرات ، از فاصله صد متری پلاکارد حزب را باز کرد و نیروهای شاخه هامبورگ پشت پلاکارد با شعارهای کوبنده ی « مرگ بر جمهوری اسلامی » به محل تظاهرات رسیدند و با راهنمائی همان رفیق « ف . ف » در نقطه ای مستقر شدند . پلاکارد های حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست ، حزب کمونیست کارگری ایران ، شورای هماهنگی ایرانیان و حزب رنجبران باز بود . جزآنان ، نمایندگان سازمان فدائیان ( اقلیت ) و حزب کمونیست ایران نیز در میدان حضور داشتند و شاهد عمل غیر اخلاقی و پلیسی حزب کمونیست کارگری علیه حزب سوسیالیست ایران بودند .

به محض ورود نیروهای حزب ما به میدان ، که با هیجان و فریادهای سنگین مرگ بر جمهوری اسلامی صورت گرفت ، دو تن از کسانی که اجازه نامه تظاهرات به نام ایشان بود ، به پلیس مراجعه کردند و گفتند که این ها با ما نیستند. والا که به پلیس مربوط نیست که کدام سازمان ها و با چه نیروئی در تظاهراتی که مجوز دارد ، شرکت می کنند ، مگر آن که برگزار کننده به حضور آنان اعتراض کند . پلیس در تظاهرات دخالت کرد و به ما گفت شما جزو این ها ( یعنی کسانی که اجازه تظاهرات را گرفته اند ) نیستید و اجازه ندارید اینجا بایستید . اگر بایستید ، به دادگاه خواهید رفت . میان نمایندگان چند نیرو و دو تن از عناصر حزب کمونیست کارگری درگیری لفظی شدیدی به وجود آمد که وقتی فراخوان داده می شود ، شما نمی توانید نیروها را از هم جدا کنید . کار به همین جا ختم نشد . پلیس آلمان با حالتی تهاجمی به رفیق مسئول روابط خارجی شاخه هامبورگ که مسئول گروه معرفی شده بود ، مراجعه کرد . مدارک هویت او را گرفت و تاکید کرد که شما اجازه ندارید در این تظاهرات شرکت کنید چون آن ها ( یعنی حزب کمونیست کارگری ) که اجازه تظاهرات گرفته اند ، با حضور شما موافق نیستند . یکی از مسئولان حزبی ما ، با ناباوری به رفیق « ف . ف» مراجعه کرد که مگر شما نگفته اید اجازه را شورای هماهنگی ایرانیان هامبورگ گرفته است ؟ گفت : چرا . به رفیق « ن . ت » از شورای هماهنگی ایرانیان هامبورگ مراجعه کردیم ، گفت زمانی که من رفتم اجازه تظاهرات بگیرم، پلیس گفت قبلا حزب دیگری اجازه گرفته و شما با آن ها به توافق برسید که تظاهرات را مشترک برگزار کنید . و چنین توافقی نیز صورت گرفته بود . حزب سوسیالیست ایران که هر وقت اعلام تظاهرات کرده ، مقدم سایر نیروهای چپ را گرامی داشته وچند سال پیش در همان مقابل سرکنسولگری جمهوری اسلامی در هامبورگ ، میکروفون خود را با کمال میل و احترام در اختیار همین حزب کمونیست کارگری گذاشته بود ، برای نخستین بار بود که با چنین صحنه ای مواجه می شد . و با ناباوری هم . نماینده دفتر مرکزی حزب که در تظاهرات حضور داشت ، تا زمانی که دو تن از افراد حزب کمونیست کارگری با حالتی تهاجمی به او مراجعه کردند که : اگر می خواستید در این تظاهرات شرکت کنید ، قبلا باید به ما اطلاع می دادید ( که تقریبا مساوی است با : قبلا باید از ما اجازه می گرفتید ) ، باور نمی کرد که پلیس راست بگوید و فکر می کرد خود پلیس می خواهد برای حضور ما در آن تظاهرات ، اشکال بتراشد . نماینده حزب ما به عناصر خشمگین حزب کمونیست کارگری گفت : از کی تا به حال این رسم را ساخته اید که شرکت کنندگان در تظاهراتی که مردم در فراخوان عمومی به شرکت در آن دعوت شده اند ، باید قبلا حضور و غیاب شان را اعلام کنند ؟ ! شما خواستید تا مردم ضد جمهوری اسلامی ، در اعتراض به قتل اکبر محمدی در این میدان شرکت کنند ، ما هم آمده ایم . مگر در میدان به این بزرگی جای شما را تنگ کرده ایم ؟ یکی از آن دو تن که خانمی بسیار پرخاشجو بود ، حرف آخر را زد و دلیل واقعی را با توهین و خشم ابراز کرد . آن خانم ، در حالی که نمایندگان سایر سازمان هم ، علاوه بر نیروهای حزب ما ، می شنیدند ، گفت که : « شما سنگ پرت می کنید به سفارت ، حمله می کنید به سفارت .» بحث بر سر مسئولیت عمل انجام نشده ی حزب سوسیالیست ایران نبود ، بحث بر سر انحصار طلبی و انعکاس تبلیغاتی تظاهرات به سبک حزب کمونیست کارگری بود که عادت کرده اند بر هر حرکتی مهر مالکیت مطلق خود را بکوبند. بنابراین ، پلیس خبر کردن برای حزبی دیگر که با پرچم و ستاره سرخ در کنار آنان به میدان آمده است ، برای شان تحمل ناپذیر است . برای این که این حضرات دچار عوارض ناشی از شمارش و تبلیغات یک طرفه شده اند .

حزب کمونیست کارگری ، در حضور همه نیروهای سیاسی حاضر در میدان ، پلیس هامبورگ را علیه ما خبر کرد و تحریک کرد . حزب کمونیست کارگری ، با توهین و خشم و پرخاشجوئی ؛ آن هم درست در مقابل سرکنسولگری جمهوری اسلامی ، می خواست یا ما را وادار کند زیر فشار پلیس میدان را ترک کنیم ، یا درگیر شویم . حضور ما ، چنان اسباب تکدر خاطر و خشم عناصر حزب کمونیست کارگری شده بود ، که پلیس را به جان ما انداختند ، خودشان به ما هجوم آوردند و چیزی نمانده بود که عصبانیت متقابل رفقای ما ، که از طرف نماینده دفتر مرکزی آرام می شد ، کار را به درگیری جدی بکشاند . ما به شدت خویشتن داری کردیم برای آن که درگیری جمعیتی چنان قلیل در مقابل چشم دشمن بشریت ، می توانست به ایجاد فاجعه ای منجر شود . اگرچه ، هم ستاد مرکزی پلیس هامبورگ از همان حجم برخورد که به کوتاه آمدن ما انجامید ، خشنود شد ، هم اراذلی که از پشت پنجره و از طریق دوربین های سرکنسولگری جمهوری جهل و جنون و سرمایه ، صحنه را می پائیدند .

حزب سوسیالیست ایران ، عمل غیر اخلاقی حزب کمونیست کارگری را که معلوم نیست چرا از تهاجم ژوئیه سال 2003 ما به سرکنسولگری جمهوری اسلامی ، چنان خشمگین است که آن را امروز در مقابل جمهوری اسلامی بر سر ما می کوبد ، محکوم می کند و به صدای بلند می گوید که این گونه اعمال ، عملا مغایر اخلاق کمونیستی و هر گونه اخلاق سیاسی است ، و ریشه در اخلاق بورژوائی و فئودالی و خان بازی های عهد عتیق دارد . این سخن بدان گفتیم که شاید به اهمیت متعادل کردن عنوان با رفتار بیشتر فکر کنیم ، والا که حزب سوسیالیست ایران ، هم چنان در جهت وحدت های حد اقل نیروهای چپ ، علیه ارتجاع ، امپریالیزم و هر گونه وابستگی به ارتجاعیون و امپریالیست ها ، گام بر می دارد .

مرگ بر جمهوری اسلامی مرگ بر امپریالیزم جهانی به سرکردگی امریکا

زنده باد سوسیالیزم انقلابی

حزب سوسیالیست ایران – دفتر مرکزی

شنبه پنجم اگوست 2006

Wednesday, August 02, 2006

عملیات (لیست سیاه ) به اجرا در می‌ اید :

قاضی‌ ها ی ددمنش و ادم کشان کثیف اسلامی‌ را نیست و نا بود کنید . بدون گذشت و بدون ترحم .
(رفیق شهرا م مسول کل سازمان مخفی‌ جوانان مسلح )

________________

به دستور رفیق شهرا م مسول کل سازمان مخفی‌ جوانان مسلح. عملیات (لیست سیاه ) با هماهنگی‌ کلیه نیرو ها ی مسلح در کمیته مرکزی سازمان _ کمیته شمال _ کمیته ضد تروریستها _ کمیته اطلاعات و ضد اطلاعات _ دادگاه مخفی‌ و هسته ها ی چریکی‌ مسلح بزودی به اجرا در خواهد امد . در این عملیات چریکی‌ _ نظامی‌ تعدادی از دادستان ها و قاضی‌ ها ی جلا د و ادم کش و قا تلین هزاران هموطن بیگناه _ استانداران دزد صفت _ سران وفرما ندها ن مزدوران وحشی‌ صفت بسیج و حزب الله و انصار و گروه فشار و سرکردگان ددمنش سپاه پاسداران و کمیته ها_ نیرو ها ی انتظامی‌ و شهر با نی‌_بزرگ عمامه دارا ن دزد صفت _ تعداد زیادی از مامورین کثیف و نجس وزارت تروریستی‌ اطلاعات که از قبل توسط اعضای سازمان مخفی‌ شنا سا یی‌ شده اند . به سزای اعمال دمنشا نه و خائنانه خود خواهند رسید . سراسر ایران ابستن حوادثی‌ خواهد بود که رزمندگان شجاع چریک ها ی فدایی‌ در سازمان مخفی‌ خواهند افرید . با ا ین دستور رفیق شهرا م با ر دیگر سازمان مخفی‌ انتقا م سالها جنایت و کشتار و قتل عام مردم ستم دیده ایران را از جمهوری ننگین و کثیف اسلامی‌ خواهند گرفت . مزدوران کلیدی و وابسته به بیت کثیف و نجس رهبری خود را برای مرگ حاضر و آماده کنند .چریکها ی مسلح فدایی‌ در راهند . قاضی‌ ها ی بیشتری توسط سازمان مخفی‌ جوانان به جهنم ارسال خواهند شد روز انتقام ما و خلق قهرمان ایران فرا رسیده است .پاسخ دشمن را با گلوله ها ی مسلسل ها یما ن خواهیم داد.
تنها ره رها یی‌ جنگ مسلحانه است .
مردم مسلح شوید .
__________________

سازمان مخفی‌ جوانان مسلح

Tuesday, August 01, 2006

اشک تمساح ریختن رضا پهلوی و سلطنت طلبان (حزب الهی‌ ):

از یک طرف همکاری جانانه با جمهوری ننگین و کثیف اسلامی‌ و از طرفی‌ دیگر عزاداری و پیا م تسلیت :

تا کی‌ فریب خلق با نام شاهی‌ و مسلمانی‌ سر بر سجاده می‌ خوردن پنهانی‌

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پیام رضا پهلوی

بمناسبت قتل اکبر محمدی در زندان جمهوری اسلامی:

نهم مرداد ماه ۱۳۸۵

هم میهنان عزیزم،

پـس از هفـت سال شکنجـه و شـلاق، سرانجـام دانشجـوی دلیـر و مقـاوم، اکبر محمـدی، توسط رژیم جنون و جنایتِ جمهوری اسلامی بقتل رسید و بدین ترتیب: حکم اعدام وی – پس از هفت سال – توسط جانیان و زندانبانان جمهوری اسلامی بمرحلۀ اجرا درآمد.

اکبر محمدی، نمونـۀ برجستـه ای از دانشجویـان مشروطه خواهـی بود که علیرغـم سکوت سنگین اپوزیسیــون و بی توجه بـه عافیت طلبـی ها و عاقبت انــدیشی ها، قهرمانــانــه، پرچــم مبارزه و مقاومت در برابر استبداد سیاه حاکم را بردوش کشید.

نام و خاطــرۀ اکبر محمــدی، در تاریــخ جنبش آزادیخواهی مردم ایــران – عموماً – و در تاریخ جنبش دانشجــویــی – خصوصــا – همــواره جاویــدان خواهــد مانــد و آزاد اندیشــی و شجاعت بی نظیر وی، بی تردید، چراغ راه همۀ مبارزان راه آزادی ایران خواهد بود.

من، ضمن همــدردی و همبستگی با خانــوادۀ سـرفـــراز اکبر محمدی، فقــدان این فرزند شجاع و فداکار وطن را به عموم ملت ایران و خصوصا دانشجویان، تسلیت می گویم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

Sunday, July 30, 2006

دروغی‌ دیگر از بین هزاران سناریو ها ی ساختگی‌ وزارت کثیف و نجس اطلاعات:

بعد از ترور چند قاضی‌ ددمنش و جلا د توسط هسته ها ی چریکی‌ مسلح در سازمان مخفی‌ و بویژه آن قاضی‌ بی‌ اصل و نسب و حرا م زا ده کثیف اسلامی‌ (قاضی‌ نا مقدس ): بیش از پنجا ه نفر مشکوک _ بیست نفر بازداشت و سپس آزاد _ دهها نفر در کشور ها ی مختلف چون دوبی‌ انهم در جلوی سفا رت آمریکا و بارها وبارها اعلام کردند که ضاربان قاضی‌ نامقدس دستگیر و روانه زندان شدند . اما هیچ دروغی‌ شا خ دا ر تر از این اخری نیست که قاضی‌ کوچولو و جوان نا شی‌ و تازه کار سعید مرتضوی نو جوان بافته است :البته از این سنا ریو ها بعد ها فراوان از طرف اینگونه اشخاص و مزدوران کثیف و نجس وابسته به بیت و کثافت خا نه رهبری و وزارت اطلاعات اخوندی خواهیم دید . جهت پا سخی‌ قاطعانه و محکم به همه مزدوران از این دست وسر ان جمهوری کثیف و ننگین اسلامی‌ باید بگو ییم که رفقا یی‌ که آن قاضی‌ ها ی کثیف و نجس را به سزای اعمال ننگینشا ن رساندند در خرج از کشور و در محلی‌ امن واما ن بسر برده و همچنین رفیق شهرام مسول سازمان مخفی‌ با آنها در تماس تلفنی‌ می‌ باشد . به دروغها ی جدید وزارت کثیف و نجس اطلاعات اخوندی توجه کنید :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



سعيد مرتضوي: در بازجويي از ضارب قاضي مقدس متوجه شدم هدف او گرفتن ويزا و پناهندگي بود// پليس امارات وی را به ايران بازگرداند


دادستان عمومي و انقلاب تهران گفت: در بازجويي‌‏هايي كه بنده به طور مستقيم با متهم اصلي پرونده ترور شهيد مقدس داشتم، مشخص شد كه تصور اين فرد اين بود كه با ترور فرد خدمتگزاري مانند شهيد مقدس بتواند برگ سبزي براي دريافت ويزا و امكانات از سوي استكبار جهاني و آمريكا داشته باشد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، سعيد مرتضوي در حاشيه اولين مراسم سالگرد مردن قاضي مقدس در جمع خبرنگاران در خصوص آخرين وضعيت پرونده ترور قاضي مقدس، گفت: تروريستي كه اين اقدام ددمنشانه را انجام داد، در فكر و خيال پناهندگي به آمريكا بود. وي پس از ترور، حدود يك ماه را در منزل خود مخفي شده بود و پس از آن با انجام يك‌‏ سري برنامه‌‏ريزي‌‏ها، به امارات پناه برد و در آنجا به سفارت اين كشور رفت و اعلام كرد كه مي‌‏خواهد با سفير آمريكا در امارات ملاقات داشته باشد.
وي افزود: وي در مراجعه‌‏اي كه به پليس امارات داشت، موضوع را با آنها در ميان مي‌‏گذارد كه اين پليس نيز موضوع مزبور را به سفارت ايران اعلام مي‌‏كند و ما نيز درخواست استرداد اين متهم را كرديم كه وي به ايران بازگردانده شد.
مرتضوي گفت: شهيد مقدس پيش از آن حادثه، با اين متهم برخوردي نداشت و تنها انگيزه اين فرد تروريست اين بود كه با اين اقدام ناجوانمردانه خود بتواند برگ سبزي براي پناهندگي به آمريكا داشته باشد. در بازجويي‌‏هاي كه از وي به عمل آورديم، براي ما اثبات شد كه فرد تروريست صد در صد خود او بوده است. اين فرد تروريست عوامل و شركاي خود را نيز به ما معرفي كرد.
دادستان تهران اعلام كرد: اداره آگاهي، سازمان اطلاعات تهران و وزارت اطلاعات گزارش نهايي خود در اين پرونده به ما داده‌‏اند كه ان‌‏شاءالله تا يك هفته آينده براي اين پرونده قرار مجرميت صادر خواهد شد و پرونده جهت رسيدگي به دادگاه ارجاع مي‌‏شود.
مرتضوي تأكيد كرد: اين‌‏گونه حركات ددمنشانه و ناجوانمردانه هيچ اثري در كار قضات نخواهد گذاشت.
دادستان تهران در خصوص آخرين وضعيت پرونده روزنامه ايران، گفت: اين روزنامه به دليل چاپ كاريكاتوري كه استنباط اهانت به يك زبان را داشت، از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات توقيف و پرونده آن به دادسرا ارجاع شد كه بازپرس ما نيز در مورد اتهام توهين و اهانت در اين پرونده قرار مجرميت صادر كرد اما اين موضوع را كه اتهام مزبور جزو جرايم امنيتي محسوب شود، منتفي دانست و در اين مورد قرار منع پيگرد صادر و براي روزنامه نيز قرار رفع توقيف صادر كرد اما اين قرار با اعتراض هيأت نظارت بر مطبوعات مواجه شد كه موضوع جهت رفع اختلاف به دادگاه عمومي تهران ارجاع شده است.

Saturday, July 29, 2006

گزار ش مهم بخش اطلاعات و ضد اطلاعات سازمان مخفی‌ در مورد عباس فخر اور:

رفقا ی مسول در سازمان مخفی‌ ودانشجویان مبارز:

آقای امیر عباس فخر اور که مدتیست خود را به خا رج از کشور رسانده و در چند شبکه تلویزیونی‌ وابسته به وزارت اطلاعات اخوندی فارسی‌ زبان در لس انجلس مصاحبه ها یی‌ نیز انجام داده است شخصی است که دستگیری ایشان نه تنها به دلیل داشتن تفکر ات سیاسی‌ و یا حتی‌ دخالت در جنبش دانشجویی‌ نبوده و نیست بلکه این شخص بدلیل رفتار ها ی غیر اخلاقی و فساد اخلاقی‌ توسط مامورین رژیم ‌ دستگیر و آنگاه از طرف وزارت ددمنش اطلاعات اخوندی سعی‌ بر نفوذ در جریا نا ت سیاسی‌ دانشجویی‌ د اشته و توسط خود وزارت اطلاعات تروریستی‌ رژیم ملا یا ن به خارج از کشور اعزام شده است . بر طبق گزارش دقیق و موثق از طرف تعدادی از زندانیا ن سیاسی‌ دانشجویا ن وحتی‌ بر طبق گفته ها ی هم بند ها ی این شخص .و آنگاه با تحقیقات کامل بخش اطلاعات و ضد اطلاعات سازمان مخفی‌ .آقای عباس فخر اور نه تنها به دلیل شرکت در جریا نا ت سیاسی‌ دستگیر نشده بود بلکه ایشا ن بدلیل ( منا فی‌ عفت بر طبق قوانین منحوس جمهوری ننگین )ابتدا به بند عمومی‌ افراد چاقو کش و لات ها ی خیا بانی‌فرستاده می‌ شود آنگاه وزارت نجس و کثیف اطلاعات اخوندی به دلیل تشخیص استعداد و هوش زیاد این شخص اموزش ها ی لازمه در جهت نفوذ در بین زندانیا ن سیاسی‌ بویژه زندانیا ن سیاسی‌ دانشجو‌ را داده و ایشان را ماهرا نه و زیرکانه وارد بند و سلول ها ی متعلق به زندا نیا ن سیاسی‌ نموده و مشغول جا سوسی و خبر چینی‌ می‌ شود . در طی‌ دورانی‌ که ایشا ن از وزارت کثیف اطلاعات به درون زندان رفت و امد می‌ کرد وسایل جا سوسی‌ و استر اق سمع با خود به همراه داشت به طوری که دو با ر و در دو مورد زندا نیا ن سیاسی‌ از درون (شو رت ایشا ن ) تلفن دستی‌ (موبایلی‌ )را کشف کردند که مستقیما به اتاق گفت و و شنود وزارت کثیف اطلاعات در زندان اوین متصل و حتی‌ تعد ادی از زندانیا ن سیاسی‌ شماره کد (پین کد ) این تلفن دستی‌ را نیز از قبل می‌ دانستند . این شخص قبل از خروج از ایرا ن که به به توسط وزارت اطلاعات و یکی‌ از مامورین سابق ساواک شاه و به کمک و همرا هی‌ بخش سلطنت طلبا ن ابتدا به دوبی‌ و از آنجا براحتی‌ به کشور ا مریکا می‌ آیند . این شخص و همراه دیگر ایشا ن آقای کورش صحتی‌ و پاسدار سابق و اسید پا ش بر سرو صورت دختران و زنا ن آقای اکبر گنجی‌ قبل از خا رج شدن از ایران با سران جمهوری ننگین و کثیف اسلامی‌ چون ایت الله خا منه ای _ رفسنجانی‌ و وزیر اطلاعات اخوندی ملاقات ها و جلساتی‌ را به عمل اورده بودند.

با تشکر :

بخش اطلاعات و ضد اطلاعات سازمان مخفی‌

Friday, July 28, 2006

سازمان مخفی جوانان مسلح.:رفیق (ش .خ ):

(....ادامه ...)



با در مانده و واما نده شدن و زه زدن بسیاری از گروههای سیاسی مدعی در راستای مبارزه _ مقاومت و یا ایستادگی در مقابل جمهوری ننگین اسلامی و حمله های وحشیانه نیروها ی ددمنش حزب الله و چماقداران و لمپن ها ی اسلامی. این بازماندگان دستگاه ترور وادم ربائی ساواک شاه خائن ومریدان ولوطی های شعبان بی مخها. تنها و تنها کسانی بهای ازادیخواهی را پرداختند که هرگز سر تسلیم را در مقابل شکنجه های شدید فیزیکی وبدنی انهم در درون زندان های قرون وسطائی و وحشتناک فرود نیاوردند . جانشان را برای رهائی توده های تحت ستم فدا کردند و به دشمن بی ترحم (نه ) گفتندکه تازه اگر فرصتی مناسب تر بدست می اوردندپاسخ رفتار های ددمنشانه نیروهای ضد مردمی را با رگبار گلوله های مسلسل نیز می دادنداما همانطور که دیدیم ومی بینیم. از یک طرف سالها شاهد مقاومت وایستادگی زندانیان سیاسی ودر اینجا بخصوص مقاومت دلیرانه وشجاعانه زندانیان سیاسی چپ و کمونیست های انقلابی و رفقای فدائی در برابر شدیدترین حمله های ناجوانمردانه نیروهای بربرمنش اسلامی بودیم وهستیم واز طرفی دیگرشاهد (قلم فرسائی )های این مسئول ویا فلان دبیر کل و یا ان سخنگوی دوروزه پیدا شده در سازمان های فدائی و کمونیستی بودیم وهستیم . با انواع حقه ها و فریب های سیاسی مختص خود تمام تلاش و سعی و کوشش خود را بخرج داده و هنوز نیز می دهند تا با (مثلا)دیالوگ های اروغ اوروتهوع اورانتقادی به مبارزه با جمهوری ننگین اسلامی پرداخته و همگان شاهد وناظر ان هستیم که سالهای سال عمر مبارک خودشان را به هدر داده وتلف کردند تا مثلا قوانین ضد بشری و ضد انسانی و کاملا ارتجاعی و متحجرانه جمهوری ننگین اسلامی و یا ولایت فقیه را مورد انتقاد قرار دهند البته در جهت توجیه بی عملگی و بی عرضه گی و بی جربزگی های سیاسی _ عقیدتی خود . نه در راستای رهائی توده های زحمتکش میهن .یا حتی جهت ادامه مقطعی و گام به گام مبارزات مردمی ویا کمک ویاری به مبارزات کارگران و زحمتکشان. اکثریت گروهها ونیروهای سیاسی مدعی به دلیل دور بودن از مسائل و جریانات داخلی کشور(بدلیل فرار ترس منشانه وبزدلانه خود ) از راه دور یک سری ارد ها و جفنگیاتی را در امر مبارزه ویا سرنگونی جمهوری ننگین اسلامی داده و می بافتند. یکی انچنان اداو قیافه سیاست مدار پر مغز را در می اورد که گویا مادر زاد افلاطون واسپارتاکوس بوده و درذهن کور وتخیلات ورویا های شیرین اش خود را رهبر شورشیان فرض کرده وگویا گلادیاتورنجات بخش زمان حاضرمی باشد.دیگری چنان با ان قیافه مسخره و ژولیده وخنده دار خود ادای مفسر و همه چیز دان مکتب کمونیسم انهم از نوع کمونیسم کارگری را فرض می کند که گویا در نبود مارکس وانگلس ولنین و مائو وهوشی مین و چه گوارا وبیژن جزنی ها وامیرپرویز پویان ها و احمد زاده ها ودهقانی ها و صفائی فراهانی ها وووو.....پدر ومادر مکتب کمونیسم بوده وازطرف پدر بزرگ ومادر بزرگ ناخلف خود به ارث برده است غافل از اینکه اینگونه اشخاص حتی توانائی ان را ندارند که قیافه ظاهری خود را مرتب ویا حتی شلوارشان را با لا بکشند . و چه بی شرمانه و بی خجالت قیافه خود را در برابر میلیونها انسان مبارز وازادیخواه نیز نشان می دهند .عده ای دیگر نیز چنان در بحث ها وگفتگوها و مناظرات تلویزیونی وشبکه های تصویری عربده وداد وفریاد می زنند که گویا در عقل ناقص خود .خود را رهبرمبارزات و مقاومت های منفی چون مهاتما گاندی ها_ سا لوادرالنده ها ولخ والسا ها و حتی بعضی ها نیز خود را گورباچف زمان می دانند و عده ای دیگر نیز با بی شرمی تمام خواهان در اوردن ادای بابی ساندزها و ویکتورخاراها هستند . ودر این اشفته بازار سیاسی که اینگونه گروهها ونیروهای سیاسی خود با دست خود ایجاد نموده اند انچنان واویلائی وجود دارد که دیگر حتی سگ نیز صاحب خود را نمی شناسدومی بینیم همه انان بدون انکه حتی ذره ای برای جنبش واقعی وحقیقی مردم وتوده های تحت ستم میهنمان مفید ویا مثمرثمرباشند به عنوان انگل ها وموجودات طفیلی در اجتماع ایران انهم با بهره گیری ونهایت استفاده از وجود جمهوری ننگین وکثیف اسلامی(که وجود این جمهوری به حال انان کاملا مفید وبه عنوان یک دارو به حساب می اید ) به ارتزاق مشغول بوده ونانشان را به نرخ روز می خورند از اقای رضا پهلوی این همکار صمیمی ویا رجان جانی رزیم ولایت فقیه گرفته تا ان اقای مسعود رجوی وخانم مریم عضدانلو که مریضی وبیماری هموسکسوالیته در ذهن وروح وجانشان پرپر زده وشعله وراست ومی بینیم که هر از چند گاهی تعدادی از افراد پاک وصادق خود را انهم فقط وفقط در جهت غوغا سازی وتبلیغات های کور کننده . قربانی طمع های سیاسی اما روانپریشانی خود می کنند تا فوکول کراواتی های سوسیالیست و دمکرات منش های بی عمل و بی فایده و کمونیست های وراج وحراف که( نیروهای لمپنیسم حزب الله) در درونشان فعالیت کرده وافسار بردگی سیاسی _ عقیدتی یشان را صفت ومحکم بدست گرفته اند تا همین حزب خالی بند وشیاد وحقه باز کمونیست کارگری با ان ارتش دروغین و ناوجودش به نام گاردازادی که با این اسم ونام کاذب قصد نابودی مبارزین واقعی کشور ویا انداختن انان به تور امنیتی دستگاههای پلیسی جمهوری ننگین اسلامی را داشته ودارد. اما نقطه جالب توجه در بین همه این بقالان ودکانداران سیاسی دربازار مسگری مختص خود .که خود را مثلا نیروهای اپوزیسیون نیز معرفی کرده و فریبکارانه وریا کارانه عقاید فسیل شده و ماقبل تاریخی یشان را به خورد توده های تحت ستم می دهند( برای اینکه همه انان هنوز درروحیه وحال وهوای دوران سالهای پنجا ه و هفت سیر وسفر می کنند ).اینست که به صورت طوطی وار گفته ها ولجن پراکنی های همدیگر را تکرار می کنند . سالهاست که عربده کشیده ودادو فریاد راه می اندازند که مثلا قوانین جمهوری اسلامی ضد بشر است . غافل از انکه توده های زحمتکش و تحت ستم ایران دربند که زیر فشار های مضاعف سیاسی _ اقتصادی . هر روز هزاران نفر از انان و حتی به همراه زن وفرزند خردسال خود کشته وتلف می شوند از خود این اقایان وخانم های حراف ووراج وسخنگوی نشسته در خارج از کشور بیشتر وبهتر می دانند ومی فهمند که نه تنها جمهوری ننگین اسلامی با ان قوانین ددمنشانه و وحشیانه خود ضد حقوق و خود بشریت وانسانهاست که برای نابودی این رژیم فاسد و وحشی صفت می بایستی به مبارزه ای تن به تن و حتی مسلحانه دست زد نه شعار وحرف و زبانبازی های شیادانه سیاسی.

_____________

برای نابودی قوانین ضد بشری جمهوری ننگین اسلامی باید مبارزه مسلحانه کرد.

همگان می دانیم که بدلیل بی عرضه گی ها _ بی جربزه گی ها و بی عملگی بسیاری از نیروها وگروههای سیاسی مدعی و در اینجا حتی گروهها ونیروهائی از طیف فدائی .ایت الله های بی مغز و بیسواد با ا ستفاده از ترفند ها و حقه ها و فریبکاری های عقیدتی در چهارچوب دین این پدیده براستی افیون توده ها .پایه های قدرت واقتدار خود را با حمله های کاملا وحشیانه و ددمنشانه بر فقیرترین وضعیف ترین قشر موجود در اجتماع ایران یعنی همان کارگران وزحمتکشان ( ودر مقابل دیدگان مدعیان بی پرنسیب چپ و کمونیسم نیز حمله های نامردانه نیروهای لمپنیست حزب الله به پرولتاریای مورد نظر مارکس وانگلس ولنین )بساط امپراطوری ننگین اسلامی خود را با ایجاد شبکه های مافیائی وجنایت کار که متشکل از افراد جانی صفت و تبهکاران مسلح چون: الله کرم ها _ اکبر گنجی ها _ جلائی پور ها _ محسن رضائی ها _ صادق دیوانه خلخالی ها _ سعید امامی واجبی خور ها _ قالیبافها و روحانی ها _ امیر فشاد ابراهیمی ها و حمید رضا ذاکری ها _ خاتمی ها _اسد الله لاجوردی ها_ مهاجرانی ها وحجاریان ها _ و خل وچل های بی دست وپا ئی چون محمود احمدی نژاد ها و مزدوران بی اصل ونسب وبراستی (حرامزاده های بی پدر ومادر بنام مامورین گه نام وبدنام ونجس نام امام زمان در کثافت خانه ها وجلاد خانه هائی به نام وزارت اطلاعات وشعبات وابسته به این ادم کشهای حرفه ای وتروریست منش) و وو....ان چنان گسترش و توسعه داد که دیگر انسان نیز حتی به سایه خود شک وتردید و ازان می ترسید . طی سالهای سال همگان شاهد وناظر کثیف ترین و وحشیانه ترین جنایت های ملی از طرف دم ودستگاههای بی ترحم وابسته به جمهوری ننگین وکثیف اسلامی بوده وهستیم .انجا که میلیون ها هموطن فقیر وبی بضاعت محتاج نان وغذای شبانه خود بوده و متا سفانه جهت سیر نمودن شکم فرزندان بی گناه خود دست به هر نوع کار وعملی زده و یا انجا که دختران جوان میهن نمان جهت کمک به روزی خانواده خود و یا ان دختران جوان دانشجو جهت پرداخت شهریه ومبلغ ماهانه به دانشگاه انهم جهت ادامه تحصیل اجبارا تن به خودفروشی داده و اگر نیز نتوانست از پس بدهی های خود به ایت الله های نجس وکثیف وبزرگ عمامه دارانی چون علی اکبر هاشمی بهرمانی ها وامثالهم براید دست به خود کشی زده و یا خود را می سوزانند ؟ودر عوض اقا زاده های بی اصل ونسب و بی ترحم برای خود کاخ های چند صد میلیون تومانی بنا کرده و حتی بی شرمی وپر روئی وگستاخی انان به جائی رسیده که دختران جوان وزیبا روی را به عنوان (جنس وکالای صادراتی ) به شیوخ و کله گنده های حرامزاده عرب فروخته و پولهای کلانی را از این طریق به حساب های شخصی خود در بانکهای ایران وحتی در کشور های دیگرواریز کرده وبه عنوان ذخایر اینده انبار می کنند؟ انجا که سران و بزرگ عمامه داران و (ایت الله ها ی)این دزدها و قاتلان هزاران هزار ایرانی هر روزو هر شب بساط عیش ونوش وفسق وفجور انهم با گرانترین مواد غذائی و با شرکت رقاصه ها وفاحشه خانم های اسلامی ومسلمان زاده بر پا کرده و عمر خود را به خوشی وخرمی می گذرانند و ازطرفی دیگر نیز هزاران جوان و دانشجوی ایرانی بدلیل نداشتن پول وحتی خوراک برای یک وعده در شبانه روز در کنار خیابانها و پارکهای شهر زندگی خود را تحت عنوان( کارتن خوابها) سپری می کنند؟انجا که در مقابل دیدگان همین مدعیان بی پرنسیب و بی شخصیت و بی اراده و بی جربزه و خائنین به توده های زحمت کش به نام اپوزیسیون( مفلوج و کور وناشنوا و بی دست وپا چلفتی) که این نیروی مدعی اصلا وجود خارجی نداشته و اگر هم وجود دارد برای همین جمهوری ننگین اسلامی سینه چاکی می کنند مخصوصا بخش همیشه خمار وتریاک دوست سلطنت طلبان که دائما داد و فریاد ناموس پرستی و شرف دوستی ومیهن پرستی را سر داده و از ان طرف دیگر سردسته این باند پس مانده و عقب مانده با کله گنده های این جمهوری ننگین وکثیف همکاری جانانه سیاسی _ فرهنگی _ اقتصادی _ واطلاعاتی را به عمل می اورده وطرفداران چون شعبان بی مخها و الله کرم های خود را به بد دهنی وفحاشی عادت داده و اموزش کلاسیک توهین واهانت را به انان می دهند ؟ ویا انجا که در مقابل دیدگان توده های ستمکش و فقیرترین قشر اجتماع. مشتی لمپن ولات وچاقو کش حرفه ای تحت عنوان (کثیف ترین )مامور وابسته به کثافت خانه های جمهوری ننگین هر روز وهر شب دراکثر خیابانهای شهر ها سوار بر بنزهای مشکی رنگ المانی واخرین سیستم به شکار دختران زیبا روی این سرزمین مشغول بوده تا بالهوسی وشهوت رانی حیوانی خود را ارضا کنند ؟ و در همین بحبوحه نیز صدها زن ودختر بیگناه را به عناوین مختلف موجود در قوانین بربرمنشانه ودد مشانه موجود درمزخرفات و چرندیاتی چون اسلام ودین الهی وخدائی و سنت های ماقبل تاریخی پیامبران ورسولان عقب مانده و دیوانه و هوس بازا ن وشهوترانان خدائی والهی به طرز وحشیانه وبی ترحم سنگسار کرده ویا فلان دختر باکره را قبل از اعدام تجاوز جنسی به عمل اورده انهم گروهی ودسته جمعی تا وارد بهشت ویا جهنم شود ؟ و یا هر روز وهر شب جوانان بی دفاع وبی گناه را تحت عناوین مبارزه با منکرات و(گ..کرات) و امر به معروف ونهی از منکرو اراجیفی از این قبیل با زور اسلحه و با استفاده ازافراد قلچماق ولمپن های حزب اللهی واسلامی ربوده وبعد از شکنجه های شدید بدنی وفیزیکی به فجیع ترین شکل ممکن به قتل رسانده وجسد مثله شده انان را در کانال های خارج از شهر ویا جوب های کنار خیابان پرت می کنند ؟ووو...

در شرایطی که فقر وفحشا و اعتیاد و تبادل مواد مخدردر بین جوانان _ خود فروشی وتن فروشی دختران وزنان و بیکاری وخودکشی جوانان وفرار هزاران هموطن ایرانی از چنگ قوانین ددمنشانه و کثیف اسلامی به سرزمین های دیگر _ بگیروببند های پلیسی و امنیتی _ ترور و اعدام وکشتار زندانیان بی دفاع ودربند _ربودن وانگاه سلاخی کردن روشنفکران ونویسندگان کشور _ سرکوب اعتراضات و اعتصابات برحق کارگران وزحمت کشان میهن _ ووو... که طی گذشت سالهای سال به اوج خود وبحرانی ترین وبغرنج ترین مرحله اجتماعی و به حد انفجار رسیده است ؟ انهم در مقابل اقایان وخانم هائی چون ان دیوانه مالیخولیائی وروانپریشان و بیمار روانی موجود در بخش سلطنت طلبان و دم ودستگاه اقای رضا پهلوی : صور اصرافیل ها و خانم سوزی یاشارهاو چند اضافه برمازاد دیگر که نمایندگی وسخنوری این طیف بی مصرف ومفت خورو انگل وموجود طفیلی جامعه را برعهده داشته و سرمایه هاو حقوق ومعاش خود را از ایت الله ها نیز دریافت می کنند؟ ویا ان کمونیست کاملا شلخته و بد قیافه که حتی نمی تواند شلوار خود را بالا بکشد ؟ (علی جوادی از حزب حککا یا متقلبین در لباس کمونیست های ایرانی چون حمید تقوائی ها ومدرسی ها و زنان سکولار چون مریم نمازی ها که خود را یک کمونیست می داند اما هنوز فامیلی اش( نمازی )خوانده وبه درگاه خدایش دعا می کند ) _ ویا سران ودبیران ومدیران احزاب وگروههای فوکول کراواتی سوسیالیست وسوسیال دمکرات های بی مصرف و یا ان سخنگوی فلان سازمان چریکهای فدائی و خانم وهمسرمثلا مدافع زنان که در داشتن منش وفطرت و ذات سانسور وحذف حقایق و بیان واقعیت ها دست هر چه جلاد مطبوعاتی را ازپشت بسته وبه همه انان گفته است زکی ؟؟؟

ویا ان نیروها وسازمان هائی که با بی شرمانه ترین منطق سیاسی علنا واشکارا به حمالی ومزدوری گری و ادم فروشی برای جمهوری ننگین وکثیف اسلامی اقدام کردند ؟ چه عمل مثبت ویا کمکی موثر را برای توده های ستمدیده انجام داده و یا می دهند ؟ جز انکه به چرت زدن های خماری وسیاسی خود مشغول باشند ؟ همه اینگونه اشخاص وافراد در ذهن کوروعقل معیوب خود . خود را( انقلاب سازان ایران) پنداشته وفرض می کنند . زهی خیال باطل .

انان تا سالهای سال با همین انگیزه وروحیه به چرت زدن های سیاسی خود ادامه خواهند داد .زیرا از وضعیت جامعه فعلی ایران هیچ گونه اطلاع واگاهی نداشته وندارند . انان حتی نمی دانند که جمعیت ایران به چند میلیون نفر رسیده است. و تنها چیزی که طوطی وار ان را حفظ واز بر کرده اند و ان را زبان به زبان در بین مافیای سیاسی اپوزیسیون پخش می کنند این است که قوانین جمهوری اسلامی ضد بشر ویا زن ستیز است. در حالی که خود هیچ جربزه وشهامت ان را ندارند که پا به میدان مبارزه رودررو در مقابل نیرو های فاشیستی مذهبی این جمهوری ننگین بگذارند زیرا از بها دادن برای ازادی ترس وواهمه وهراس دارنداینگونه شخصیت ها و افراد وابسته به نیروها وگروههای پیرامون اپوزیسیون بی مصرف ومفلوج وبی حرکت جز زبان بازی و جفنگیاتی را بافتن و به خورد توده های تحت ستم دادن عرضه هیچ کار وعمل واقعی ومثبت را نداشته وندارند .البته از اینگونه افراد واشخاص در اپوزیسیون خیالی و خالی بند و فراوانند.

(..ادامه...)

Wednesday, July 26, 2006

آقا ی علی‌ ناظر? :

به نظر شما یک انسان تا چه حد باید خود را فریب دهد؟ تا چه حد ؟ تا به کجا و تا چه وقت؟ آیا وجود و یا نا وجودی سازمان مجاهدین خلق حالا فقط به یک لوله آب بند است ؟ سازمانی‌ که فلسفه وجودی آن به یک لوله آب بند بود همان بهتر که شیفته ای چون شما و آقا ی مهدی سا مع ‌ ‌داشته باشد .
_________________________

علی ناظر

اگر...


اگر به جاي انفجار لوله هاي آبرساني به قرارگاه اشرف، ليوان آب اصلاح طلبان شکسته بود:
* بي بي سي خبر را آنچنان آنتني مي کرد که گويي اسرائيل در لبنان کودکان را لت و پار نمي کند، و دستان رژيم جمهوري اسلامي از آستين حزب الله بيرون نزده است؛
* راديو فردا با اکبر گنجي و 72 تن يارانش بي وقفه مصاحبه مي کرد؛
* صداي آمريکا و تلويزيون هاي موجود، 24 ساعته شکل و ماهيت آب و ليوان و نحوهء شکستن ليوان را تحليل سياسي-اقتصادي و ايدئولوژيکي مي کردند؛
* سايت هاي خبري، گزارش شکستن ليوان را در صدر اخبار خود قرار مي دادند؛
* راديو ها با تمام ميراب ها گفتگو مي کردند؛
* بوش و بلر و نهاد هاي حقوق بشر، «وا حسين» گويان به حرم امام حسين دخيل مي بستند؛
* کوفي عنان در شوراي امنيت، اعتصاب غذا مي کرد؛
* جوايز نوبل و قلم هاي طلائي و نقره اي و برنز و چُدن به صاحب ليوان اعطا مي شد؛
ولي، حالا که آب به روي 3500 رزمندهء خلق، که تا بُن استخوان خواهان سرنگوني رژيم هستند، بسته شده، به ناگاه تمام قلم ها شکسته، صدا ها بريده، حس انساندوستي فراموش شده، و هيچکس رژيم را محکوم نمي کند.
به راستي چرا؟ چرا کسي ابراز انزجار نمي کند؟
بياييم براي يک لحظه هم که شده قبول کنيم که از مجاهدين به لحاظ سياسي بدتر وجود ندارد. آيا آنچه بر آنها مي رود، انساني است؟ آيا کساني که خود را مدافع حقوق بشر مي دانند، به شرايط پيش آمده معترض نيستند؟
انفجار اتوبوس حامل کارگران عراقي شاغل در قرارگاه اشرف را بخاطر بياوريم. آن اول کار بود، اين گام بعدي است. کمي صبر کنيم، خبر ترور تک تک رزمنده ها منتشر خواهد شد.
بايد اعتراض کرد، پيش از اينکه دير شود. بايد به تمام وزيران، وکلاي مجلس، مدافعان حقوق بشر نامه نوشت. بايد گفت، که نگويند نمي دانستيم.
موضوع فراتر از مخالفت يا موافقت سياسي با مجاهدين است، موضوع نفوذ روز افزون رژيم است؛ در تمام جبهه ها - عراق، افغانستان، لبنان، اروپا.
علي ناظر – 31 تير 13

Tuesday, July 25, 2006

سازمان مخفی جوانان مسلح.:رفیق (ش .خ ):

هموطنان گرامی : رفقای رزمنده فدائی : ازادی خواهان و مبارزین شجاع ایران زمین .خانواده های عزیز وگرامی و ارجمند و بازماندگان شهدای راه رهائی بخش جنبش پیشتاز فدائی .:

نوشتار و مقاله رفیق :(ش. خ ) یکی از بنیانگذاران سازمان مخفی جوانان مسلح و عضو کادر مرکزی سازمان مخفی در مورد این سازمان اماده درج و انتشارمی باشد .پیشاپیش باید عنوان کنیم که مسئولیت کلیه گفتار ها در این مقاله با خود رفیق (ش .خ )بوده و در صورت هر نوع سئوال و پرسش در این زمینه می توانید با ادرس اینتر نتی ایشان تماس گرفته و پاسخ خود را دریافت کنید .لازم به ذکر است که این رفیق گرامی : قبل از خروج از کشور با سازمان چریکهای فدائی خلق ایران (گروه هویت ) نیزهمکاری وفعالیت می کرد . وبعد از شناسائی از طرف مامورین کثیف وددمنش وزارت اطلاعات اخوندی از طرف کمیته مرکزی سازمان و همچنین کمیته شمال مازندران ابتدا به کشور ترکیه و سپس به کشور یونان و از ان کشور نیز به کشور امریکا وارد شدند و سالهای سال هست که شاهد بی عملگی گروههای سیاسی بخصوص گروهها وسازمان هائی از طیف فدائی در امر مبارزات سیاسی در مقابل جمهوری ننگین وکثیف اسلامی بوده وهست .بخش اینتر نتی سازمان مخفی جوانان مسلح برای مدتی کوتاه به ادامه این نوشتار ودرج ان در وبلاگ سیاسی خود اقدام کرده و در این مورد نیز هر نوع پیشنهاد و انتقادات سازنده ومفید را در وبلاگ درج خواهد کرد .

با تشکر بخش اینتر نتی سازمان مخفی جوانان مسلح.

____________________________


(ش.خ )_ عضو کادر مرکزی واز بنیان گذاران سازمان مخفی جوانان مسلح


بسیاری از گروهها وسازمان های سیاسی که بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب مردمی ایران که حکومت ستم شاهی را با دادن کشته وخون شکست داده وبه دوران خفقان وشکنجه وترور ستم شاهی خاتمه دادنددر طی دوران عمر خود دچارافت وخیز های فراوانی شده و در همان اوایل بعد از پیروزی انقلاب تعدادی اسیر دام های چیده شده از طرف (ایت الله های نوظهور) گرفتارو تعدادی نیز اشکارا وعلنا با بدست گرفتن اسلحه به مبارزه مسلحانه پرداخته و چه بسا در این راه بسیاری ازنیروها و اعضای شجاع خود را از دست دادند .و همانطور که همگان شاهد وناظر ان بودیم سیستمی به مراتب ددمنش تر و وحشی تر از دوران ستم شاهی انهم در ادامه روند ها وجهت تکمیل کشتارها و قتل عام ها و بگیرو ببند ها وشکنجه های رو

حی وفیزیکی وترورروشنفکران و مبارزین و ازادی خواهان که توسط ساواک شاه خائن انجام می شد با انواع واقسام حیله ها و نیرنگ های مخصوص خود .قدرت های اساسی و اهرم های سیاسی واجتماعی را بدست گرفت و از همان ابتدای موجودیت خود منش و فطرت حقیقی و واقعی خود را که مملو از وحشی گری ها و بربریت های دوران باستانی و عصر حجری بود به عرصه نمایش گذاشت و بعد از گذشت سه دهه از ان انقلاب همچنان به قتل وکشتار های بی رحمانه خود ادامه می دهد .

طی سه دهه همگان شاهد نابودی تدریجی و اهسته جامعه مان بوده وهستیم.بدون انکه کوچکترین گامی مثبت و درخور در راه ازادی وابادی ان بر داریم .و در طی این دوران نیز ناظر ان بودیم که چه بسا بسیاری از شجاع دلان و وطن پرستان واقعی این مرزوبوم به تنهائی و با حرکت ها و مبارزات انفرادی خود در مقابل سیستم سرکوبگر فاشیستی _ مذهبی این جمهوری براستی ننگین و ضد بشری ایستادگی ومقاومت ودر نهایت جان خود را نیز فدای ازادی ایران نمودند . درگفتار زیر نه تنها شیوه رفتارها و عملکرد های گروهها و سازمان ها واحزاب سیاسی بخصوص سازمان ها وگروههائی از طیف فدائی را مورد بحث و (نکوهش )قرار می دهیم که اثبات خواهیم کرد :که بافرار و گریزان و اواره شدن اینگونه گروهها و سازمان های سیاسی به کشور های دیگرخارجی .مبارزه ازادیخواهان و مبارزین راستین راه ازادی از خط وخطوط اصلی وواقعی مبارزات سیاسی واجتماعی : ومبارزه در راه ازادی ایران عزیز و نابودی کامل این جمهوری خون اشام نه قطع شده بود ونه به حالت سکون و رکود وایستائی خود ادامه می داد.اما بازنگری و بررسی موشکافانه در مورد بیوگرافی و شیوه سیاست هائی که این گروهها انهم در اوج بحرانهای سیاسی واجتماعی از ان زمان تا بحال بخرج داده ومی دهند خالی از لطف نبوده ونیست.ودر کنار این بحث وگفتارنیز یاد اور شویم که چه بسا بسیاری از نوجوانان وجوانانی که در ان سالها برای اینگونه سازمان ها و گروهها ی سیاسی کوشش و فعالیت وکمک(مثلا )در امر پخش اعلامیه ها _فروش نشریات و روزنامه ها وکتاب های سیاسی و یا شرکت در جلسات کتابخوانی و انجام وظایف دیگر درون سازمانی نقش داشتند امروزه به مرز سنی حدود چهل تا چهل وپنج سال رسیده و به مدت بیش از بیست وپنج سال از یک طرف شاهد ویرانی تدریجی و نابودی اهسته وگام به گام جامعه خود واز طرفی دیگر نیز متا سفانه شاهد پیر ومسن وفرتوت و (فسیل )شدن سازمان های سیاسی و رهبران وسرکردگان ان می باشند.(نمونه بارز ان خود اینجانب نگارنده این مطالب می باشم که از سن چهارده سالگی برای سازمان چریکهای فدائی خلق ایران در امر پخش اعلامیه ها _ فروش نشریات وکتابها و در جلسات اموزشی این سازمان شرکت داشته و شاهد بسیاری از معظلات و بی تفاوتی های این سازمان بوده وهستم .)

__________


اغاز بیداری و مبارزات مسلحانه


شاید هیچ رخداد ورویدادی به مراتب خطیرتر و واز طرفی دیگر نیز بیاد ماندنی تر و مثمر ثمر تر از جنگ و مبارزات مسلحانه و کاملا مردمی واجتماعی خلق قهرمان ترکمن صحرا و بعد ازان حضور نیروهای مسلح کمونیست های انقلابی در جنگل های شمال کشورویا مبارزین مسلح کرد در کردستان .مغز وروح مبارزین راستین راه ازادی را اینچنین تحت شعاع خود قرار نداده و موثرتر نبوده ونیست .جنبش های مسلحانه و مردمی که اگر با دقتی بیشتر و با همکاری و همیاری بسیاری از گروهها .ودر اینجا بخصوص اگراز طرف طیف های مختلف در جنبش پیشتاز فدائی حمایت وپشتیبانی می شد .بی شک وتردید هرگز موجود و طفیلی وحشتناک و ددمنشی به نام جمهوری ننگین اسلامی هرگز نمی توانست پا به عرصه وجودی ناوجود خود بگذارد .( فصلی از تاریخ ایران که علاوه بر اغاز بیداری همگانی و با مسلح شدن بخش عظیمی از نسل جوانانی همراه بود که با یک تغییر وتحول کامل اجتماعی برخورد وبا ان زندگی می کردند .)

رهبران اگاه و تیز هوش و فهمیده چون رهبران جنبش خلق ترکمن صحرا که با درایت وهوشیاری مختص خود به منش وفطرت و ذات حقیقی و واقعی سرکردگان جمهوری ننگین اسلامی پی برده و حتی از توطئه ها و نقشه های شوم اینده انان باخبر و مطلع شده بودند با ا قدامی کاملا منطقی و درخور شرایط سیاسی واجتماعی ان زمان و با یک حرکت کاملا حساب شده با مسلح کردن نیروها ی خود در مقابل پس مانده ها ی دوران ستم شاهی و نیروهای سرکوبگر نوظهور و جدید به نام( لمپنیسم اسلامی )دست به مقاومت زده و با این حرکت خود به اگاهی و شعور وفهم سیاسی نسل جدید بیشتر وبیشتر می افزایند . اما در حین مبارزات مسلحانه خلق ترکمن صحرا که بصورت سیستماتیک به دیگر استانهای کشور چون مازندران _سیستان وبلوچستان _ گیلان _ تهران _ خوزستان _ لرستان و کردستان کشانده می شد شاهد در یوزگی افتادن ها ی بسیاری از افراد و اشخاص سیاسی و به تکاپو افتادن های انان در امر جلوگیری از فراگیر وسراسری شدن مقاومت مسلحانه خلق ستم دیده ایران و در این بین نیزبه بیراهه کشاندن این جنبش و تخریب شخصیتها و منحرف کردن افکار عمومی به جاها و اماکنی دیگردرامر عدم حضورو نقش ورل اصلی واساسی رهبران و مسئولین واقعی جنبش پیشتاز فدائی تقلا و تلاش می کردند . ویا در امر مبارزات مسلحانه کرد های مسلح در کردستان به اراجیف و یاوه گوئی های بلند گو های تبلیغاتی فاشیسم نوظهور مذهبی (ایت الله ها )با جان ودل گوش فرا می دادند . در حین چنین در یوزگی افتا د ن ها نیز متا سفانه بساط ادم فروشی و از پشت خنجر زدنها و خیانت های بیشمار به جنبش واقعی را تا انجا گسترش داده بودند که علنا واشکارا با نیروهای سرکوبگر فاشیستی مذهبی همکاری های جانانه اطلاعاتی و نیروهای مبارز را ترور و تیر باران می کردند .

هنگامی که بسیاری از مردم ستم دیده ترکمن صحرا با مسلح شدن. خواهان برخورداری از حق وحقوق اجتماعی وبرحق خودبرامده و جانشان را کف دستشان قرار داده و با همه همت وتلاش خود قصد نابودی رژیم نوظهور و تروریست پیشه اسلامی را داشتند از طرف مدعیان فدائی که مثلا خود را مسئول و یا کارگردان پشت پرده جنبش فدائی می دانستند

تیم ها وگروهها و کمیته های صلح واشتی با جمهوری ننگین را بوجود اورده وبه نصیحت و نکوهش های سیاسی مختص خود انهم با رهبران جنبش مسلحانه می پرداختند . اعزام چند نفر از این اقایان تازه به دوران رسیده چون: فرخ نگهدار _ علی کشتکر _ مهدی سامع _ و نمو نه هائی از این قبیل اشخاص دست چندم جهت مذاکره و بحث در اندر باب ( ایجاد صلح وارامش) بین حکومت فاشیستی مذهبی نوظهور و مبارزین مسلح انهم در لفافه مسئولین سازمان چریکهای فدائی خلق ایران .نا اگا هانه و بی خردانه و نفهمیده ونسنجیده و بعضا نیز عمدا وسهوا ضرباتی را از پشت به جنبش مسلحانه سازمان چریکها می زدند ویا ان هنگام که بسیاری از چریکهای فدائی خلق _ کمونیست های انقلابی_ مارکسیست لنینیست ها و مائوئیست ها که صادقانه وشجاعانه سعی و تلاش می کردند تا با تجهیز نیرو ها و اعضای فعال خود به سلاح و مهمات به یک حمله سراسری و فراگیر بر علیه کلیه ارکان های تبهکار و جنایت پیشه جمهوری ننگین اسلامی اقدام کنند متاسفانه از سوی دیگر شاهد تائید و تصدیق این جمهوری نوظهور و دادن رای مثبت و (اری )و ایجاد صفوف طولانی در پای صندو قهای رفراندم از طرف سازمان ها و احزاب ضد اجتماعی وضد مردمی چون سازمان همیشه خائن اکثریت این( ایت الله های بی عبا وعمامه) _ حزب جاسوسی و خائن توده و سازمان ناشی و بی تجربه مجاهدین بودیم .

و یا در قبال مبارزات مسلحانه خلق قهرمان کردستان اشکارا اینگونه گروهها و احزاب سیاسی عقاید فاسد و مسموم خود را باعقاید کاملا ارتجاعی و واپسگرای خمینی ددمنش تحت عنوان (برادران وخواهران ضد امپریالیسم اسلامی )عجین ساخته و مشتاق مسلح شدن نیروها و گروههای تبهکار و جانی صفت تحت عنوان سپاه پاسداران _ نیروهای کمیته و انقلاب ـ به سلاح های سبک وسنگین در جهت کشتار ونابودی نیروهای (ضد انقلاب و یا گروهک های سیاسی ضد دین )بوده و در اجرای این امر از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکردند .چنین بحران های اجتماعی همراه با خیانت ها و همکاری های صادقانه و جانانه اینگونه گروهها که از سال هزار وسیصد و پنجا ه وهشت تا سال هزار وسیصد و شصت وپنج یعنی به مدت هفت سال متوالی ادامه داشت.در این قضیه چه بسا بسیاری از مبارزین راستین و واقعی این سرزمین جان خود را فدا و یا توسط مزدوران تبهکار و جانی صفت اسلامی به جوخه های تیر باران واعدام سپرده شدند.و متا سفانه هر کدام از این در یوزه افتاده های سیاسی به خصوص در درون طیف های مختلف فدائی از خود اراجیف و مزخرفات سیاسی فراوانی را بافته و می بافند و شهامت وشجا عت ان را ندارند که علنا اعلام کنند که شاید بیشترین خیانت وجنا یت در امر کشتار رفقای مبارزاز طرف خود انان و نقش مهمی که ایفا کردند بوده و جمهوری ننگین اسلامی به عنوان یک سیستم و ماشین سرکوب وترور وکشتار و به عنوان ابزاری در جهت توجیه اهداف ضد اجتماعی انان به شمار می رفت .نقشی که براستی با جدیت و قاطعیت به اجرا در امد .

(....ادامه ...)

Sunday, July 23, 2006

در مورد نوشتار رفیق ش .خ

نوشتار رفیق (ش . خ) در مورد سازمان مخفی‌ جوانا ن مسلح نیز بزودی در وبلاگ درج خوا هد شد.
با تشکر .
بخش اینتر نتی‌ سازمان مخفی‌ جوانان مسلح

عصر اهانت

www.asreehanat.blogfa.com


به نظر شما ا ز این همه حزب و سازمان و دسته و گروه و با ند و انجمن و تشکیلا ت و بازار و دکا ن و بقا لی‌ ها ی دیگر سیاسی‌ ما نند اینها که هر روز به ما نند قارچ سمی‌ و مهلک بوجود می‌ آیند و رشد می‌ کنند و ووو...... چه خیر و منفعتی‌ به مردم ضعیف و بد بخت و بی‌ چاره و یا آن کارگر و دهقا ن و برز گر زحمتکش میهن ما رسیده و می‌ رسد؟

آیا خنده دا ر و حتی اخر مسخره با زی ها نیست ؟ اگر وقت و فرصت و حوصله داشتید از تک تک این ( اسامی‌ ) موجود در زیر سوال کنید که چه کمک و یا کار مثبت و درخوری را برای مردم ضعیف و تحت ستم ایران عزیز ما انجام داده اند ؟ سوال کنید و پا سختا ن را بگیرید . اما قبل از پرسیدن و سوال کردن از اینها پیشا پیش باید بگویم که اگر فحش خواهر و ما در از دهان شما شنیدند مقصر خودشان هستند نه من .از همین الان به آنها بگویم . امابه هر حال ارزش آن را د ارد که این سوال را از اینها به عمل بیا ورید . اگر دلتا ن به دادن فحش ها ی اصیل تنگ شده .حتما حتما با این اسامی‌ که درزیر نوشته ام تما س بگیرید. کلی‌ از وقتتا ن نیز با خوشی‌ و شادابی‌ می‌ گذرد . از من گفتن .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



سازمان ها و نهاد های سياسی

انديشه و پيکار

نهضت تشيع علوي ــ چريکهاي فدايي خلق ــ حزب سبز ها ــ

سازمان موحدين آزاديخواه ايران - سما سازمان مجاهدين خلق سازمان مشروطه خواهان - خط مقدم سازمان نگهبانان ایران جاویدومشروطه خواهان ایران پادشاهی * سازمان چريکهاي فدايي خلق * سازمان کارگران انقلابي - راه کارگر * سازمان انقلابي زحمتکشان کردستان * سازمان اتحاد فداييان کمونيست * سازمان اتحاد فداييان خلق * سازمان رستاخيز

* کمونيست امروز * کومه له * کانون مستقل کارگر * کانون نويسندگان ايران - در تبعيد * کانون زندانيان سياسي - درتبعيد * کارگر سوسياليست

* ملي مذهبي * مبارزان * نهضت تشيع علوي * چريکهاي فدايي خلق * همبستگي با پناهندگان ايراني

ـــــــــــــــــــــــــــــ

احزاب و جبهه‌ها * ابوالحسن بني صدر اتحاديه سراسري ايرانيان مقيم سوئد * تشکيلات کارگران انترناسيوناليست * نهضت نجات ملي ايران * جنبش مستقل دانشجويي * جنبش همبستگي براي آزادي و دمكراسي در ايران * جنبش آزادي ايران * جنبش آشتي ملي *جبهه ملي ايران - برونمرز واحد اروپا *جبهه اتحادملي و ميهني ايران * جبهه دموکراتيک ملي * جبهه رهايي و بازسازي ايران * حزب ملي گرايان سوسياليست ايراني * حزب کمونيست * حزب کمونيست کارگري * حزب کمونيست کارگري - حکمتيست *حزب کار - توفان * حزب توده * حزب رنجبران * حزب سوسيال دموکرات * حزب سوسياليست * رضا پهلوي * عباس اميرانتظام * فوروم اجتماعي ايران - گروه تدارك * ملي-مذهبي * مرز پرگهر * نهضت نجات ملي ايران حقوق بشر/دفاع از حقوق پناهجويان * انتگراسيون * اتحادیه پناهندگان ایرانی - I.U.R - سوییس * بنياد برومند * پناهجو * حرکت * * * کميته پيگيري وضعيت احمد باطبي * کميته بين المللي عليه اعدام * کميته دفاع از حقوق بشر در ايران - سوئد * کانون دفاع از حقوق بشر در ایران * کانون دمکراتیک پناهندگان * گفتگوهاي زندان * مبارزه براي لغو قانون اعدام در ايران * مرکز کانون پناهندگان ايراني - سيدني، استراليا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگه بازم می‌ خواهین بگین تا اسم ببرم .بازم هست . بیشتر از اینها هست

عصر اهانت

www.asreehanat.blogfa.com

اعتصاب غذا ی مسخره ای اکبر گنجی‌ هم تمام شد :


اعتصاب غذا ی مسخره ای بود . مگه نه؟

خوب حالا:

بلاخره اعتصاب غذا ی الوده به غذا ها ی فاسد و کاملافرما یشی ومسخره ای‌ آقا ی اکبر گنجی‌ به پا یا ن رسید . و مسخره تر از ایشا ن هم گروه ها و احزاب همیشه خا ین به مردم ایران .چون گروه فدا ییا ن اکثریت و حزب توده و یک مشت عیاش و خوش گذران نشسته در خا رج از کشور تحت عنوان جمهوری خوا هان که هیچ مصرف داخلی‌ برای ملت ایران ندارد بودند که به ما نند بلا نسبت و بلا نسبت و بلا نسبت همه مبا رزین و آزادی خوا هان واقعی‌ این مرز و بوم و بلا نسبت دانشجویا ن مبا رز و بلا نسبت همه باز ما ندگا ن و خا نواده ها ی عزیز که عزیزان خود را در راه آزادی ایران از دست دادند . این گونه سازمان ها و احزاب . به ما نند گوسفند به دنبال اکبر گنجی‌ راه افتاده و خود را بیشتر از قبل و به مراتب بدتر از قبل مسخره و مضحکه خاص و عام کردند . حالا یک سوال دارم آیا اززندانیا ن سیاسی‌ در بند حتی‌ یک نفر شا ن نیز آزاد شد ؟ حالا خود خوا هید دید که با این طرح و نقشه و پروژه باز سازی شده از طرف وزارت اطلاعات حکومت ملا یا ن .مدتی‌ دیگر تعدا دی از این زندا نیا ن سیاسی‌ و عقیدتی‌ به صورت تک تک و انفرادی به قتلگاه ارسال خوا هند شد . اکبر گنجی‌ ماموریت خود را در زمینه اعد ام ها و کشتار ها ی بیشتر زمینه چینی‌ و حاضر و آماده کرد .براستی‌ باید گفت که خلایق را هر چه لایق .اما فرا موش نکنید که زندا نیا ن را باید با زور از زندان آزاد کرد نه با شعا ر و حرف و حدیث و سخن . و یا به ما نند گوسفند به دنبال یک جانی‌ و ادم کش راه ا فتا دند .که به پشیزی هم نمی‌ ارزد

بخوانید و خود قضاوت کنید

و بدا نید که مزدوران قلم بدست جمهوری ننگین و کثیف اسلامی‌ چون احمد زاهدی لنگرودی ها _ متقلبین و خواهر زینبی‌ ها ی امروزی در لبا س زندا نیا ن سا بق چپ (زن ) چون نسترن بهکیش ها _ ووو ... از چه قماشی‌ بوده و هستند .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ زيبا نوبری در مجادله مربوطه به سوابق او در دوره تواب شدن:

ن زينب(سيبا) معروف به زيبا معمار نوبری متولد 1339 در تبريز-بزرگ شده در تهران ـ فارغ التحصيل با درجه دکترا دررشته پزشکی از دانشگاه مشهد- ورود به هامبورگ وزندگی در اينجا از يولای 1998.
همسر اول من علی رضائی ترکی متولد 1337 دانشجوی رشته مهندسی برق صنعتی تهران ـ اعدام در
اوين 1361.
علی عزيز چهار ماه بعد از من دستگيرمی شود. او بدون تحمل هيچگونه شکنجه و فشاری اطلاعات مربوط به خودش ومن وهمه دوستان وهمکارانش را لو می دهد. به دلايل مختلف، ونيز به اميد اينکه من واو را آزاد کنند و اينها گفته های او در ملاقاتش بامن بود.
من عليرغم اينکه از همکاری او بسيار ناراحت بودم حاضر نشدم به او نام خائن بدهم که اين امر منجر به بايکوت من درجمع زندانيان به مدت يکسال و نيم شد. بعد از برگشت من از مواضع کمونيستی وتواب شد نم موضع من به علی ملايم تر شد والان که اساساً ديگر موضع گيری سياسی ندارم، هيچ ناراحتی از او در دل ندارم وبيش از گذشته دوستش دارم، هر چند که او ديگر زنده نيست.

همسر دوم من جمال شير محمدی متولد 1340 هنرمند، نقاش، گرافيکر که در بخش تبليغات سپاه پاسداران شاغل بود مسئوليت ديگر او بررسی وپژوهش پرونده های داوطلبان در بنياد ازدواج بود که در همين رابطه من با او آشنا می شوم ، چرا که يکی از برنامه های زندگی من ازدواج با جانباز بود که چند ماه بعد از آزاديم تقاضا می دهم. جمال انسان بسيار لطيف و عاشق پيشه و انسان دوستی بود وهيچ ارتباطی با دادستانی و باز جوئی و شکنجه و تعزير و امثالهم واساساً زندان نداشت.
جمال از همان ابتدا صادقانه اقرار کرد که زن حامله ويک دختر چهار ساله دارد ولی عشق مرا نمی تواند از وجود ش دور کند. ا و از من راه حل خواست. من با آن تفکرات مذهبی آن زمانی خود (درست يا غلط ارزش -گذاری نمی کنم) خود را در يک آزمايش الهی می ديدم که آيا می توانم عليرغم ضد يت احساسی با تعد د زوجات غلبه بر هوای نفسانيم نموده وتن به حکم الهی بدهم!
___________________________________

(..ادامه متن .....) به آدرس داده شده رجوع کنید .

با تشکر:

www.roshangari.net

http://www.roshangari.net/as/sitedata/20060719102503/20060719102503.html

http://www.roshangari.net/as/sitedata/20060719102503/20060719102503.html

پاسخ زيبا نوبری در مجادله مربوطه به سوابق او در دوره تواب شدن

Thursday, July 20, 2006

آقایا ن امیر عباس فخر اور _ کوروش صحتی‌ :

خودتا ن به ماموریتی‌ که از طرف وزارت کثیف _ نجس و دد منش اطلاعات اخوندی به عنوان جا سوسا ن سه جا نبه گرفته ا ید اعتراف می‌ کنید یا ما چهره حقیقی‌ و واقعی شما را به مردم ایران نشان دهیم ؟
ش .خ

شماره تلفن جهت تماس با رفیق فدایی‌فاطمه توکلی‌‌ :

0090_

5057494472



شماره حساب بانکی‌ :

fatemeh tavakoli

bilecik

529 akbank

turkey

شماره تلفن خا نم شهین :

0090 _ 5364533601

با تشکر :

کمیته خارج ازکشورسازمان مخفی‌ جوانان مسلح .

سخنی‌ کوتاه از رفیق ش . خ و ادامه افشا گری ها

من نیز به نوبه خود از همه انسان دوستان به ویژه کسانی‌ که براستی‌ طعم تلخ زندگی‌ در کشور جهنمی‌ و از لحاظ (اخلاقی‌ و فرهنگی‌ ) عقب مانده ترین سرزمین و کشور در دنیا یعنی‌ ترکیه و یونان را چشیده و درد ناک ترین لحظه ها ی زندگی‌ را به تن خود ما لیده و از این دو کشور ( بی‌ فرهنگ ) با خا طراتی‌تلخ خارج شده و موفق شدند که خود را به سر زمین ها ی دیگر و امن برسانند .عا ‌جزانه التماس و تقاضا می‌ کنم که در حد توانایی خود به رفیق خا نم فاطمه توکلی‌ این زن فداکار و ستم دیده فدایی‌ کمک کنند تا شاید بتوا نیم ایشا ن را از آن جهنم واقعی‌ نجا ت دهیم. تا شاید با کمک همدیگر اجازه ندهیم که اسیر دا م افراد بی‌ شر م و حیا یی‌ چون فریدون گیلانی‌ ها و یا خانم ها ی سو سو ل کمونیستی‌ چون مریم نما زی ها( این زن سکولاربدون لا و براستی‌ قرتی‌ سیاسی‌)گرفتار نشوند‌. فراموش نکنیم که زنان فداکار فدائی‌ چون رفیق خانم فاطمه توکلی‌ حیثیت و شرف و نا موس آ برو ی همه ما رزمندگا ن فدائی‌ به حساب امد ه و می‌ آیند . از حیثیت و ابروی خود جانانه ومردانه دفاع کنیم .با تشکر از همه رزمندگان راستین راه آزادی)

. ش .خ .

____________________

(..ادامه افشا گری ها ....)

از دید پنها ن پنا هندگا ن ایرانی‌ در آلمان چه پنا هندگا ن سیاسی‌ و چه عادی و اجتما عی‌ که بدلا یل‌ مختلف پرونده آنان از طرف دولت فاشیستی‌ _ نئو نا زیستی‌ _ را سیستی‌ آلمان با مشکلاتی‌ چون عدم قبولی‌ _ رد درخواست نامه ها ی آنان و یا با مشکلاتی‌ چون باز گرداندن آن شخص به کشور ما دری که حکومتی‌ ننگین تر وددمنش تر از حکومت آلمان یعنی‌ فاشیسم بربر منش جمهوری کثیف اسلامی .‌جان آن شخص را به مخاطره می‌ اندازد . و متا سفا نه بر طبق بسیاری از گزارشا ت ارسالی‌ اکثر این پنا هندگا ن با چشم ها یی‌ بسته . امید خود را به اشخاص هیولا یی‌ چون فریدون گیلانی‌ ها می‌ بندند غافل از انکه این شخص با آن اعمال مخفیانه و ما فیا یی‌ خود با اشخاصی‌چون تروریست اسلامی‌ (شیری ) سر کنسولگری رژیم فاشیستی‌ مذهبی‌ ملایا ن انهم در یک هتل درجه دو ملا قا ت کرده و در چنین اماکنی‌ به رد و بدل کردن پرونده ها ی سیا سی‌ و پول اهدایی وزارت کثیف _ نجس و بو گندوی اطلاعات اخوندی می‌ پردازد. و بر طبق گزارش تعدا دی از پنا هندگا ن زیرک و با هوش از این ملا قا ت نیز عکس گرفته شده است . دیگر با ید به نها یت پست فطرتی‌ و مزدوری گری چنین اشخاصی‌ برای جمهوری ننگین و کثیف اسلامی‌ پی‌ برد و با شدت تمام و با قا طعییت از محیط پنا هندگی‌ و بویژه پنا هندگی‌ سیاسی‌ دور انداخت .بی‌ شک و تردید کم نیستند کسانی‌ که گول و فریب چنین جا سوسا ن سه جانبه را خورده و خود را اسیر چنگال ( به قول خودش ) اهنین و فولادینش کرده اند . بی‌ هیچ ترس و وحشت و و اهمه ا ی می‌ با یستی‌ در مقا بل چنین افراد (ادم فروش و پرونده فروش ) ایستاد . امید آن دارم که همه پنا هندگا ن بویژه پنا هندگا ن سیاسی‌ در این مورد و اینگونه افراد ما فیا یی‌ نها یت دقت و هوشیا ری را بخرج دهند .

با تشکر : ش .خ

Wednesday, July 19, 2006

با درود فراوان به همه رزمندگا ن راه آزادی :

نوشتار ی دیگر از رفیق ش .خ در مورد سازمان مخفی‌ جوانان.از بدو تا سیس تا زمان حال در حال نگا رش می‌ باشد وبعد از اتمام افشا گری ها ی ایشان در مورد ا قا ی پرونده فروش : فریدون گیلانی‌ : در وبلاگ درج خوا هد شد .
با تشکر بخش اینترنتی‌ سازمان مخفی‌ جوانان مسلح

Tuesday, July 18, 2006

ا طلا عیه‌ مهم و ضروری کمیته خارج از کشور:

رزمندگان راه آزادی : فدا ییا ن راستین و کلیه کمونیست ها ی انقلابی‌ :

با ر دیگر و مجدا رفیق خانم فاطمه توکلی‌ در کشور ترکیه از طرف سازمان بلبشو و بی‌ صاحب سازمان ملل و کمیسا ریا ی عا لی‌ سازمان ملل برای پنا هندگا ن و همچنین از طرف پلیس وحشی‌ و بی‌ ترحم و ما فیا ی امنیتی‌ ترکیه در راستا ی تمدید مدت اقامت در این کشور با مشکل مو اجه شده و هر دو ارگان ددمنش در این مورد کو تا هی‌ به خرج داده تا باعث تضعیف روحیه انقلابی‌ و کمونیستی‌ این رفیق خانم مبارز شوند .

طبق تماس یکی‌ از رفقا ی سازمان ما با این رفیق خانم.ایشا ن مدتها بدلیل بیماری کلیه در بیمارستان شهر بیلجیک ترکیه بستری و دو روز قبل به منزل خود مراجعه کردند . و متا سفا نه بر طبق سفا رش پزشک بیمارستان مجبور به استفاده از دارو می‌ باشد .

از طرفی‌ دیگر نیز خانم (شهین) یکی‌ از مسولین در شورای پنا هند گا ن ایرانی‌ در کشور ترکیه نیز به دلیل بیماری به شیمی‌ درمانی‌ مشغول می‌ باشند.خانم گلناز کلانتری با فرزندان خود که همسر ایشان نیز یک نظامی‌ و سلطنت طلب بوده در خطر جدی و دیپو رت می‌ باشند. اما در این زمینه رفیق خانم فاطمه توکلی‌‌ و خانم ( شهین )نیا ز مبرم و ضروری به کمک ها ی ما لی‌ و معنوی داشته.لذا از طریق این ا طلا‌عیه از همه مدافعین و فعالان سیاسی‌ در امر پنا هندگا ن سیاسی‌ خواستار و خو ا هانیم که در صورت امکان به این رفقا ی فدایی‌ کمک ما لی‌ ارسال کنند . و یا با تماس گرفتن با دفا تر ویژه در امر انتقا ل پنا هندگا ن جان این رفیق فدایی‌ را نجا ت دهند ما کلیه مشکلات ایجاد شده برای این رفیق خانم گرامی‌ را از بی‌ عرضه گی _ بی‌ تفا وتی‌ وبی‌ عملگی‌ اقایا ن فداییا ن متقلب در گروه (اقلیت) دانسته و می‌ دانیم . ‌در جهت کمک به این رفقا نیز می توانید شخصا با شماره تلفن ایشان تماس و یا به شماره حساب شخصی‌ ایشان در شهر بیلجیک ترکیه واریز کنید :

سازمان مخفی‌ نیز در اسرع وقت کمکها ی ما لی‌ خود را ارسال خوا هد کرد‌.


شماره تلفن جهت تماس با رفیق فدایی
‌فاطمه توکلی‌‌ :

0090_

5057494472



شماره حساب بانکی‌ :

fatemeh tavakoli

bilecik

529 akbank

turkey

شماره تلفن خا نم شهین :

0090 _ 5364533601

با تشکر :

کمیته خارج ازکشورسازمان مخفی‌ جوانان مسلح .

Monday, July 17, 2006

یک پوزش و تصحیح یک اشتباه :

در افشاگری ها ی رفیق ش .خ در مورد پرونده فروش آقای فریدون گیلانی‌ ما اشتباها اسم رفیق خانم فاطمه توکلی‌ را با فامیلی‌ کریمی‌ عنوان کردیم که تصحیح می‌ شود .اسم خا نوادگی‌ رفیق خانم فاطمه (توکلی‌ ) می‌ با شد نه (کریمی‌ ) این اشتباه تا یپی‌ از طرف من (رضا ) مسول بخش اینترنتی‌ سازمان مخفی‌ بوده و به همین دلیل از همه خوا نند گا ن آن مقاله پوزش و معذرت می‌ خوا هم . ضمنا بسیاری از پنا هند گا ن در کشور آلمان از ما خواستند که ادرسی‌ اینترنتی‌ و یا آدرس امیلی‌ را از رفیق ش . خ اعلام کنیم تا بتوا نند با خود ایشان مستقیما در تماس باشند که ما آدرس این رفیق را نیز اعلام می‌ کنیم . و همچنین با ید بگویم که قسمت اخر و پایانی‌ گفته ها ی این رفیق در مورد آقای گیلانی‌ نیز بزودی در وبلاگ درج خواهد شد ادرس تماس با رفیق ش .خ :

shahedkh3000@yahoo.com

shahedkh3000@yahoo.com

Thursday, July 13, 2006

چهره های مافیائی در بین پناهندگان واوارگان ایرانی.(ش.خ)

شاید برای یک پناهنده ویا یک اواره هیچ چیزی دردناکتر و وازلحاظ روحی وروانی نیز شکنننده تر وخرد کننده ترا ز این نیست که با کسانی که سالهای سال در یک کشور مثلا امن و ارام و بدون خطر نشسته و (خوابیده اند)تماس گرفته و تقاضای کمک و همیاری و یا مساعدت کند.و طرف مقابل نیز با ادعا های (بی جهت ) پناهنده نیازمند راامید وار ساخته و به انتظار بگذارد.شاید بخش اعظمی از شکست ها ی روحی و روانی پناهندگان خصوصا پناهندگان سیاسی بدلیل رفتارها واخلاق های ضد انسانی چنین افرادی چون ومثل فروشنده پرونده های سیاسی (فریدون گیلانی) ویا باند خطر ناک و مافیائی موجود در حزب بی در وپیکر کمونیست کارگری( حزب ضد کارگران وزحمتکشان) وافرادی چون مریم نمازی بوده ومی باشد.کسانی که بدلیل تنبلی و جهت گذران زندگی خود با حیله وفریب ونیرنگ از پول وسرمایه این وان به زندگی نکبت بار خود ادامه داده و می دهند ویا با پیشنهادات شرم اور و خجالت بار به این وان انهم در جهت انتقال این پناهنده سیاسی و یا ان پناهنده عادی(زن ودختر) به مکان های مثلا امن . شکم همیشه گرسنه و بی صاحب خود را سیر کنند.در اشفته بازار سیاسی دنیای امروز نیز بعد فروش مواد مخدر و تسلیحات نظامی_ ارسال اطلاعات و گزارشات سری ومهم وفروش پرونده های اشخاص به عنوان شغل سوم وپردرامد به حساب می اید.

اقای فریدون گیلانی نیز بعد از دریافت اسامی پناهندگان سیاسی معترض در جلوی درب فاحشه خانه بین المللی سازمان ملل در اتن به ریاست کثیف ترین وبی ترحم ترین زن دومنیکنی به نام فلوریندا رخاس نیز به این سود و پول باد اورده رسید.در طی روز های اعتصاب هنگامی که از خانم مریم نمازی _ زینت میر هاشمی (همسر اقای مهدی سامع )_ فریدون گیلانی _ و دو مدعی وراج از حزب کمونیست بی مصرف کارگری در کشور انگلستان تقاضا کردم که در اسرع وقت با سفارت دولت فاشیستی یونان تماس گرفته وسفرای این کشور جهنمی را تحت فشار قرار دهند وحتی اگر شد انان را نیز کمی ولا اقل کمی وبه اندازه یک دانه جو وگندم تهدید سیاسی .انهم در چهارچوب قوانین ومسائل پناهندگی کنند . خوشبختانه یا متاسفانه هر روز وهرروز اراجیف و چرندیات مخصوص خود را تحویل اینجانب دادند .

اقای مهدی سامع که خود بهتر از هر کس و هر شخصی بیشتر وبهتر می داند که با چه وضعیت و شرایطی خودم را به رفقای فدائی در کشور ترکیه رسانده و با انان تماس گرفته ومجددا جهت ادامه فعالیت برای سازمان. داوطلبانه به ایران برگشتم.خانم زینت میر هاشمی که خود شاهد وناظر تماس های دائمی اینجانب انهم با ان وضعیت خطر ناکی که درترکیه داشتم بودندوخود باز به مراتب بیشتر از (شوهر سیاسی شان ) می دانند که سرنوشت چه رقمی بر سر من و خانواده من که به عنوان خانواده فدائی در شهرمان شناخته می شویم زد . کثافت خانم ها ولجن شخصیت هائی چون مریم نمازی نیز خود در جریان کامل ان همه بد بختی ها وستم هائی که بر سر من (چریک فدائی خلق ) وخانواده ستم دیده ام امده ومی اید بودند. در طی این همه سالهای ستم کشیدن هرگز وهرگز وهرگزوحتی برای یک بار نیز نه به سازمان مربوطه ام ونه حتی به رفقای صادق فدائی نه دروغ گفتم ونه (خالی بندی )که بخواهم برای لحظه ای با ان چاخان گفتن ها و دروغ بافی ها (مثلا ) به زندگی خود در چهار چوب پنا هندگی ادامه دهم.اما الوده ومعتادشدن اینگونه شخصیت های کاذب سیاسی جهت معروف و مشهور کردن خود واز طرفی دیگر اگر فرصتی نیز پیش امد .جهت چاپیدن شخصی که از کشور وخانواده خود جدا شده و اواره سرزمین های دیگر می باشد را می بایستی از (نوع )مکتب سیاسی که اموخته اند و یا گروه مافیائی که به انان اموزش می دهند جستجو کرد.

هنگامی که از ادم فروش نشسته در المان سوال می کردم که نتیجه تماس شما با سفیر یونان چه شد: ادعا کردند که : این کار بدین صورت انجام می شود که من ودو تن از مسئولین در فدراسیون سراسری پنا هندگان سیاسی به سفارت یونان رفته وبعد از خوردن چائی و نوشیدنی با سفیر. اسامی شما وشکایت شما را به سفارت می دهیم. روز بعد از ایشان سوال کردم: که چه شد . ؟:اقای فریدون گیلانی نیز اعلام کردند که :همین الان داخل قطار هانوور به فلان شهر المان هستم و امروز قرار است که با سفیر ملاقات کنیم . روز بعد سوال کردیم که نتیجه چه شد.؟/ ایشان اعلام کردند که با سفیر یونان صحبت کردیم و به نتایج خوبی نیز رسیدیم.

پا بپای تماس با این شخص همین سئوالات را از اقا وخانم مهدی سامع وزینت میر هاشمی و همچنین از (خالی بند خانه سیاسی) یعنی حزب بی در وپیکر وبی مصرف کمونیست کارگری نیز کرده وجواب ها تقریبا شبیه هم بود . اما در این بین جالبتر از همه حمله نیروهای (تاتار یسم )کمونیست کارگری به سفارت یونان در انگلستان والمان وسوئد بود

در تماس با تعدادی از مسئولین این حزب چنان به من توضیح می دادند که:

در جلوی درب سفارت یونان انچنان اکسیونی بر قرار کرده ایم که شاید همین فردا سفرای یونان وارد یونان شده و شما را سوار اولین هوا پیما ی (اختصاصی )کرده وبه کشور ثالث بیاورند .غافل از اینکه درست در حین بافتن اینگونه اراجیف مخصوصا از طرف اقای فریدون گیلانی و از شور بختی ایشان.از طرف یکی از ایرنیان مقیم المان که اتفاقا یکی از بستگان ایشان نیز در بین اعتصابیون بود.وایشان شخصا به سفارت یونان مراجعه کرده بودتا در مورد فامیل خود صحبت کند ؟ و از طرفی نیز جهت تهدید سفیر تروریست ایران به سفارت خانه جاسوسی ایران نزدیک شده بودکه ناگهان اقای فریدون گیلانی رابه همراه دو تن از دوستانش در حین خروج از ان مکان دیده وبلافاصله این خبر را به فامیل خود در اتن و از طریق ایشان نیز به من اطلاع داده می شود.

(سوسیالیست خالی بند وحقه باز ما) :بارها وبارها هنگامی که با ایشان تماس تلفنی می گرفتم همواره عنوان می کرد که مثلا در فلان دفتر دفاع از حقوق بشر _ فلان دفتر دفاع از پناهندگان _ فلان کمیساریای سیاسی و فرهنگی _ در داخل فلان مترو ودر حال رفتن به ملاقات فلان مقام سیاسی _ و روز بعد نیز ادعا می کرد که سوار فلان قطار و در حال رفتن به یک جلسه مهم در مورد پنا هندگان معترض در یونان ووو....گویا این شخص شب وروز در حال فعالیت و کوشش برای پنا هندگان معترض سیاسی در شهر اتن بود. که در نهایت به ما گزارش رسید که این شخص تمام این مدت را با فاحشه خانم های زیبا روی المانی (کشتی فرنگی ) می گرفت .انهم با فروش پرونده واسامی پنا هندگان سیاسی و پولی که از فروش ان اطلاعات به چنگ اورده بود.

خانم مریم نمازی نیز بعد از ان همه چاخان ها و خالی بندی های مختص خودو زیر خیانت های گهر بارش و فاحشه گری های سیاسی خود به مقام زن سکولار در ان حزب بی شرم وحیا رسید و( گارد ازادی) راتاسیس کردند.همان گاردی که هر روز یکی از شهر ها ویا روستا های کردستان را (ازاد)می کند.

اقا و خانم مهدی سامع وزینت میر هاشمی نیز جهت لاپوشانی و فرار از (حقیقت ) مهر سکوت را بر لب زده و سر انجام نیز نسبت هائی به من وامثال من زدند .

اما باز در مورد سوسیالیست خالی بند وحقه بازمان باید بگویم که سه ماه قبل به یکی از رفقای زن فدائی در ترکیه پیشنهاد شرم اوری کرد که اگر ان پیشنهاد را بازگو نکنم بی شک وتردید خودم نیز به (اصل )چریک فدائی بودنم واز همه مهمتر به مازندرانی وشمالی بودن خود خیانت کرده ام .

رفیق خانم فاطمه کریمی که از بازماندگان فدائی و عضوخانواده فدائی و از طرفداران گروه (اقلیت ) بوده و متا سفانه بسیاری از دوستان ورفقای خود را در کشتار های دسته جمعی از دست داده و خود نیز بعد از سالها زجر وستم کشیدن در زندان های قرون وسطائی موفق به فرار ازایران شد وخود را به کشور ترکیه رساند به دلیل وجود وحشی گری ها و قوانین ضد انسانی دولت( خرو عقب مانده) ترکیه وزیر سایه کمک های رفقای نو محافظه کار بی تعصب اقلیتی های مدعی فدائی .حتی مجبور به یکبار خودکشی نیز شد. اقای پرونده فروش وسوسیالیست متقلب ما با ایشان تماس گرفته و با پیشنهادی شرم اور انهم به یک چریک فدائی زن سعی در بدام انداختن این خانم گرامی ومحترم بود که خوشبختانه یکی از همشهری های من از این موضوع اطلاع یافت وبلا فاصله با خود رفیق خانم تماس وبا ایشان به گفتگو نشست . پیشنهاد شرم اور این بی حیثیت وبی ابرو و من اینبار با جرات تمام اعلام می کنم که این (بی ناموس و بی شرف ) پیشنهاد یافتن یک مرد ویا یک شوهر (تقلبی ) از کشور المان جهت انتقال این رفیق زن فدائی به کشور المان را می دهد .کار وکاسبی این بی شرم وحیا بدانجا رسیده است که جهت پول در اوردن برای زنان و دختران (فدائی ) شوهر صیغه ای و موقتی پیدا می کند .حال با این توصیف کم واندک در مورد خصلت وماهیت ومنش چنین افرادی خود ان پنا هندگان و ایرانیان در المان که به این شخص ویا اشخاصی چون ایشان و یا شخصیت هائی که نام برده شد امید بسته اند باید بدانند که رفتار و برخوردی با انان کنند . اقای فریدون گیلانی اگر در مقابل گفته ها ی اینجانب سکوت کنند من نیز به هر هال خودم را به کشور المان خواهم رساند و همانطور که قبلا نیز اعلام کردم با برطرف شدن یک سری مشکلات در چهارچوب مدارک خصوصا پاسپورت جهت رفت وامد .صد درصد به دفتر مافیائی و خطر ناک فدراسیون پناهندگان _ حزب بی مصرف و بنجل کمونیست کارگری خواهم امد .

(همشهری جان این یده ره یاد نکان . ته پلی امبه خادشدندره اماده هکان تا بفهمی که یده فدائی مازندرانی یهنی چی . )

قابل توجه خانم زینت میر هاشمی‌ و آقا ی مهدی سا مع و ‌گروه (هویت ) :

خانم زینت میر هاشمی‌ .آقا ی مهدی سا مع:
با آن که به شما توضیح داده بودیم و عنوان
کرده بودیم که در صورت ممکن به یکی‌ از خا نوا ده ها ی داغدیده کمکی‌ کنید تا آنها را از یک مشکل بزر گ نجات دهیم اما گویا یکی‌ از بنجل فدایی‌ ها ی موجود در سازمان همیشه بی‌ تفا وت و بی‌ خیال شما به جا ی لا ا قل ‌ پا سخ منفی‌ ( متاسفانه ) حرفهای مفت و بی‌ ارزشی‌ را مستقیما به آن خا نوا ده محترم داده و عنوان کرده بودند که ما پول ( مفت ) نداریم که به ( شما ) بدهیم . حال چگونه از اسم و نام اینگونه خا نوا ده ها ی داغدیده و ستم کشیده در اراجیف و مزخرفا ت خود انهم تحت عنوان (سالگرد )نام می‌ برید ؟ شرم و حیا ی سیاسی‌ نیز خوب چیزی هست . البته اگر در (وجود )شما وجود داشته با شد .سو استفاده از اسم و نام چنین خا نواده ها ی داغدیده توسط شما و امثال شما جهت بزک کردن خیا نت ها یتا ن بی‌ پا سخ نخوا هد ما ند .
___________________

http://www.iran-nabard.com/

زینت میرهاشمی :


در سالگرد 18 تیر یاد فرشته علیزاده، عزت ابراهیم نژآد و دانشجویان گمنامی که جانشان را در رویارویی با استبداد مذهبی حاکم بر ایران از دست دادند گرامی می داریم.

18 تیر 78، اراذل و اوباش و لباس شخصیهای وابسته به حکومت به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و با عربده های «یا زهرا» دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده و وحشیانه آنها را از پنجره به بیرون پرتاب کردند.

posted

Tuesday, July 11, 2006

با به پایان رسیدن جا م جهانی‌ فوتبال

بزودی ادامه افشا گری ها ی رفیق ش . خ در باره آقا ی فریدون گیلانی‌ در سایت درج خوا هد شد . اما جهت شروع مجدد بخش اینتر نتی‌ سازمان مخفی‌ جوانان مسلح متن انتخابی‌ از وبلاگ عصر اهانت را درج می‌ کنیم .

ـــــــــــــــــــــــــــ

http://www.asreehanat.blogfa.com/

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(ملت ما براستی‌ حافظه تاریخی‌ خود را از دست داده است . )

محمود اعتماد زاده (به آذین ): به بن بست رساننده کمونیسم و سوسیالیسم در ایران :

بسیاری از طرفداران و هواداران حزب توده و در این بین نیز مغز ها و متفکران و کارگردانان حزب .در ترویج و اپیدمی‌ کردن این دیدگاه و بینش که اگر حزب توده در بحران هایی‌ چون دستگیری ها و کشتار ها ی سالهای قبل به چنین و چنان سیاست منطقی‌ خود دست نمی‌ زدند شاید بیشتر از آنچه که در ارقام و امارفعلی‌ اعلام می‌ شود قربانی‌ و یا کشته می‌ دادند . و سعی‌ بر آن دارند که به هواداران و طرفداران خود تزریق کنند که سران حزب شا ن سیاستی‌ اصولی‌ و مبتکرانه ای را بخرج دادند .که تا بحال حزب زنده و شاداب مانده است . هر چند که دیگر جز اسم ونام چیز دیگری از آن باقی‌ نمانده است و دنیا یی‌ از نفرت و انزجار و خشم نسل آگاه و جوان امروزی از پیشینه و گذشته این حزب .

همگان می‌ دانیم که این حزب پیش از انکه بعنوان یک حزب سیاسی‌ و میهنی‌ و مستقل داخلی‌ در جهت و در راستا ی آرمان ها ی والا ی کمونیسم و یا سوسیالیسم مورد نظر مارکس و انگلس و لنین گا م بردارد به عنوان یک ابزار جاسوسی‌ و خبر چینی‌ برای شوروی سابق خدمت می‌ کرد . بدتر از این خدمت نیز همکاری جانا نه و صمیمانه با متحجرترین و واپسگرا ترین قشر موجود در اجتماع نا بسامان ایران یعنی‌ ایت الله ها ی بزرگ عمامه بسر . اشخاص وابسته به دستگاه ها ی اطلاعاتی‌ و پلیسی‌ ساواک شاه و ساواما چون آقایا ن حسین شریعتمداری ها _ اسد الله لاجوردی ها _ بهشتی‌ ها _ صادق خلخالی‌ ها _ حاج داوود ها و سعید امامی‌ ها بعد از استفادههای تبلیغاتی‌ و شو ها ی تلویزیونی‌ از سران و کادر ها ی بر جسته این حزب از طریق( آقای محمو د اعتمادزاده معروف به(به . آذین ) به بن بست کمونیسم و سوسیالیسم در ایران نیز اشاره کردند . و ایت الله خمینی‌ نیز این کشف و دستگیری ها از یک حزب قدرت مندی چون توده را از برکات الهی‌ و حاصل زحمت ها ی شبانه روزی سربازان گمنا م امام زمان اعلام کرد .

حزب توده که از دو بخش علنی‌ و مخفی‌ تشکیل شده بود با دستگیری سران حزب چون نور الدین کیا نوری _ پورهرمزان _ علی‌ عمویی‌ ووو.... همه مشخصا ت و کروکی‌ ها ی اعضا و هواداران و حتی‌ اعضای افسران مخفی‌نظامی هم بر رو ی برگه ها ی بازجویی‌ امد . و در اوج چنین بحرانی‌ نیز دم و دستگاه ها ی تبلیغاتی‌ وزارت اطلاعات و دادستانی‌ ها ی جمهوری اسلامی‌ جهت بدام انداختن ما بقی‌ هواداران و بقایا ی این حزب در بوق و کرنای خود می‌ دمیدند که :( کیا نوری در زیر شکنجه و شلاق .قهرمانانه مقاومت و ایستادگی‌ کرده و لب از لب باز نمی‌ کند .) این فریب تبلیغاتی‌ تا بدانجا بازماندگان این حزب را فریب داد که شخصی‌ چون سیا وش کسرایی‌ نیز در شعر معروف خود به نام( پدرم کیا) چنین گفت و وعده و وعید داد که :( چون کیا لب از لب باز کند از لبانش شرر خواهد بارید ) و همگان دیدیم که به جا ی شرر مثل باران (لجن ) از لبان کیانوری بارید . و دستگاه تبلیغاتی‌ و اطلاعاتی‌ در مورد پو رهرمزان چنین میگفت :( پو ر هرمزان گفته است که عا شق همسرم و سوسیالیسم هستم . نه از همسرم جدا می‌ شوم و نه از سوسیالیسم و نه مصاحبه می‌ کنم :).فریب ها ی تبلیغاتی‌ دستگاه پلیسی‌ حکومت اسلامی‌ که از طریق افراد و افسران ارشد نظامی و برجسته ای چون سر هنگ عطا ریا ن وکبیریا ن که خود نیز بدون انکه در جریان باشند تحت کنترل و تعقیب ماموران مخفی‌ ساواک شاه و سا و ا ما هستند به دیگر اعضا و هو ادارن و نفرا ت باقیمانده و مخفی‌این حزب ارسال می‌ شد .حتی‌ نا خدا افضلی‌ نیز فریب این نیرنگ و حقه را خو رده و با حزب تماس می‌ گیرد .

در دستگیری ها ی اردیبهشت سال شصت و دو بسیاری دیگر از وابستگان تشکیلاتی‌ _ افسران شجاع نظامی‌ و مخفی‌ وفعالان سندیکایی‌ به دلیل عجز و زبونی‌ و همکاری و لو دادن ها ی سران حزب دستگیر می‌ شوند . در بین سران حزب بعد از کیا نوری _ محمد مهدی پرتوی مسول بخش مخفی‌ حزب در پرتو خیا نت ها و همکاری ها ی جانا نه خود تشکیلا ت مخفی‌ این حزب نیز ریشه کن می‌ شود .و دهها افسر نظامی‌ و شجاع بعد از دستگیری تیر باران می‌ شوند . و با چنین خیا نت ها یی‌ افرادی چون کیانوری و محمد پرتوی که تن به هر ذلتی‌ داده بودند جان خود را نجات می‌ دهند .آقایا ن کیانوری و پرتوی در یک نما یش تلویزیونی‌ و در یک دادگاه فرمایشی‌ و در نقش ایت الله ها و حجت السلام ها ظاهر شده تا ثابت کنند که کار (افسران نظامی‌ و جوان ) جا سوسی‌ و خبر چینی‌ برای بیگانگان بوده است . در حالی‌ که خود بهتر می‌ دانستند که دارند جاسوسی‌ می‌ کنند . در قبا ل چنین ذلت و خوا ری سران حزب توده پاسخ دندان شکن یکی‌ از افسران جوان بساط خائنانه سران حزب توده را بر هم می‌ زند : در آن دادگاه فرمایشی‌ و در پشت تریبون دادگاه افسر شجاع و دلیری به نام (جاوید ) بانک بر می‌ اورد که :( آقای کیا نوری . حزب توده دو چهره داشت . یکی‌ چهره ملی‌ و مردمی‌ که ما بودیم . و یکی‌ چهره جاسوسی‌ و بیگانه پرستی‌ که شما بودید . ):یکی‌ از فریاد ها ی تلخ از حکایت ها ی تلخ این سر زمین .

و با چنین خیا نت ها ی سران حزب توده از طرفی‌ دیگر قهرما نانی‌ چون باقر زاده ها و کی‌ منش ها با سر سختی‌ تمام در زیر شکنجه ها ی شدید بدنی‌ و فیزیکی‌ مقاومت وجان می‌ بازند . سران حزب توده علنا و اشکارا به طرفداران و هواداران خود تاکید و توصیه می‌ کنند که در همه زمینه ها با برادران ضد امپریالیسم در سپاه پاسدارا ن وکمیته ها ی انقلاب و دادستانی‌ ها همکاری و رفقای مخفی‌ را تحویل آنان بدهند . آقای علی‌ عمویی‌ در سمت نماینده حزب اشکارا حزب را منحل و انحلال آن را اعلام می‌ کند و آقای محمد اعتماد زاده ( به آذین ) نیز بن بست کمونیسم و سوسیالیسم را (جا ر ) و فریاد می‌ زند .

باارائه چنین تئوری ها و فلسفه هاو انگیزه های مخرب سیاسی از طرف سران ورهبران حزب توده و دادن لقب واصطلاح خط ضد امپر یالیستی خمینی انهم از طرف خود شخص (پدر کیا) بدانجا رسیده بود که به مانند یک بیماری روحی و روانی وبه سبکی کاملا اپیدمی و واگیرو مسری در بین همه طرفداران و اعضای این حزب و مخصوصا با (بی پدر کیا) شدن سازمانی مخوف و وحشتناک به نام (سازمان فدائیان اکثریت) طرفداران وهواداران این حزب و این سازمان تواب ساز علنا و اشکارا و به صورت گله ای و چند صد نفری (گله های گوسفندی )در جلوی درب دادستانی ها و دادگاههای انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران انهم کاملا داوطلبانه و قلبانه صف های طویلی را بوجود اورده و با لو دادن سه نفر از دوستان وهمکاران تشکیلاتی خود در راستای خواسته های ننگین این جمهوری پای ورقه های بازجوئی و معرفی نامه ها را امضا کرده و متاسفانه در تشویق دوستان خود گوی سبقت را در ایجاد چنین صفوفی از هم می ربودند.وبدتر از همه با بی پدر شدن سازمان فدائیان خلق اکثریت اینگونه صحنه ها نیز به مراتب بیشتر و بیشتر از قبل می شد. صفوفی که با ارائه تئوری خط ضد امپر یالیستی خمینی از طرف( پدر کیا) و یا با اعلام بن بست سوسیالیسم وکمونیسم در ایران از طرف محمود اعتماد زاده (به اذین) و امثالهم بر طول ودرازی خود هر روز بیشتر می افزود.شاید ان خیانت و ادم فروشی که سران این حزب و سازمان یاد شده در حق خلق و ملت ایران مرتکب شدند نتوان در هیچ کجا و در هیچ سرزمین دیگر و در روی این کره خاکی یافت. نقش انان در معرفی و لو دادن دوستان وهواداران دیگر تشکیلاتی باعث ان شده بود که در عرض چند ماه زندان های ایران مملو از ازادیخواهان و مبارزین راستین این سر زمین شد.

خود سران ومسئولین این حزب و ان سازمان براستی مزخرف و بی شرم و حیا به عنوان یک بازجو و پلیس سیاسی در شکنجه ها و گرفتن اعتراف از هم ایدئولو ژ ی خود نقش داشته و حتی در تیر باران ها و اعدام های گروهی زندانیان سیاسی که با انگیزه های مختلف باز داشت شده بودند شرکت جسته وتیر خلاص را می زدند . خود فروختگان حزب توده و گروه اکثریت در کمک ویاری به جمهوری اسلامی و به سفارش پدر کیا یشان تا بدانجا رسیده بود که به عنوان میسیونر های مذهبی ـ سیاسی وارد منازل دیگر سیاسیون شده و (مذهب و دین )را در بین انان تبلیغ می کردند و از این طریق به شناسائی دیگر مخالفین سیاسی و بخصوص انان که هنوز اعتقاد کامل به ادامه جنگ مسلحانه را داشتند پرداخته و خودشان نیز بعد از ادم فروشی در اعتراف گیر ها وشکنجه های فیزیکی وبدنی شخص لو داده شده شرکت می جستند . حد وحدودجنایت وخیانت حزب و سازمان یاد شده تا بدانجا بود که حتی تعداد زیادی از هواداران و اعضای دیگر سازمان هائی چون مجاهدین خلق . سازمان چریکهای فدائی خلق ایران . ارتش ازادیبخش خلق های ایران (سازمان چریکهای فدائی.) مبارزین مسلح در جنگل های شمال( مائوئیستهای ایران سربداران ).و در این بین بخصوص هوادران مجاهدین خلق که با کمک نیروهای مردمی حزب دمکرات کردستان ایران سعی در خارج شدن از داخل کشورو رسیدن به پایگاههای نظامی این سازمان در کشور عراق بودند در یک طرح و نقشه عملیاتی به نام( پیام به عبدالله) که تئوریسن ها ومغز های متفکر حزب توده وسازمان اکثریت به مسئولین اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ارائه داده بودند توسط اعضا وهوادران این حزب وان سازمان ذکر شده شناسائی وشکار شده وبه زندان های مخوف و وحشتناک ارسال و توسط خود ان سران وکادر های مرکزی ابتدا بازجوئی ـ شکنجه شدید بدنی وفیزیکی ـ و سپس اعدام وتیر باران می شدند

در کارنامه اشخاص خائنی چون (محمود اعتما زاده ها و امثالهم )دو نکته کاملا ضروری و اساسی نهفته است یکی همکاری های جانانه ومخلصانه برای جمهوری اسلامی و جاسوسی های مافیائی ـ سیاسی برای دولت هائی چون شوروی سابق و دوم بروز ضعف در برابر شکنجه های فیزیکی و خوش رقصی های مکرر برای این جمهوری همراه با تبلیغا ت های تهوع اورضد کمونیستی و تهیه خوراک تبلیغاتی برای جریان های ضد کمونیستی که متاسفانه در این کار بسیار استاد و کاردان وزبر دست بودند .

با چنین خیانت ها و دجالیت های سیاسی بود که هزاران هزار انسان به چوبه های دار و جوخه های اعدام و تیر باران سپرده شدند .شاید نقشی که محمود اعتماد زاده ها و امثالهم در کشتار یک نسل انقلابی داشتند خود شکنجه گران دولتی نیز جرات نمی کردند که دست به چنین کشتاری بزنند. و متاسفانه ملت ما چه اسان حافظه تاریخی خود را از دست داده است که از کنار چنین خیانت ها وجنایت های ملی به راحتی و با فراغت کامل می گذرد وبرای خائنینی چون به اذین ها مراسم درگذشت و یادبود را به اجرا در می اورندانهم متا سفانه با عدم اگاهی و اطلاع از پیشینه ننگین وسراسر خیانت وخیانت وخیانت اینگونه اشخاص

شهرام.

Tuesday, June 06, 2006

اکبر گنجی‌ : پاسدار جنا یت کار و اسید پا ش بر سر و صورت زنان و دختران :

مزدور و جلاد اخوند ها ی جنا یتکا ر:
اسم و نام شهدای راه آزادی ایران و قربانیان و اعدامیان را بر آن زبان کثیف و ناپاکت نیاور .تو خود در همه آن جنا یت ها و کشتار ها شریک جرم بوده و هستی‌ ؟ آن جایزه نیز هدیه ارباب چلاقت علی‌ گدا به توست .که سالهای سال برایش خدمت و نوکری و حمالی‌ (قلم فرسا یی‌ )کردی ؟ هرحرف و یا عمل دیگری که انجام بدهی‌ باز همان پاسدار اسید پا شی‌ هستی‌ که بودی ؟ چه راحت و بی دغدغه می‌ خوا هی‌ سر مردم و از همه مهمتر سر باز ماندگان آن شهدا و اعدامیان و قربانیان قتل ها ی زنجیره ای کلاه بگذاری .؟ اما کور خواندی . ای پاسدار دمنش .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(به نمایندگی از قربانیان قتل های زنجیره ای، اعدامیان تابستان 67 و تمام دگراندیشان ایرانی جایزه «قلم طلایی» را دریافت می کنم: گنجی
اکبر گنجی امروز دوشنبه در مراسمی که در کاخ کرملین مسکو برگزار شد، جایزه معتبر جهانی «قلم طلایی» را از انجمن طلایی روزنامه نگاران دریافت کرد. گنجی در سخنرانی خود از جمله گفت: جایزه قلم طلایی را به نمایندگی از کسانی چون قربانیان قتل های زنجیره ای، اعدامیان تابستان 67، روزنامه نگارانی که ترور و فلج شدند یا از حقوق اجتماعی محروم شدند و فعالانی که به خاطر عقیده خود به خارج از کشور تبعید شدند دریافت می کنم.)

Monday, June 05, 2006

به نظر شما پا سخ اینگونه افراد بد دهن را چگونه باید داد؟

آقا یی‌ که این چنین توهین می‌ کنی‌ .در مورد آن خیا نت ها یی‌ که فریدون گیلانی‌ مرتکب شدند بهتر است خودشان زبان باز کنند و بد زبانان و لا تها ی پیرامونش را به عنوان (عربده کشان سینه چا کش ) جلو نفرستد .هنوز چیزی در مورد خیا نت ها ی ایشان افشا گری نکرده ایم .این تازه بخشی‌ از (نامردی ها ی ) این شخص بود اما اگر همه آقایا ن (اقلیتی‌ ) مثل ایشان هستند که دیگر واویلا . پس سازمان اقلیت همه از (نامر د ها ی سیاسی )و عربده کشان لمپنیسم ‌ تشکیل شده است که ما نمی‌ دانستیم و بهمین دلیل بودکه حادثه گا پیلن رخ داد.

آقا یی‌ که اینچنین و با این لحن صحبت و نظر دادید .فراموش نکنید که ایشان نه یک مبارز و نه یک روزنامه نگار بودند و نه هستند .آیا می‌ خواهید بدا نید که این خاین به یکی‌ از رفقای زن فدا یی‌ در کشور ترکیه چه پیشنهاد شرم آوری کرده است .؟ دوست دارید بدا نید ؟

به بد دهنی‌ ها ی آقایا ن اقلیتی‌ خوب توجه کنید . این است شیوه تربیت در مکتب کمونیستی‌ آقایا ن اقلیتی‌ که از خا ینینی‌ چون فریدون گیلانی‌ ها خط و مش می‌ گیرند . بزودی به افشا گری ها ی دیگر در مورد این شخص خوا هیم پرداخت . در افشا گری بعدی به شما ثابت خوا هد شد که چه کسی‌ (لا ت و لمپن سیاسی‌ ) می‌ باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(وقتی یک مشت احمق اطلاعاتی این وبلاگ را راه بیندازد و از سابقه آدم ها خبر نداشته باشند همین می شود، این روزنامه نگاری که از آن نام بردید خود از بازماندگان کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 و از هواداران سابق سازمان چریکهای فدایی خلق ایران اقلیت است که از چند سال پیش نقش بارزی در افشای رژیم داشته و شما احمق ها البته به خوبی با آن آشنا هستید وگرنه چنین القابی به کار نمی بردید.
بچه بازی را بس کنید و اعلام کنید که مزدور وزارت اطلاعات هستید همان جوری که فدائیان داخل کشور می گویند،مرگ بر شما که مبارزان را به تهمت های لات منش خود می آلاید! )

6/04/2

ـــــــــــــــــــــــ

Sunday, June 04, 2006

جنا یا ت و خیانت ها ی سلطنت طلبان (عصر اهانت

http://www.asreehanat.blogfa.com/


جنا یا ت و خیا نت ها ی بخش سلطنت طلبا ن بر علیه جنبش واقعی‌ ایران


_________________

در جهت تشکیل یک نیروی مخوف و وحشتناکی‌ که بتواند چنگال اهنین خود را با بی‌ رحمی‌ و بانهایت منش وحشیانه درگلوی مردم و ملت سالها ستم دیده ایران فرو کند ایت الله ها یی‌ چون علی‌ خا منه ای ها _ علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ ها _ مهدی هاشمی‌ ها و لاجوردی ها و ابراهیم یزدی هاو بهشتی‌ هاو امثالهم که درزمان شاه سابق بعد از مدتی‌ زندانی‌ کشیدن و چند پس گردنی و سیلی‌ آبدار خوردن از مامورین وبازجویان و شکنجه گران ساواک شاه با نهایت بی‌ شرمی‌ و اخر در یوزگی‌ افتادن ها به پای‌ارباب مذهبی‌ شان شاهنشاه اریا مهر افتاده و علنا با گریه و زاری عنوان کرده بودند:( که شاها ما غلط کردیم .گه خوردیم . خر شدیم که چنین عملی‌ را در مقابل شما مرتکب شدیم )و یا مو جودا ت تازه و نو ظهوری چون فلاحیان ها و محمد ری شهری ها و سردار قالی‌ با ف ها ووو... نه سوا د چندانی‌ داشتند که الف را از ب تشخیص دهند و نه استعداد آن چنانی‌ که از خود خلاقیت نشان دهند در جهت جبران این ناقص العقلی‌ خود از همان مامورین و مسیو لین زبده و قدیمی‌ وسابق دستگاه امنیتی‌ و پلیسی‌ ساواک بهره جسته و از تجربیات آنان نهایت استفاده را برده و می‌ برند . طیف خطر ناکی‌ که آقایا ن داریو ش همایو ن ها _امیر سپهر ها _شهریار اهی‌ ها (مو نیتو ر خا نواده آقای پهلوی و خود شخص آقای رضا پهلوی به وجود آنان هنوز که هنوز هست افتخار کرده به و خود می‌ با لند . نقش اساسی‌ و در خور طرفداران پرو پا قرص خانواده سلطنتی‌ آقای پهلوی در سر کو ب و نا بودی و قتل و کشتار فرزندان این مرز و بو م که پا بپا ی مامورین و ادم کشان اسلامی‌ تحت عنوان ما موران گمنام امام زمان اگر از دید نسل جدید و فعلی‌ پنهان مانده اما از چشمان تیز بین زندانیان سیاسی‌ و سالها حبس کشیده چه در دوران ستم شاهی‌ و چه در دوران ستم ملا یی‌ خمینی‌ _ نویسندگان و روشنفکران لا ییک _ دانشجویا ن ازادیخواه _ و از همه مهمتر قربانیان قتل ها ی زنجیره ای و خانوا ده ها ی اعدامی‌ان سیا سی‌ و در اینجا بویژه از دید تیز بین زندا نیا ن سیاسی‌ چپ و کمو نیست ها ی انقلابی‌ و ما رکسیست ها ی ایرانی‌ پنها ن نمانده و نمی‌ماند . بهمین دلیل افراد (گناه کاری ) چون امیر سپهر ها و یا آن ملا حسنی‌ سلطنت طلبا ن در بوق و شیپور (صوراصرافیلی‌ خود ) به کمو نیست ها و چپ گریا ن و مارکسیست ها هر انگ و نسبتی‌ زده و می‌ زنند . و از طرفی‌ دیگر نیز جهت توجیه رفتار ها و عمل کرد ها ی ضد سیاسی‌ خود شخص خود آقای رضا پهلوی با کثیفت ترین و خا ین ترین بخش و طیف موجود در اجتماع نا بسامان ایران فعلی‌ یعنی‌ اکثریتی‌های خاین و در یوزه افتا ده ای که به اسم و نا م فدایی‌ خلق به زندگی‌ طفیلی‌ خود ادامه می‌ دهند دست اتحاد و دوستی‌ را دراز می‌ کند .طیفی‌ که پا بپا ی مامورین و ادم کشان ساواک و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی‌ در نسل کشی‌ و ایرانی‌ کشی‌ دست داشته و دارد و با چنین اتحادی آقای رضا پهلوی آب پاکی‌ را به روی همه طرفداران و سینه چاکان پرو پا قرص خود ریخت .

در جهت تفهیم بیشتر بلبل زبانان و طوطی‌ یان شیرین سخن فرهنگی‌ _ سیاسی‌ آقای رضا پهلوی در راستای نقش بسیاری از افرادی که با خا نو اده سلطنتی‌ در تماس بوده و آنا ن در کشتار ها و جنا یت ها ی ملی‌ نقش داشتند به چند نمونه اشاره می‌ کنیم :


(دکترررررر ...) شیخ السلام زاده وزیر بهداری زمان شاه و از مهره ها ی کلیدی دربار سلطنتی:
( این دکترررر....) که جان خود را برای خا نوا ده سلطنتی‌ نیز فدا می‌ کرد بعد از انقلاب به ما نند دیگر سران سلطنتی‌ باز داشت می شود . با وجود اعترافا تی‌ که خود به سو استفاده ها و رشوه ها و دزدیها ی کلان دولتی‌ و از همه بدتر با داشتن شاکی‌ های خصوصی‌ به اتهام چندین فقره زنای محصنه به عنف _ و حیف و میل اموال عمومی‌ و دولتی‌ و از طرفی‌ دیگر نیز اما بدلیل وابستگی‌ به چند خا نو اده آیت الله ها ی کله گنده به حبس ابد محکوم شده و در حکم ایشا ن نیز قرار شد که به عنوان دکتر و پزشک زندان به کار خود در زندان ادامه دهد .این دکتر که با افرادی چون هاشمی‌ رفسنجانی‌ _ علی‌ خامنه ای _ بهشتی‌ _ محمد علی‌ رجایی‌ و لاجوردی رابطه ای خوب و دوستانه داشت با شغل پزشکی‌ خود در خدمت شکنجه گران و باز جویا ن اسلامی‌ در می‌ اید . و پس از پنج سال حبس از زندان آزاد شده و در شمال تهران نیز برای خود مطب زد .این پزشک جنا یت کار با کشف سرم و آمپول ضد سیانور که در آن زمان بیشتر مبا رزین با خود به همر اه داشته تا به هنگام محاصره و یا آخرین راه برای عدم تسلیم پذیر ی در مقابل نیرو ها ی سر کو ب گر آن را مورد استفاده قرار می‌ دادند به کمک باز جویان و شکنجه گران می شتابد . آمپول ضد سیانور معروف که سیانور های گاو کش را نیز خنثی‌ می‌ کرد .و با این خوش خدمتی‌ خود معتقد بود که مبا رزین و ازادی خوا هان و در اینجا کمو نیست ها و ما ر کسیست ها نباید به راحتی‌ جان دهند بلکه باید آنان را از (خود کشی‌ نجات و در زیر شکنجه و زجر بدنی‌ به و زره زره آنان را زجر کش کرد .چرا که آنان باعث و بانی‌ فرا شا هنشا هش انهم با چشم گریا ن و مشتی‌ خاک ایران بر دست شدند.

از دیگر خوش خدمتی‌ ها ی این پزشک جنا یت کار دربار شاهی‌ کشف نوعی‌ مایع‌ بود که گویا از ترکیب نفت و الکل بوجود می‌ امد و سریعا نیز در پو ست بدن خصوصا در قسمت پاها جذ ب می‌ شد . و باعث می‌ شد تا زندانی‌ که از شلاق و کابل خوردن ها ی ممتد قسمت پا ی زندانی‌ بی‌ حس می‌ شد این مایع بلا فاصله و به فوریت پاها را از بی‌ حسی‌ خارج ساخته تا شکنجه گر بیشتر و بیشتر به کار خود ادامه دهد .پزشک جنا یت کاری که تا سالها بدین صورت در نابودی زندانیا ن سیاسی‌ انهم با نفرت و انزجار تمام نقش خود را به خوبی‌ باز ی و ایفا کرد . از گفته ها ی معروف این مهره معروف دربار شاهی‌ به کمو نیست ها و زندانین مارکسیست این بود : (شما کمونیست ها و بی‌ خدا ها را نباید اعدام کرد باید زجر کشتا ن کرد تا بار اخرتان باشد که ( شاه ) را از مملکت آواره می‌ کنید .

حسن زاده سر جلا د زندان اوین در زمان شاه :

از ما مورین و مسیو لین بلند پا یه در سیستم ساواک شاه : که اشکارا و علنا به زندا نیا ن سیاسی‌ انهم با پشتوانه لاجوردی ها و صادق خلخالی‌ ها فحش خواهر و مادر می‌ داد و از طرفداران پر و پا قرص شاه و خا نو اده سلطنتی‌:

از گفته ها ی معروف این شکنجه گر ساواکی این بود .:( ما وقت نکردیم زمان اعلا حضرت شا هنشاه اریا مهر زبان شما را باز کنیم . اما امروز با شلاق و کابل زبانتان را باز می‌ کنیم .) می‌ گفت : (کابل تخم کبوتر است .زبان را باز می‌ کند . و از مرغ شیر می‌ دو شد .:)


محمد علی‌ بشا رتی‌ :

همکار و مامور ساواک شاه : کسی‌ که با همدستی‌ امام جمعه شهرستان جهرم و یک بازاری به نا م (خلیلی‌ ) بسیاری از جوانان این شهر را دستگیر و بعد از شکنجه ها ی وحشیا نه بدنی‌ آنان را به قتل رسانده وجسد مثله شده جوانان را به قنات ها و کانال ها ی خا رج از شهر پرت میکردند. کسی‌ که تا دیروز به عنوان مامور ساواک جان خود را فدا ی شا هش می‌ کرد و امروز مامور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی‌ می‌ با شد .


حمید رضا ذاکری : مامور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی‌ :.

کسی‌ که در قتل عام هموطنا ن در حرم امام رضا در مشهد نقش داشته و با باند سعید امامی‌ ‌ همکاری جا نانه و صمیمانه و مخلصانه ای به عمل اورده و امروزه نیز سلطنت طلب شده و سنگ آقای رضا پهلوی را بر سینه زده و با ایشان همکاری می‌ کند .


علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ :

همان طور که ملت ایران شاهد و ناظر بودند که چه جنایت ها ی مخوفی‌ انجام داد . علی‌ اکبر ها شمی ( بهرما نی‌ ) رفسنجانی‌ که در زمان شاه سابق مدتی‌ را در زندان بود با چند پس گردنی‌ مامور و باز جوی ساواک به همکاری با ساواک می‌ پردازد . و با همدستی‌ یکی‌ از خا ینین (مجاهد ) به نا م (صنوبرا ن ) که در حال حاضر نیز در دستگاه ما فیا یی‌ رفسنجانی‌ مشغول خدمت و ( سرویس دهی‌ ) می‌ باشد یکی‌ از رهبرا ن مار کسیست لنینیست به نا م ( بهرام آرام ) را به تله امنیتی‌ ساواک شاه کشنده و به رگبار مسلسل ها ی مامورین ساواک بسته می‌ شود .

پزشک و جلا د دیگری بهنام (احمدی ):

این پزشک که زمان شاه خدمت و در اختیار ساواک شاه بود با آمپول هوا به شکنجه و اذیت و ازا ر زندانیا ن سیاسی‌ پرداخته و بسیاری از زندانیا ن را به نحوی وحشتناک به قتل رسانده و می‌ کشت . حاج ‌داوود رحمانی‌ این سگ گزمه دربار شاه سابق و شکنجه گر امروزی جمهوری اسلامی‌ در زندان اوین به زندانیا ن سیاسی‌ چنین می‌ گفت :( چرا جمهوری اسلامی‌ اجازه نمی‌ دهد تا به مانند زمان ( جان شا ه آریا مهر )تکلیف شما را با آمپول هوا مشخص کنیم ؟ ) :

بهزاد نظامی‌ :

لمپن و چاقو کش زمان شاه که با ساواک نیز همکاری کرده و در زمان جمهوری اسلامی‌ نیز طبق دستور مستقیم علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجانی‌ به زندانیا ن سیاسی‌ و نویسندگا ن ربوده شده آمپول هوا زده و متخصص شلاق زدن ها و شکنجه ها ی اسلام نا ب محمدی شده بود.

عزت شاهی‌ : مامور سابق ساواک :

این شخص در زمان شاه بارها و بارها با دربار شاه رفت و امد کرده و همواره از طریق نو کران درباری شاه از شاه می‌خواست که امکاناتی‌ در اختیار ش بگذارد تادر بازار اقتصادی نقش داشته باشد و از طرفی‌ نیز چون شاهد و ناظر در یوزه افتادن ها ی افرادی چون خا منه ای ها و رفسنجا نی‌ ها ـ مهدی هاشمی‌ ها و لاجوردی ها در زندان بوده و تصویر خم شدن آن (ایت الله ها ی امروزی ) را در برابر شاه در دست داشته که چگونه خم شده اند و پا ی شا ه را می‌ بوسند ؟ و از شاه دریافت عفو و بخشش را می‌ کنند بعد از انقلاب با روابط صمیمانه ای که با این اشخاص و مخصوصا اسد الله لاجوردی پیدا می‌ کند با ند ما فیا یی‌ _ سا و ا کی‌ خود را با اشخاصی‌ چون محمد گیلانی‌ _ سر جلا د سابق زندان اوین _ حا ج داوود _ و صادق خلخالی‌ را تشکیل داده و به پیشگاه خمینی‌ می‌ شتابند تا نامه قتل عام زندانیا ن سیاسی‌ در زندان ها را دریافت کنند و این همان زما نیست که آقای اکبر گنجی‌ نیز از مسولین سپاه پاسداران بوده و در این راستا به این با ند ادم کشا ن کمک می‌ کرد بسیاری از زندانیا ن سابق کمو نیست و مارکسیست لنینیست و همچنین تعداد زیادی از کمونیست ها و مجا هدین بعد از انقلاب نیز توسط این شخص اعد ام و تیر باران شدند . کسی‌ که قبل از خوردن و اشامیدن می‌ با یستی‌ اسم شاه را می‌ اورد تا خورد و خوراک بهش بچسبد.

مامور ساواک سابق و مامور اطلاعاتی‌ امروزی : غلام ( مشهور به مشهدی غلام ):

مامور ساواک شاه که بعد از انقلاب با سرمایه ای فراوان به کشور ترکیه فرار کرده و در شهر (وان ترکیه ) اقامت می‌ کند . این شخص به صرف اینکه سالهای سال در این کشور زندگی‌ کرده بود به زبان ترکی‌ این کشور وارد و فول فول شده بود . و به صرف داشتن این امتیاز_ پلیس مخفی‌ شهر وان از این شخص به عنوان مترجم کیس پنا هند گا ن مخصوصا پنا هند گا ن سیاسی‌ استفاده کرده و به پنا هندگا ن چنین می‌ گفت :( که اگر در صورت رد شدن پرونده و تقاضای پنا هندگی تا ن از طرف دولت ترکیه با مشکلی‌ بر خورد کردید دفتر شاهزاده رضا پهلوی از شما حمایت کرده و اجازه نمی‌ دهند که شما را دیپو رت ایران کنند . و من هر روز با خود اعلاحضرت در تماس هستم . )

اما همین شخص به نام رضا پهلوی و سلطنت طلبی‌ اولا به کار قاچاق گوسفند و نفت از داخل ایران به خاک ترکیه مشغول بوده و دوما به صرف استفاده پلیس مخفی‌ شهر و ان از این شخص در امر ترجمه به بسیاری از اطلاعات سری و امنیتی‌ که پنا هندگا ن به هنگام مصاحبه بیا ن کرده اند دسترسی‌ و آگاهی‌ یافته و بعد از مدتی‌ که مثلا جواب ردی و یا عدم قبولی‌ از طرف دولت ترکیه دریافت میشد آن پرونده ها ی سیاسی‌ را به طور مخفیانه به کنسو لگری جمهوری اسلامی‌ در شهر ارزروم فرستاده و بدین طریق به دست مامورین اطلاعات در سا واما می‌ رساند . از گفته ها ی معروف این شخص انهم با دیدن زنان روسری به سر و یا چادری ترک و کرد در شهر و ان این بود :

(اینها را باید از پشت بهشا ن تجاوز کرد تا بفهمند که شاهنشاه آریا مهر ما چرا با حجاب مبارزه می‌ کرد ):

این شخص فقط در یک مورد در سال هزارو نه صد و نودو پنج میلادی پرونده چهار تن از اعضای فعال سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران _ یک هوادار حزب دمکرات _ یک طرفدار حزب کو مله _ را فروخت و پرونده یک خا نوا ده سلطنت طلب را به لجن کشید . و پول زیادی نیز از این بابت دریافت کرد .حتما و بی‌ شک و تردید آقای رضا پهلوی در جریان کامل آن هستند .اگر نیستند من بیشتر ایشان را در جریان خوا هم گذاشت .

خا نم گ .ک :

این خانم که همسر یکی‌ از سرهنگ ها ی ا عدامی‌ یا اخراجی‌ می‌ باشد در کشور ترکیه با نها یت بد بختی‌ و بیچارگی‌ با فرزندان خود به زندگی‌ (اوارگی‌ )خود ادامه می‌ دهد . بر طبق یک گزارش مستند و دقیق این خانم با دفتر آقای رضا پهلوی نیز بارها و بارها و از طریق شورای پنا هندگا ن ایرانی‌ در ترکیه نیز به دفعات فراوان تماس گرفته و آقایا ن سلطنت طلبان مدعی‌ و خود آقای رضا پهلوی گویا انتظار آن را می‌ کشند که این خا نوا ده از طرف پلیس مخفی‌ ترکیه به ایران باز گردا نده و دیپو رت شوند تا بخش (بی‌ فرهنگ )فرهنگی‌ _ تبلیغاتی‌ ـ آقای رضا پهلوی به (غوغا سالاری )دست بزنند . منظور از اوردن اسم این خا نوا ده این بود که آقای رضا پهلوی حتی به هم لباس ها ی خود هم هیچ ترحم و عطوفتی‌ بخرج نمی‌ دهد که خیا نت نیز می‌ کند تا چه برسد به سیاسیون و یا کمونیست ها و مارکسیست ها ی ایرانی‌ . در مورد این خا نوا ده نیز اگر و اگر و اگر پا دشا ه دوم سلطنت طلبان خواستار و خواهان و تمایل دارند من بیشتر توضیح خو ا هم داد و یا خود ایشان می‌ توانند با شورای پنا هندگا ن ایرانی‌ در ترکیه مستقیما تماس بگیرند مشروط بر اینکه ( خیا نت )نکنند .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیا نت سلطنت طلبان در بخش ها ی اجتماعی و مرکز امنیتی‌ _ پلیسی

کودتا ی نوژه :

محصول خیانت ها ی خا نوا ده سلطنتی‌ شاه و ساواک :

همان طور که می‌ دانیم در تیر ماه هزارو سیصد و پنجا ه و نه تلویزیون جمهوری اسلامی‌ با به نما یش گذاشتن تصویر دو خلبان هوا نیروز که هر دو نیز شکنجه شده بودند از لو رفتن یک کودتا ی نظامی‌ خبر داد . فرماندهی‌ این کودتا نیزبا سرهنگ ایزدی از افسران گا رد شاه بود .این حرکت نظامی‌ و کودتا به صرف انکه از پایگا ه هوایی نوژه در همدان پشتیبانی‌ و حمایت میشد به کودتا ی نوژه معروف شد . در لو رفتن این کودتا هر چند که سازمان مجا هدین خلق و حزب توده نیز خیا نت کردند اما بعد از کشف کودتا بیش از سیصد نفر از شجاع ترین افسران و هما فران و درجه داران نظامی ابتدا باز داشت و سپس شکنجه و آنگاه اعدا م و تیر باران شدند . بر طبق شا هدان و ناظران عینی‌ و زنده در آن زمان مامورا ن و شکنجه گران ساواک شاه که با خود شاه در تماس مستقیم بودند در شکنجه و تیر باران آن افسران شجاع و دلیر نقش داشتند .که عزت شاهی‌ یکی‌ از آن افراد بود .

گروه ضربت دادستانی‌ مرکز :

که اموزش و تعلیم افراد در این گروه را همان مقاما ت ارشد و باز جویان ومربیان و اموزشگرا ن به ما مورین ساواک شاه در زندان اوین بر عهده داشته و اکثریت آنان نیز با دفا تر شاه و آقای رضا پهلوی امروزی ما در تماس بوده و هستند .گروهی‌ که عوامل اجرایی‌ در قتل ها ی زنجیره ای و ترور ها ی ما فیا یی‌ را بر عهده داشته و دارند .

نیروی انتظامی‌ :

این نیرو نیز با ادغام نیرو ها ی شهر بانی‌ سابق و ژاندارمری که از زمان شاه باقی‌ مانده بود ایجاد شد .اکثریت مقاما ت ارشد این نیرو از پس ما نده ها ی دوران شاه بوده و هنوز نیز هستند . کسانی‌ که با شنیدن نام شاه چنان پاهای خود را به هم چسبا نده و خبر دار وا می‌ ایستادند حتی با انکه هزاران کیلومتر از شاه دور بودند .کسانی‌ که حال می‌ بینیم چه جنا یت ها که نمی‌ افرینند .آقای رضا پهلوی خوش زبان ما با اینگونه نیرو ها در تماس بوده و می‌ با شد . و ادعا ی ایشان در مورد تماس با نیرو ها ی پاسدار و شهر با نی‌ نیز همین بخش از جنا یت کاران می‌ با شد . و تازه افتخار هم می‌ کند که با ایشان تماس می‌ گیرند .

دادستانی‌ کل :

کلیه باز جویان و شکنجه گران اسلامی‌ در این بخش از سیستم سرکوب و شکنجه وترور در بر خورد با کسانی‌ که در رژیم گذشته و در اموراتی‌ مربوط به اختلا س _ غارت اموال عمومی‌ و ملی‌ شرکت داشته و به زندان قصر انتقال داده شده بودند و بر طبق بسیاری از شاهدا ن عینی‌ . بازجویا ن شعبه هشت دادستانی‌ و همکاران آنان در (کمیته توحید )که بیشتر افراد آن را همان سا و ا کی‌ ها ی سابق تشکیل می‌ دادند همواره به سلطنت طلبان چنین می‌ گفتند :

( ما شما را مسلما ن می‌ دانیم . ودر مسلما نی‌ شما نیز هیچ شک و شبهه ای نداریم . اگر نماز نمی‌ خو انید هیچ اشکالی‌ ندارد و قابل جبران است .چون شما ها لا اقل کمو نیست نیستید .( قابل توجه آقای امیر سپهر که ادعا می‌ کند کمو نیست همان حزب الله است :)

به همین دلیل اکثر دستگیر شدگان سلطنت طلب و حتی آنانی‌ که بعد از کودتا ی نوژه دستگیر شدند( به غیر از باز ماندگان اعدامیا ن و تیر باران شدگان ‌ در آن کودتا ) از مهرو عطوفت خاصی‌ از طرف آیت الله ها و اسد الله لا جوردی ها و صادق خلخالی‌ ها برخوردا ر شدند. و با عنوان کردن همه مسائل خصوصی‌ خود بساط همکاری را با (سا واما) پهن کردندو همچنان نیز به این همکاری ادامه می‌ دهند .

بی‌ جهت و بی‌ خود نیست که آقای رضا پهلوی از مرگ و نا بودی این جمهوری ناراحت و به گریه می‌ افتند چون بازار تجا رت اقتصادی و سیاسی‌ یشان نیز از بین می‌ رود . و جهت خالی‌ نبودن عریضه نیز دائما از دمو کر اسی‌ و آزادی و ازادی بیا ن و رفراندوم حرف می‌ زنند و اگر دقت کرده باشیم به راحتی‌ در خواهیم یافت که ایشان و بخش سینه چاکشا ن جز خیا نت به جنبش حقیقی‌ و واقعی‌ مردم ایران و قتل عام بیشتر و بیشتر از طرف این جمهوری هیچ ارزو و امید دیگری نداشته و ندارند . و بدین طریق قصد گرفتن انتقام از ملتی‌ را دارند که پدر (خدا بیا مرزشا ن را با ( یک انقلاب مردمی‌ ) که توسط مشتی‌ (ایت الله ) دزدیده شد. بگیرند .و سالهاست که این بخش و طیف سیاسی‌ با بزرگ عمامه دارا ن همکاری و همیاری می‌ کنند زیرا بقا ی سلطنت طلبان نیز به ما نند اپوزیسیون فعلی‌ به وجود و ادامه بقای جمهوری اسلامی‌ بسته بوده و هست .

بنا بر این آقای رضا پهلوی لطف کنید بیش از این سر خود و اطرافیانتان شیره نمالید و سعی‌ نکنید که ملت را با این مظلو م‌ نما یی‌ ها یتا ن کلاه بگذارید . شما و بخش سینه چا ک تا ن در بیشتر آن جنا یت ها و خیا نت ها یی‌ که عنوان شد نقش داشته و دارید . و همچنان به این عمل ضد انسانی‌ و ضد ملی‌ خود ادامه می‌ دهید .

Tuesday, May 30, 2006

فرو شنده پرونده ها ی پناهندگا ن سیا سی‌ آقای فریدون گیلانی‌

چه شد ؟ دیگر اطلاعیه صادر نکردید؟ آیا من به نوشتن بقیه خیا نت ها ی شما ادامه بدهم ؟ شنیده ام که در یک تماس تلفنی‌ به یکی‌ از همکاران اطلاعاتی‌ خود گفته اید که پنا هندگا ن ایرانی‌ در آلمان به ما نند مو م در چنگال فولادین شما قرار دارند ؟ و تا شما به آنان کمک نکنید آنان نمی‌ توا نند مشکل اقا مت خود را حل کنند ؟ منتظر پا سخ شما هستم . در غیر این صورت من ادامه می‌ دهم .

ش . خ اهل ما زندرا ن

__________________

آقا ی سر بلند : مسیو ل سایت من و پالتا ک:

شما هم لطفا یک طرفه به دادگاه و محکمه نروید و یک جانبه قضاوت نکنید . وقتی‌ حرف ها ی مفت یک ادم فروش را در سایت خود درج می‌ کنید لا اقل شجاعت و شهامت آن را هم داشته باشید که پاسخ اراجیف آن ادم فروش سیاسی‌ را در سایت خود درج کنید .

ش . خ

Thursday, May 25, 2006

با تشکر از آقای شهرا م مسیو ل وبلاگ عصر اهانت

ما نیز برای شما و همه علاقه مندان به وبلاگ و خصوصا به اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت ارزو ی مو فقیت و پیروزی را داشته و امید آن داریم که همه دانشجویان و مبارزان راستین راه ازادی در همه مراحل مبارزه موفق و مو ید باشند .
رفیق کوچک شما رضا

______________

http://asreehanat.blogfa.com/

برای آقای (رضا )مسیو ل بخش اینتر نتی‌ سازمان مخفی‌ جوانان مسلح

با تشکر و قدر دانی‌ از اطلاعاتی‌ که برایم ارسال نمودید . به نوبه خود باید بگویم که من هم اکثر آنان را می‌ شناسم و خوب می‌ دانم که چه ضربه ها ی مهلک و جبران نا پذیری بر پیکره جنبش اصیل و واقعی‌ مردم ما وارد نمودند و چه خیا نتی‌ در حق دانشجویان و حتی خا نو اده آن دانشجو یا ن قربانی‌ روا داشتند . من هم گفتار شما در مورد آقای فریدون گیلانی‌ را مطالعه کردم . اما به نوبه خودم باید بگویم که به هیچ عنوان به آن افراد و تحت هیچ شرایطی‌ اعتماد نکنید . آن افرادی هم که به شما و سازمان انقلابی‌ شما توهین و اهانت روا داشتند خود از جعل کنند گان و سند سازا ن قلابی‌ هستند که با اسم مستعار و جعلی‌ وارد نیرو ها ی طیف چپ در داخل کشور شده و جاسوسی‌ دوم خردادی ها را کرده تا مبا رزین را به دام و تور امنیتی‌ وزارت اطلاعات بکشانند که گویا بر طبق اطلاع رسانی‌ تعدادی ازدوستانم در ایران این افراد در شکار مبارزین واقعی‌ در داخل کشور چه زن و چه مرد موفق نیز شده اند که نمونه بارز آن همان خانم نسترن بهکیش است که با ارم و نام زندانی‌ سیاسی‌ و فعال چپ (فعال شب ) انهم تحت لوا ی یکی‌ از فعالین در جریان پیام پیشرو باعث لو رفتن بسیاری از جوانان مبارز و آزادی خواهان در داخل کشور شده و می‌ شوند . آنان تا مدتی‌ برای انکه از قافله خیانت و ادم فروشی‌ عقب نمانند علنا پا بپا ی افرادی چون اکبر گنجی‌ ها و منو چهر محمدی ها و طبرزدی ها در داخل زندان ها انگشت اشاره را به سوی این مبارز و آن ازادیخواه نشان رفته و دراز نمودند .انهم برای باز جویان و شکنجه گران اسلامی‌ .اتفاقا یکی‌ از دانشجویان زندانی‌ که خوشبختانه آزاد شد و موفق شد که خود را به خارج از کشور برساند خود شاهد و نا ظر این خیانت از طرف دست اندرکاران جریان جعلی‌ موسوم به پیام پیشرو بوده و هست که توسط آنان لو رفته و دستگیر شده بود . خانم ها یی‌ چون نسترن بهکیش ها نه زندانی‌ سیاسی‌ بودندو نه از فعالین طیف چپ که( توابه مونث )و زن بازجو بودند و به نظر من با این داستان بافی‌ خود قصد نفوذ به جریان ها و تشکل ها ی فدایی‌ در خا رج از کشور را داشته تا بتوانند افراد و مبارزین بیشتری را شکار و بدا م بیا ندا زند . چنین خانم ها ی دو جا نبه و (جاسوسه ) را در شورش دانشجویان در شهر سمنان زیاد دیدیم .اما باز شما دقت و هوشیاری خود را به عمل بیا ورید . و مواظب چنین اشخاصی‌ باشید . آنان جز خیا نت و نارو و از پشت خنجر زدن هیچ کار و عمل دیگری انجام نمی‌ دهند. در مورد آن آقای مامور ساواک در کشور ترکیه نیز اطلاعات ارسالی‌ شما درست بود آن شخص با وزارت اطلاعات همکاری می‌ کرد . و هدفش نیز شنا سا یی‌ پنا هندگا ن سیاسی‌ در شهر (و ان ) ترکیه بوده و با بخش سلطنت طلبا ن نیز در تماس بود .به هر حال چنین افراد جعلی‌ و ادم فروش در نیرو ها ی اپوزیسیون فراوان یافت می‌ شوند . مثل همان آقای احمد زاهدی لنگرودی که تفکرا ت و انگیزه ها ی خایننانه حزب توده و جریان کثیف اکثریتی‌ ها ی اخوندی را تبلیغ و قلم فرسا یی‌ می‌ کند .

اما در جنگ اطلاعاتی‌ بین شما و آن افراد جعلی‌ _ شما موفق و پیروز بودید و سر بلند از میدان بیرون امدید به مبا رزا ت سیاسی‌ و مسلحانه خود ادامه دهید . بدور از هر گونه ادعا و پز سیاسی‌ که نیرو ها ی بی‌ مصرف اپوزیسیون ما بدا ن دچار شده اند .

برای شما ارزو ی موفقیت کرده و به مبارزا ت شما ارج می‌ نهم پا ینده و سر فرا ز باشید .

Wednesday, May 24, 2006

متن انتخابی‌ از وبلاگ عصر اهانت

www.asreehanat.blogfa.com

چه کسی‌ گفته است که منتقد انقلابی‌ نیست ؟
منتقدین انقلابی‌ میشوند . چه بخواهند .چه نخواهند .
____________

نویسنده : بهزاد
شما منتقد را با انقلابی اشتباه گرفتین. در ثانی شما باید راه حل و آلترناتیوتون را الان باید ارائه کنید. تا ببینم جامعه ایده آل و حکومت ایده ال شما چیست و با چه ابزارهایی قابل تحقق است
.
___________

در پاسخ به افرادی که در طرز تفکرا ت و بینش ها ی سیاسی‌ خود چنین ادعا ها یی‌ را کرده و مدعی‌ اند که منتقد با انقلابی‌تفاوت داشته و لابد از دیدگاه آنان نیز حتمایک منتقد فقط و فقط و صرفا به دلیل بیا ن و ایراد عملکرد ها ی ضد اجتماعی و ضد انسانی‌ یک سیستم مخرب حکومتی‌ ( ما نند یک ادم عینک به چشم زده )نقش یک خبر نگار و روزنامه نگار و یا مثلا حکم یک نویسنده را دا رد و نمی‌ تواند در جریان یک جنبش و یا یک حرکت ملی‌ و حتی یک ( شورش ) اجتماعی نقش داشته و یا شرکت کند باید گفت که از خود این گفته و این بیا ن نیز باید انتقاد کرد و ( شکا یت ) .
هیچ منتقد ی خصوصا اگر با تفکرات سیاسی‌ مختص خود دست به قلم برده و ایراد ها و اشکالات یک سیستم را بیا ن و (افشا ) می‌ کند اگر در پس گفتار ها ی خود راه حال مثبتی‌ را ارائه ندهد ( منتقد ) نیست .اگر یک منتقد (مدعی‌ ) با ارا ئه تئو ری ها و نظر یات کار سازو کاملا حقیقی‌ و بنیا دی خود نتواند یک انقلاب مردمی‌ را براه اندازد همان بهتر که دکان (بقا لی‌ ) خود را برای ابد ببندد و هیچ حرفی‌ نزند در پس حرفها و گفته های یک منتقد واقعی‌ اتفاقا یک ( انقلاب ) و یک ( تفکر ) انقلابی‌ نهفته است . تنها یک انقلابی‌ واقعی_‌ یک منتق راستین و براستی‌ وجدان بیدار یک اجتماع است . و یک منتقد جدی نیز برای ایجاد بستر انقلاب و تغییر و تحول کلی‌ در اجتماع خود تلاش می‌ کند و اگر خود در صف مقدم این تغییر و تحول عظیم قرار نگیرد همان بهتر که اسم خود را (منتقد ) نگذارد و پی‌ کار خود برود . تمام سعی‌ و کوشش یک منتقد در (انقلابی‌ ) فکر کردن او خلاصه می‌ شود .در انقلابی‌ عمل کردن او نهفته است . یک منتقد با در نظر گرفتن شرایط موجود خصوصا با شرایطی‌ که در اجتماع نا بسامان و براستی‌ درب و داغون فعلی‌ ما بوجود امد ه است هرگز در راستا ی (زینت و زیور )بخشیدن به این حکومت تلاش نمی‌ کند . بلکه فقط ایراد ها و اشکالات این حکومت را به نقد و کنکاش می‌ کشاند زیرا ارائه یک راه حل حتی جزیی‌ و کم نتیجه یعنی‌ همگام شدن با هرچه طولانی‌ترشدن بقای عمر این حکومت . چه راه حلی‌ را باید ارائه داد ؟ چه باید گفت ؟ چه باید کرد ؟ اگر از نظر این افراد یک منتقد علاوه بر گفتار ها ی (نیش دا ر ) خود باید نوش دارو یی‌ نیز حتی بعد از مرگ سهرا ب بیابد پس باید گفت که اولین راه حل این مشکل در وجود ازادی کامل و بی‌ قید و شرط در اجتماع ما می‌ باشد جمهوری اسلامی‌ به من ایرانی‌ آزادی کامل بدهد تا راه حل ها ی‌ خود را ارائه دهم . آیا از نظر همین افراد . جمهوری اسلامی‌ این ازادی را به من می‌ دهد که بتوانم ازادانه (تفکر سیاسی‌ )داشته باشم ؟ آیا اجازه می‌ دهد که مثلا همین پایگاه های ادم کشی‌ و کشتار ها ی جمعی اتمی‌ و هسته ای را به یک پایگاه اقتصادی و در جهت پیشرفت اقتصاد کشور مخصوصا در انتقال مثلا برق مجانی‌ به همه جا ی مملکت و صنایع تولیدی و اقتصادی تبدیل کنم ؟ آیا اجازه می‌ دهد که با ارائه طرحها و نظریات خود مثلا فحشا و ا عتیاد و فقر و بیسوادی را از جامعه خود ریشه کن کنم ؟ آیا به من اجازه می‌ دهد که سیستمی‌ را در جامعه خود پیاده کنم که تحصیل و ادامه تحصیل برای همه دانش اموزان و دانشجویان تا اتمام تحصیلاتشان به صورت نتنها رایگان که ادعا کنم این وظیفه (دولت )است که در جهت یافتن کار و شغل آنان در آینده می‌ با یستی‌ تصمیم و فکر کند ؟ ووو....
یک منتقد به این دلیل انتقاد به عمل می‌ اورد که انقلابی‌ ریشه ای و بنیادی را بوجود بیا ورد تا سیستم غلط و کهنه و فرسو ده و کاملا ارتجاعی را برای ا بدیت از بین برده و خو ن و روح و جان تازه و دیگری به جسم در حا ل مرگ اجتماع بدهد به همین دلیل یک منتقد واقعی‌ که اجتماع را به انقلاب می‌ کشاند در صف مقدم این حرکت همگانی‌ قرار میگیرد چون انقلابی‌ فکر کرده _انقلابی‌ نیز زندگی‌ می‌ کند . یک منتقد اگر انقلابی‌ نباشد همان بهتر که نباشد .

Thursday, May 18, 2006

ادامه پا سخ رفیق ش .خ به خیا نت ها ی آقای فر ید ون گیلانی


(...ادامه ..)
اما غرض از نام بردن افرادی چون خا نم مریم نما زی از حزب بی‌ شرم و حیا و بسیار پر مدعای حزب کمو نیست کا رگری که در امر چرب زبانی‌ و کلاه برداریهای سیاسی‌ و پول سازیهای کلان انهم از طریق تجارت و ( کسب ما ل و منال ) در محیط و چهار چوب مسائل پنا هندگی‌ و اوارگان ایرانی‌ دست هر چه حقه باز و کلاه بردار را ازپشت بسته و به هر چه نامرد و نا (زن ) خلاف کار سیاسی‌ گفته اید زکی‌ ؟؟؟ بدلیل آن بود که با هم ( درک متقابل داشته و ( زبان با زی ها ی)هم دیگر را خوب می‌ فهمید .درک همدیگر تان تا آنجا که خو د میدانید و به شما و آن حزب مزخرف و خا ین به تمام معنا اطلاع دادم که پنا هندگا ن ربوده شده توسط پلیس وحشی‌ و ما فیا یی‌ اتن در کدام یک از زندان ها ی مخوف و وحشتناک یونان شکنجه شده و بعد از یک ماه مجدا به اتن و به ساختمان مرکزی پلیس در الکسا ندرا انتقال داده شدند و بعد از وارد کردن شوک الکتریکی‌ به دست های آنان . و در حالت بیهوشی‌ از آنان اثر انگشت گرفته و با ضرب و شتم ها ی شدید فیزیکی‌ به سفا رت تروریستی‌ ملا یا ن در اتن بردند تا پا ی برگشت مجدد به ایرا ن را امضا کنندکه هیچ کدامشا ن نیز نکردند. اما جالب و دیدنیست که آن یاران ستم دیده به هنگام ( باز جویی‌ ) از طرف دیپلما ت تروریست جمهوری اسلامی‌ ( آقای بهبودی خواه ) اسم و امضا ی(قشنگ و زیبا و دلنشین شما ) را زیر اسامی‌ خودشان می‌ بینند که من برای شما از طریق فا کس ارسال کرده بودم.
چرا اینطور شدآقا ی‌ گیلانی ؟ ...چرا ؟؟
تازه باید از دهان یک ددمنش تروریستی‌ نیز میشنیدند که آقای سفیربه
شما ( آقای گیلانی‌ )قول داده اند که در ایران با آنها بد رفتاری نشود ؟؟ ( طبق گفته آن یاران به خود من که پلیس وحشی‌ یونان در فرودگاه بین المللی‌ اتن به آنان اجازه داد تا آخرین تماس خود را با من بگیرند همه علنا این موضوع را تایید کردند و گفتند که اسم و امضا ی شما را در سفا رت دیدند .
آقای گیلک زبان :
آیا یا زده نفر انسان یک جا دروغ میگویند ؟ آیا یازده نفر پنا هنده سیا سی‌ که اصلا نه شما را دیده بودند و نه می‌ شنا ختند و فقط شخصیت شما را از روی ( چرندیا ت و مزخرفا ت و خز عبلاتی‌ که در مقا لا ت (گه) ..هر با رتا ن) می‌ با فتید می‌ شنا ختند چه دشمنی‌ و یا خصومتی‌ با شما می‌ توا نستند داشته با شند که بخوا هند همگی‌ با هم تا یید کنند که اسم و امضا ی شما را در سفارت دیده اند ؟ تازه باید عنوان کنم که قبل از انکه آنان را سوار یک هوا پیما کنند .به صورت دو نفره و سه نفره و جدا از هم از مکان هایی‌ چون فرودگاه قدیمی‌ شهر اتن وفرودگاه جدیدالتاسیس آن کشور که هر کدام زندان هایی مراتب بد تر وکثیف تر از هم ومملو از بیماری ها ی خطر ناکی‌ چون ایدز و سیفیلیس و ویروس ها و میکر وب های خطر ناک و مسری و و اگیرپوستی‌ (مخصوص و ویژه ) که این آخرین مریضی‌فقط و فقط در کشور یونان و زندان ها ی آن یافت میشود. آنهااز اینگونه مکان ها اجازه تماس گرفته بودند اطلاع داده شد ؟؟؟ انهم برای آخرین با ر ؟؟؟
همه این مراحل طی‌ شده را به شما و آن خانم (سکولاریست قرن موجود) در آن حزب بی‌ شر م و حیا و حقه باز و آن دفتر فرصت طلب سلطنت طلبان همیشه نشسته درپا ی‌ منقل و وافورو تریاک اصیل اریا مهری در آمریکا و آقای مهدی سا مع و خانم ایشان زینت میر هاشمی‌ اطلاع دادم . و شواهد نیز در این امر بسیار فراوان موجود است . در آخرین تماس من با شما هنگامی‌ که اعلام کردم که آن پنا هند گا ن را به فرودگاه برده و قصد دیپو رت را دارند .و این از نظر ایرا نیا ن مقیم اینجا یعنی‌ کوتاهی‌ و عدم واکنش اتحادیه پنا هندگان سیاسی‌ ایرانیا ن مقیم یونان محسوب می‌ شود ؟ و ما باید به هر حا ل پا سخگو نیز باشیم شما در او ج بی‌ شرمی‌ و بی‌ حیایی‌ خود گفتید که :( بابا نگران این حرفها نباش . مادر من هم به من همیشه رک و پو ست کنده می‌ گفت : فریبرز (برادر تا ن )را هم تو به کشتن دادی
؟؟ و من به خاطر این گونه حرفها از ایران خارج شد م . مردم از این حرفها زیاد می‌ زنند . نبا ید به آنها توجه کرد ؟ ))
. (
آقای (و چه شمالی‌ ) : هنوز ته یاد دره . فراموش که نکاردی: مه یاد تا آخر ما ندنه . مه یادجه در نشونه . چوه
خادشتندره اون راه زندی بر ار جان?

حال با تمام توصیفا ت و حرفها یی که در امر نامردی ها و خیا نت ها و ادم فروشی‌ ها ی شما و ا مثال شما چون خانم مریم نما زی که ایشان نیز در قبا ل انهمه شکنجه و زجر و ضرب و شتم پنا هندگان و در نها یت نیز دیپورت آنان به ایران حرف مفت و مزخرفا ت و چر ندیا تی‌ به مراتب متعفن تر وبد بو تر از خزعبلات سیاسی‌ شما تحویل من داد ؟؟ برادر بی‌ گناه من چه گناهی‌ مرتکب شده بود ؟؟ و چه نقشی‌ در این زمینه داشت که از طرف مامورین بدنام اطلاعات اخوندی به بازجویی‌ کشیده شود ؟ ایشان که در داخل ایران هیچ گونه اطلاع و خبری از اینگونه مسائل نداشت . به مدت هفت سال حتی ندیده بود که قیا فه و شکل ظاهری من چگونه شده است .و چه ریختی‌ شده ام .چرا باید از طرف رفقا خبر برسد که برادر من در حین باز جویی‌ اسم ( شریف شما) را از دهان بازجو بشنود که به یکی‌از مامورین مخابراتی در آن سا ختما ن دستور دهد که: ( با آقای فریدون گیلانی‌ سریع تماس بگیرید ؟ )) . اسم و نا م برادر مرا آقای مهدی سا مع نیز می‌ دانند . ایشا ن اگر شما را میشنا سند و به شما اعتماد دارند می‌توانید از خود ایشان بپرسید
و یا از خا نم ایشا ن زینت میر ها شمی .پس جای دوری نیستیم . آقای گیلانی
به هر حا ل اگر خود تا ن تحمل شنیدن خیا نت ها ی دیگر خو دتا ن را دارید من ادامه خوا هم داد و خو اهم نوشت . و جهت اثبات همه گفته ها یم در هر دادگاه صالح و بی‌ طرفی‌ حاضر وآماده خو اهم شد. حتی‌ تاآنجا که بزودی کارت ها ی شناسی‌ و پنا هندگی‌ و برگه ها ی تردد اینجا نب نیز (روبرا ه شد ه ) و صد در صدبه دفتر مافیا یی‌ شما در جنبش سراسری پنا هندگان و همچنین حزب مزخرف و بی‌ درو پیکر کمونیست کارگری خو اهم امد تا بیشتر و بهتر به خیا نت ها ی شما پر دا خته شود . آیا شما برای آن روز حاضر و آماده هستید ؟؟

ش .خ اهل شمال
‌ .


.

Tuesday, May 16, 2006

پا سخ رفیق ش .خ به خیانت ها ی آقای فریدون گیلانی‌

مکالمات من و آقای گیلانی‌ :

( آقای فریدون گیلانی)‌:ببین آقای ش. خ قشنگ گوش کن . اسامی‌ پنا هندگا ن سیاسی‌ معترض را به هیچ سازمان و گروهی‌ که ندادی ؟

رفیق ش .خ : چرا دادم .
چهار نفر از پنا هندگا ن از هواداران سلطنت طلبا ن هستند و من به حکم وظیفه اسامی‌ آنان را به دفتر رضا پهلوی در لو س انجلس آمریکا با فاکس ارسال کردم .مشخصا ت و کیس پنا هندگی‌ خودم را هم به رفقا در سازمان (هویت ) و برای آقای مهدی سا مع ارسال کردم . دو نفر از پنا هندگان هم که با حزب دمکرات کردستان همکاری میکنند خودشان با دفا تر حزب شا ن تماس گرفتند . سه نفر هم از افراد عادی هستنداما با دادگاه ها ی انقلاب درتهران مشکل مادی داشته و به دلیل صدور حکم ناعادلا نه از کشور فرار کرده اند و یکی‌ از پنا هندگان هم از افغانستا ن هست که پلیس یونان ایشان را شکنجه بدنی‌ کرده و به جمع ما پیوسته است .

آقای گیلانی‌ : خوب باز ببین آقای خ . اصلا به آن سازمان هایی‌ که گفتی‌ هیچ اعتمادی نکن .چون هیچ کمکی‌ به شما ها نمی‌ کنند . مخصوصا مهدی سا مع . این آقا اصلا خیالش هم نیست که چه به سر هو اداران خودش می‌ یاد .فقط بفکر خودشه و مو قعییت خودش .از سازمان مجا هدین هم اصلا انتظار کمک نداشته باش چون اکثرشون دروغ میگن .
رفیق ش خ : آقای گیلانی‌ . من به عنوان مسیول اعتصاب و اعتراض موظفم که به همه سازمان ها ی سیاسی‌ مربوطه اطلاع دهم . رفیق سا مع نیز اعلام کردند که در اسرع وقت با سفیر یونان در پاریس تماس خواهند گرفت . روابط عمومی‌ سازمان مجاهدین هم در فرانسه و هم در آلمان نیز قراره کمک کنند . شما چه کمکی‌ می‌ توانید به ما بکنید ؟

آقای فریدون گیلانی‌ : ببین اگه دقیق به حرف ها ی من گوش کنی‌ به راحتی‌ می‌ توانم آن افراد را به یکی‌ از کشور های اروپا یی بیا رم. اسامی‌ آن افراد را به شماره فا کسی‌ که میدم سریعا ارسال کن . من با مسیو لین جنبش سراسری پنا هندگا ن صحبت می‌ کنم . همین امروز هم خو دمو می‌ رسونم به سفا رت یونان در آلمان . و با تعدا دی از دوستانم با سفیر صحبت می‌ کنیم . ضمنا شماره تلفن دفتر سازمان ملل در اتن را هم بده تا بتونم خودم با خانم فلوریندا رخاس صحبت کنم .

رفیق ش خ . : باشه آقای گیلانی‌ . شماره تلفن این دفتر را هم به شما ارسال می‌ کنم .

ــــــــــــــــــــــــــــــ

و بعد از بیست و سه روز اعتصاب و اعتراض بر علیه قوانین ضد انسانی‌ و پنا هندگی‌ دولت فاشیستی‌ دیکتا توری یونان . حمله بیش از صدو پنجاه مامور ضد شورش و وحشی‌ و ددمنش یونانی‌ به پناهندگا ن سیاسی‌ ایرانی‌ بی‌ دفاع وانتقال آنان به زندان ها ی مملو از انواع و اقسام میکروب ها و ویروس های خطرناک مانند ایدز و بیما ری های واگیر پوستی‌ . و سپس بعد از یک ماه ازا رو اذیت پنا هند گا ن توسط شکنجه گران یو نانی‌ در زندان و آنگاه بعد از یک محاکمه چند دقیقه ای و سر پا یی‌ . دیپو رت آن پنا هندگان به ایران .

آقای فریدون گیلانی‌ :

بی‌ شک و تردید این گفتگو بین من و شما و مکالمه تلفنی‌ مان را که فرا موش نکرده اید .معروف و مشهور است که دروغگو کم حا فظه است . اما کم حافظگی‌ شما ن شی‌ از طبیعی‌ بودن ذهن و مغز و منش شما نیست . کم حافظگی‌ شما ناشی‌ از دروغ ها ی فراو انیست که تحویل این و آن داده اید و می‌ دهید . بی‌ شک و تردید وظیفه انسانی‌ _ و سیاسی‌ خود می‌ دانستم که موقعیت و و ضعییت آن پنا هندگان را به سازمان ها ی مربوطه یشا ن ابلاغ کنم . هر چند که در نها یت از لحاظ کمک و حمایت .هیچ کدام از آنان و خود شما هم هیچ ( غلطی‌ ) نکردیدو نکردند .بی‌ شک برای انکه جا ی هیچ شک و شبهه ای در راستا ی حقیقت حرفهای من بوجود نیا ید . و برای انکه با دلیل و سند معتبر دروغ گو بودن شما راکه از فطرت و ما هیت و ذات شما نشات و سر چشمه می‌ گیرد ثابت کنم باید عنوان کنم که در سال 2000 میلادی طی‌ سه گزارش مفصل اوضاع و احوال اسفبار پنا هندگان ایرانی‌ در کشور یونا ن را به آقای پرویز اصفهانی‌ مدیر روزنامه نیمروز ارسال کردم و در آن روزنامه هم در سه نوبت متو الی‌ چا پ شد . شماره تلفن مو بایلی‌ را هم جهت تماس در زیر گزارشاتم عنوان کردم . از طریق این شماره تلفن بود که دفتر آقای رضا پهلوی و از طرف ایشان نیز منشی‌ ایشان با خو د شخص من صحبت کردند. از طرف ( مدعیان ) حزب کمونیست کار گری خانم مریم نمازی و از طرف سا زمان مجا هدین خلق نیز بخش روابط عمومی‌ این سازمان هم از فرانسه وهم از آلمان تماس گرفتند . رفقا ی فدایی‌ در گروه اشرف دهقانی‌ نیز از کشور انگلستان به نام رفیق چنگیز .شخصا چندین بار نیز با خود آقای پرویز اصفهانی‌ مدیر روزنامه نیمروز صحبت و از ایشان خواهش می‌ کردم که در صورت امکان در اولین فرصت آن گزارشا ت را چاپ کنند که ایشان نیز براستی‌ به وظیفه مطبو عاتی‌ خود عمل کرده و آن را به چا پ رساندند. از طرف یکی‌ از خبر نگا ران بخش سلطنت طلبا ن در آمریکا جهت مصاحبه با کانال تلویزیونی‌ سی‌ ان ان و همچنین از طرف آقای مهدی سامع ‌ با یکی‌ از رادیو ها ی متعلق و در ارتباط با ایشان و همچنین دو گزارش از طرف خودم در نشریه پیا م فدایی‌ گروه اشرف دهقانی‌ نیز به چا پ رسید . در جهت تفهیم بیشتر شما دروغ گوی کم حافظه باید بگویم خود می‌ توانید شخصا با آن افراد تماس گرفته و مجددا از آن مسائل جویا شوید. هیچی‌ هم اگر و جود نداشته با شد خانم خا ین به پنا هندگا ن سیا سی‌ مریم نما زی که هستند و هنوز زنده اند . و لا اقل آقای مهدی سامع را که دیگر خود بهتر از هر کسی‌ می‌شناسید . بنا بر این باز تکرار می‌ کنم جهت تفهیم بیشتر خود تان مجددا با آن افراد تماس بگیرید .
(... ادامه ...)

Saturday, May 13, 2006

از فیلم ها و سناریو های تکراری وزارت کثیف اطلاعات اخوندی :

حال رفقایی‌ که آن قاضی‌ دمنش را به جهنم ارسال کرده بودند خوب بوده و در سلامتی‌ کامل بسر می‌ برند . اتفاقا با کمک رفقا در کمیته خارج از کشور محل و مکان مناسبی‌ برای آن رفقا در نظر گرفته شده است . و رفیق شهرا م مسیول کل سازمان مخفی‌ هر روز با آن رفقا در تماس تلفنی‌ می‌ باشد . اما بینید روزگار نکبت و در یوزگی‌ وزارت کثیف و نجس اطلاعات اخوندی که چه داستان سرایی ها که نمی‌ کند .
________________
خبرگزاري فارس:

عامل ترور قاضي مقدس، معاون دادستان تهران، در بازجويي‌هاي اوليه انگيزه خود را انتقام از يكي از قضات دادسرا اعلام كرد. يك مقام آگاه در پليس آگاهي تهران در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس با اعلام اين خبر افزود: متهم 26 ساله مجيد كاووسي نام دارد كه با همدستي برادرش دست به اين جنايت زده است. وي 2 روز پس از ترور قاضي مقدس به ابوظبي متواري شد و تا چهارماه قبل در اين شهر به صورت مخفيانه زندگي مي‌كرد. وي افزود: چهارماه پيش وي با مراجعه به سفارت آمريكا در ابوظبي خود را عامل ترور قاضي مقدس معرفي كرده و خواستار پناهندگي در آمريكا شد. ماموران پليس سفارتخانه پس از مطرح شدن اين ادعا مجيد را دستگير و تحويل پليس ابوظبي دادند. با دستگيري مجيد موضوع به پليس اينترپول و پليس ايران اطلاع داده شد كه در بررسي‌ها مشخص شد ادعاي اين فرد صحت دارد. متهم به ترور قاضي مقدس شامگاه ديروز پس از انتقال به فرودگاه مهرآباد بلافاصله به اداره آگاهي تهران انتقال داده شد و تحقيقات از او آغاز شد. ماموران در بررسي‌هاي خود پي بردند مجيد داراي 5 فقره سابقه سرقت است كه در همين سرقت‌هاي خود چند مامور پليس را مجروح كرده بود. او همچنين در درگيري مسلحانه در مقابل يكي از سفارتخانه‌ها مامور محافظ سفارتخانه‌ را به شهادت رسانده بود. مجيد در بازجويي‌ها اعتراف كرده است كه در سال 83 به خاطر ارتباط نامشروع دستگير و از سوي يكي از قضات دادسراي ارشاد به جزاي نقدي محكوم شده است. وي در توضيح بيشتر درباره انگيزه به شهادت رساندن معاون دادستان تهران گفته است: پس از صدور حكم تصميم به انتقام گرفتم به دليل اينكه اگر قاضي صادر كننده حكم را به قتل مي‌رساندم ماموران به من مشكوك مي شدند تصميم به ترور رئيس مجتمع گرفتم. روز حادثه در مقابل مجتمع كمين كردم و پس از شليك به سوي قاضي مقدس با كمك همدستم از محل فرار كردم. هم‌اكنون بررسي‌ها براي دستگيري همدست وي به نام حسين ادامه دارد.

Monday, May 08, 2006

خبر مهم :


از طرف کمیته خارج ازکشورسازمان مخفی‌ جوانان مسلح :

بر طبق تصمیم کمیته خارج ازکشور سا زمان مخفی‌ جوانان مسلح رفیق شهرا م مسیول
کل سازمان مخفی‌ جوانان مسلح تا چهار ماه دیگر با رزمندگان چریک های مبارز
چیاپاس و مبارزین زاپاتیستا در مکزیک دیدار خواهد کرد . بر طبق تماس های مکرر با مسیولین زاپاتیستا اجازه دیدار و ملاقات با فرماندهان و مسیولین نظامی زاپا تیستها در چیا پاس مکزیک تا چها رماه دیگر داده خواهد شد . تعداد پانزده تن از رفقای چریک های مسلح در سا زمان مخفی‌ جوانان نیزرفیق شهر ام را همراهی‌ خواهند کرد

تصمیم نهایی‌ رفقای مسیو ل در سازمان مخفی‌

با تصمیم نهایی‌ رفقای مسیو ل در سازمان مخفی‌ و با کوشش و سعی‌ فراوان در مجاب کردن رفقای مخالف از طرف کمیته خارج از کشور. بخش اینترنتی‌ سازمان مخفی‌ به کار خود ادامه خواهد داد . و جهت شروع مجدد این فعالیت به ادامه گزارش یکی‌ از رفقا در مورد چهره های ما فیا یی‌ در بین پناهندگان توجه کنید:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و همچنین:

قابل توجه جاسوس رژیم : فریدون گیلانی‌ :

مطلع شدیم که چند روز قبل با تعدا دی از پنا هندگا ن سیاسی‌ و شورای پنا هندگا ن در کشور ترکیه نیز تماس گرفته اید . رفقای ما نیز بلا فاصله با مسیولین آن شورا تماس گرفته و چهره واقعی‌ شما را به آنان شناساندند . بنابر این دست از سر پنا هندگا ن بردارید . در غیر این صورت برخوردی دیگر و به مراتب بدتر با شما و امسال شما در با ند ما فیا یی‌تان خو ا هیم کرد . به ویژه اگر کو چکترین اتفاق خاصی‌ برای آن رفیق خانم فدائی‌ در کشور ترکیه بوجود اید شما نیز باید با زندگی‌ سراسر خیا نت و در یوزگی‌ تان وداع کنید. این اخطار را پیشا پیش به شما می‌ دهیم .

(کمیته خارج ازکشور سازمان مخفی‌ جوانان مسلح )

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

(...ادامه ...)

درست مانند همین وعده و وعید های کذایی‌ مثلا کمک به پناهندگان سیاسی‌ ایرانی‌ در آ تن از طرف خانم مریم نمازی این زن حقه باز و خا ین در حزب مزخرف کمو نیست کارگری نیز داده شد . طرفداران این حزب بی‌ درو پیکر که در شهر آتن جهت پول در اوردن بیشتر و ارسال این پول ها به عنوان کمک ما لی‌ به این حزب . اشکارا و علنابه فروش مواد مخدر و کار های شرم اور دیگر روی اورده بودند . درست در وسط کار و همچنین در ا و ج بیشرمی‌ و خیانت .پنا هندگا ن سیاسی‌ ر اتنها گذ اشته و به دنبال ارضای ( روحیه ) در حال انفجار خود رفتند .جا لب این است که این (آقایا ن ) طرفدار کمو نیست کارگری افتخار می‌ کردند که با خانم مریم نمازی بیست و چهارساعته در تماس تلفنی‌ بوده و هستند . و هنگامی‌ که هرزه خانم بین الملی‌ (فلوریندا رخاس )دومنیکنی‌ با همکاری و خیا نت فریدون گیلانی‌ و خانم مریم نمازی پنا هندگا ن را از جلوی درب سازمان ملل ( پاک ) کردند . طرفداران حزب کمو نیست کار گری نیز پی‌ ( کار و زندگی‌ ) هوس بازا نه خود رفتند . به هر حال برای ما که شاهد تماس های رفیق ش . خ با اینگونه افراد به اصطلاح مدافع حق و حقوق پنا هندگا ن سیاسی‌ بودیم جا ی هیچگونه شک و تردیدی باقی‌ نما نده بود . که فریدون گیلانی‌ _ مریم نمازی و افراد این چنانی‌ در فدراسیون ( ما فیا یی‌ ) سراسری پنا هندگا ن سیا سی‌ و بخش سلطنت طلبا ن به ویژه دفتر آقای رضا پهلوی در لس انجلس که با منشی‌ ایشان نیز تماس گرفته بودیم در جهت نا بودی پنا هندگا ن واقعی‌ سیاسی‌ ایرانی‌ گام برداشته و به سفا رت خانه های رژیم ددمنش وجمهوری کثیف اسلامی‌ خوش خدمتی‌ می‌ کنند . و ای کاش این موضوع به همین جا ختم می‌ شد . اما بعد از واقعه دیپو رت پنا هندگا ن ایرانی‌ توسط وزارت مملو از پیر مرد ها ی ( گی‌ صفت ) یونانی‌ . از طرف رفقا ی ما در داخل کشور گزارش داده شد که کار خیانت و خود فروشی‌ اشخاصی‌ چون فریدون گیلانی‌ و خانم مریم نمازی به مراتب بد تر و بیشتر از چیزی بود که ما در یونان مشا هده کرده بودیم . بر طبق اطلاعات و گزارش ها ی دقیق ارسالی‌ از طرف رفقای ما در سازمان مخفی‌ . آقای گیلانی‌ در کشته شدن برادر خود فریبرز گیلانی‌ نقش داشته و این عمل بیشر مانه ایشان بارها و بارها از طرف مادر زجر کشیده و ستم دیده شهید فریبرز گیلانی‌ به آقای فریدون گیلانی‌ عنوا ن می‌ شد . و این مادر گر امی‌ قاتل فرزندش را نه جمهوری ننگین و کثیف اسلامی‌ .که فریدون گیلانی‌ را می‌ داند. و بارها و بارها این شخص را قاتل برادر خود خطاب کرده است . و صحت و سقم این گفتار تا آنجا ست که شهید فریبرز گیلانی‌ در آخرین دیدار و ملاقات خود با ما درش این موضوع را عنوان کرد که فریدون (گیلانی‌ )( برادرش )بلا خره مرا به کشتن می‌ دهد . و همین طور هم شد .

در سال هزار و نهصدو نودو نه (1999) میلادی نا گها ن از طرف بخش اطلاعات و ضد اطلاعات سازمان مخفی‌ . گزارشی‌ به کمیته مرکزی سازمان مخفی‌ ارسال شده بود که شخصی‌ با نام مستعار از داخل کشور آلمان با باند کثیف سعید امامی‌ واجبی‌ خور همکاری و اطلاعات و گزارشاتی‌ درخور و قابل توجه به این با ند ارسال می‌ کند . بخصوص در مورد پنا هندگا ن فعال سیاسی‌ . آن زمان متاسفانه این بخش از سازمان مخفی‌ نتوانست این شخص را کاملا شناسایی‌ و چهره نگا ری کند . اما درست یک ماه قبل از خروج من و رفیق ش .خ از کشور یونان در سال 2001 میلادی. کمیته مرکزی سازمان گزارشی‌ موثق و دقیق را به ما داد که شخصی‌ که با اسم مستعار با با ند سعید امامی‌ واجبی‌ خور و حتی در حال حاضر نیز با وزارت کثیف و نجس اطلاعات اخوندی همکاری می‌ کرد . همان آقای فریدون گیلانی‌ . برادر شهید راه آزادی فریبرز گیلانی‌ بوده و به این علت از کشور خارج شده است که اسیر دست انتقام مادر زجر کشیده خود نشود . بعد ها نیز تعدادی ازرفقا ی فعال در سازمان مجا هدین خلق و سازمان چریکها ی فدائی‌ نیز به ما اطلاع دادند که این شخص به این علت از شورا ی ملی‌ مقاومت بیرون انداخته شد که مسولین امنیتی‌ این شورا از رابطه این شخص با با ند سعید امامی‌ و وزارت کثیف اطلاعات اخوندی و همچنین نقش ایشان در کشتن برادر خود آگاه شده بودند .

علاوه بر گزا رشاتی‌ که تعدا دی از پنا هندگا ن سیاسی‌ بلا تکلیف در کشور آلمان چهار سال قبل به تعدادی از رفقای ما در مورد یک سری رفتار ها و حرکت های مشکوک این شخص ارسال کرده بودند .سازمان مخفی‌ با سعی‌ و تلاش فراوان موفق شد که یکی‌ از رفقا به نام ( جاوید ) را به کشور آ لمان اعزام کند . رفیق جا وید که خود با من و رفیق ش . خ همواره در تماس بوده و هست . در یک گزارش کا مل عنوان نموده بود که این شخص یعنی‌ فریدون گیلانی‌ با سفارت خانه رژیم در رفت و امد بوده و با تعد ادی از ما مورین اطلاعاتی نیز در ارتباط می‌ باشد .( در این مورد با ید بگویم که اگر یکی‌ از اعضا فعال سازمان مخفی‌ .در اینگونه موا رد گزارشی‌ دروغ و شا یعه ساز ارائه دهد و یا بخواهد در باره کسی‌ بدون دلیل و مدرک شخصیت شکنی‌ کند توسط خود سازمان ترور می‌ شود . حا ل خودتان فکر کنید که من و رفیق ش . خ . ورفیق جاوید تا چه اندازه در مورد این شخص و خانم مریم نمازی دلیل و مدرک داشتیم و به کمیته مرکزی سازمان و مسیول سازمان مخفی‌نیز اثبات نمودیم . در غیر این صورت ما نیز توسط سازمان خودمان ترور می‌ شدیم ) .

به هر حال آن طور که این شخص به پنا هندگا ن سیاسی‌ و بویژه پنا هندگا ن بلا تکلیف در کشور آلمان و یا کشور هایی‌ چون یونان خیانت و پرونده سیاسی‌ آنان را به سفارت خانه ها ی رژیم فروخته و از این طریق نیز به ( آب و نانی‌ ) رسیده است خانم مریم نمازی از حزب خیانت کار کمو نیست کارگری نیز دست کمی‌ از ایشان نداشته و ندارد . جهت آخرین پیشنهاد و بهترین راه حل انهم در راستای امنیت جانی‌ خود و حفظ پرونده های سیاسی‌ باید بگویم که بهتر است از اینگونه افراد فعلا و در شرایط حاضر .دوری جسته تا سازمان مخفی‌ در فرصتی‌ مناسب حساب اینگونه اشخاص را برسد . و این اخطار و اگا هی‌ خصوصا برای پنا هندگا نی‌ می‌ باشد که در کشور آ لما ن بلا تکلیف و کیس سیاسی‌ شا ن را به اینگونه اشخاص بی‌ مصرف و مفت خور ارائه داده و امید نجات از اینگونه افراد را دارند . مراقب باشند که کیس سیاسی‌ شا ن از سفا رت خانه های رژیم ددمنش اخوندی سر در نیا و رد .

Monday, May 01, 2006

شاید حرف آخرما ن باشد

یک خبر و یک گزارش ازطرف یکی‌ از رفقا ی فدایی‌ :
هموطنان گرا می‌ . رفقا ی رزمنده فدایی‌ .
بر طبق تصمیم رفقا در کمیته مرکزی و کمیته خارج از کشور که در جلسه دیروز گرفته شد به احتمال زیاد و فر او ان سازمان مخفی‌ جوانان مسلح به فعالیت خود در شبکه اینترنتی‌ خاتمه و وبلاگ سازمان بسته خواهد شد . در این مورد رفیق شهرا م توضیحاتی‌ را داده اند که شاید حرف و سخن اخر سازمان مخفی‌ در شبکه اینتر نتی‌ باشد . البته هنوز منتظر پاسخ رفقای مسیول میبا شیم تا ببینیم در این مورد چه تصمیمی‌ را خوهند گرفت . اما شاید گفته های رفیق شهرا م و گزارش ارسالی‌ از طرف یکی‌ از رفقا برای وداع با همه دوستان و رفقا و علاقه مندان و دشمنان وبلاگ سازمان مخفی‌ باشد . با امید به اینکه رفقا ی مسیول هر چه زودتر تصمیم نهایی را گرفته و به بخش اینتر نتی‌ ابلاغ کنند . ما ابتدا توضیحات رفیق شهرام و سپس گزارش ارسالی‌ را در وبلاگ درج می‌ کنیم . با تشکر از همه کسانی‌ که تا این مدت به وبلاگ سازمان مخفی‌ و بخش اینتر نتی‌ یاری رساندند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با گر امی‌ داشت اول ماه مه _ یازده اردیبهشت روز جهانی‌ کارگران و زحمتکشان .
رفقای رزمنده فدایی‌ :
هفته قبل از طرف رفقا در بخش اطلاعات و ضد اطلاعات سازمان _ کمیته مرکزی سازمان مخفی‌ _ کمیته شمال ( مازندران ) _ کمیته ضد تروریستها _ مطالبی‌ را در یافت کردیم که گویا تعدا دی از رفقا در سازمان مخفی‌ تصمیم گرفتند که به فعالیت سازمان در شبکه اینترنتی‌ خاتمه دهند . که هر کدام از رفقای مسیول در این کمیته ها با دلا یل مشخص و قانع کننده علت این تصمیم گیری را عنوان نمودند . در این مورد من شخصا و کمیته خارج از کشور سازمان مخالف چنین تصمیمی‌ بوده و ادعا کردیم که بخش اینترنتی‌ سازمان در این مدت کار ساز بوده و چه بسا باعث آن شد که بسیاری از رفقا در خا رج از کشور نیز با سازمان تماس گرفته و همین وبلاگ و فعالیت آن در شبکه اینترنتی‌ باعث آن شد که تعداد زیادی از جوانان و رفقای دیگر با سازمان و مسیولین سازمان تماس بگیرند . اما به هر حال من نیز تابع تصمیم جمع و رفقا ی مسیول در این کمیته ها بوده و هستم . تنها دستوری که کمیته خارج از کشور می‌ تواند در این زمینه بدهد این است که امید واریم رفقا هر چه زودتر تصمیم نهایی‌ را گرفته تا این بخش تبلیغاتی‌ سازمان از بلا تکلیفی‌ خلاص شود . با تشکر از همه کسانی‌ که تا این مدت به بخش اینتر نتی‌ سازمان یاری رسانده و کمک کردند . با تشکر .
شهرا م
_________________

مسیول محترم بخش اینترنتی‌ سازمان مخفی‌ :
با تشکر از زحمات شبانه روزی شما:
در امر افشا گری چهره های ما فیا یی‌ و جاسوسان درجه چندم وزارت کثیف اطلاعات خصوصا افرادی که با اسم و نام پنا هندگا ن سیاسی‌ به درون جنبش وا قعی در خا رج از کشور نفوذ کرده و طرح و پروژه ها ی طولانی‌ مدت آن وزارت د دمنش را پیاده می‌ کنند . متا سفا نه سکوت و خود داری بیش از حد رفیق ش . خ در امر دادن اطلاعات و توضیح فراوان و مفید در امر شناساندن چهره های ضد پنا هندگا ن ایرانی‌ در کشور یونان مرا و ا داشت که خود توضیحات لازمه را داده و خوشبختانه بعد از مشکلات و سعی‌فراوان موفق شدم مسیول سازمان مخفی‌ :رفیق شهر ام را متقاعد کنم که از طریق رفقا در بخش اطلاعات و ضد اطلاعات این سازمان در داخل کشور ودرجهت شناسی‌ اینگونه افراد بی‌ شرم و حیا .اطلاعات لازم و ضروری را کسب و به اطلاع آن دسته از همو طنانی‌ که اسیر چنین با ند های خطر ناک ما فیا یی‌ که از وزارت کثیف اطلاعات اخوندی تغذیه می‌ شوند برسانم . و باز هزار افسوس و افسوس و افسوس که رفیق عزیزم ش . خ خود نخواستند و نمی‌ خواهند این سکوت خود را شکسته و دست به قلم ببرند . زیرا اعتقاد دارند که در این مورد دشمنان و کینه توزا ن پنا هندگا ن واقعی‌ و سیاسی‌ از آن سو استفاده کرده و آب در اسیا ب دشمن خواهند ریخت . با انکه به اعتقاد من وظیفه کا ملا انقلابی‌ و سیاسی‌ رفیق ش . خ می‌ با شد که توضیحات کامل و در خور را داده تا کمکی‌ باشد برای همه پنا هندگا ن سیاسی‌ خصوصا پنا هندگا ن در کشور آلمان . و از همه مهمتر اینکه رفقا در کمیته خا رج از کشور اطلاع دادند که تعدا دی از هموطنان ایرانی‌ در مورد اشخاصی صحبت به میان اوردند که رفیق ش . خ شخصا با این بی‌ شر م و حیاهای پر و و گستاخ در کشور یونان تماس های تلفنی‌ داشته که در نهایت به همه پناهندگان سیاسی‌ و خصوصا به رفیق ش . خ خیانت کرده و پرونده سیاسی‌ایشان را به جاسوس خانه های ترور یستی‌ ملا یا ن در شهر اتن فروختند .
ا ما تنها نامه ای که دل مرا و همه رفقا در کمیته خارج از کشور را آزرده و قلبمان را شکست ایمیل ارسالی‌ یکی‌ از پنا هندگا ن سیاسی‌ در آلمان بود که در مورد شخصی‌ به نام فریدون گیلانی‌ جاسوس درجه چندم وزارت کثیف اطلاعات اخوندی و همدست باندادم کشان سعید امامی‌ واجبی‌ خور بود . با مشا هده نام این شخص کثیف و مزدور خطر نآک وزارت اطلاعات اخوندی درایمیل ارسالی‌ آن همو طن زجر و ستم کشیده . من مجد دا با رفیق ش . خ تماس گرفتم و موضوع را به اطلاع ایشان رساندم . و از طرفی‌ نیز چون متوجه شدم که گویا سایت اینتر نتی‌ سازمان مخفی‌ بزودی بسته خواهد شد . با اصرار فراوان از مسولین در کمیته خارج از کشور و بخش اطلاعات و ضد اطلاعات سازمان مخفی‌ و با اجازه آنان مطا لب و نوشته های زیر با لا خره به بخش اینترنتی‌ ارسال شد . و من در اینجا و پیشاپیش از رفیق ش . خ که در کلیه حوادث و اتفا قا ت رخ داده شده در کشور یونان نقش مستقیم داشته و خود شاهد و ناظر خیانت ها و دجالیت های چنین اشخاصی‌ بودند زیرا این رفیق خود مسیول برگزاری کلیه اعتصاب ها و اعتراض های پنا هندگا ن سیاسی‌ در مقابل درب دفتر پنا هندگا ن یونان : جی‌ .سی‌ آ ر و کمیساریای عا لی‌ سازمان ملل برای پنا هندگا ن یو . ان . اچ . سی‌ . آ ر بوده و همه پنا هندگا ن ایرانی‌ در اتن ودر سالهای 1996 تا سال 2000 این رفیق زحمت کش را میشناسند . با اجازه این رفیق گرا می‌ باید عنوان کنم که مسیولیت کلیه گفتار ها و نوشته های اینجانب با خود من بوده و بخش اینتر نتی‌ هیچ مسیو لیتی‌ در قبا ل گفته های اینجانب نداشته و ندارد .
________________

چهر ه های ما فیا یی‌ در بین پنا هندگا ن سیاسی‌ :
بی‌ شک و تردید همه کسانی‌ که در سالهای 1995 از کشور جهنمی‌ ترکیه خود را با هزاران بد بختی‌ و بیچارگی‌ به کشور جهنمی‌ تر از کشور ترکیه یعنی‌ یونا ن میر سا ندند خود شاهد و ن اظ ر وضعیت اسفناک و درد ن اک پنا هندگا ن و اورگا ن در پارک هایی‌ چون پارک کو مندور وی نزدیک میدان امونیا و پا رک شهر داری اتن بودند . خود شاهد بودند ایرانیا ن و کرد های عراقی‌ جهت سیر کردن شکم گرسنه خود تن به چه کارهای خفت باری میدادند . از همبستر شدن با پیر مردهای یونانی‌ که از سن چهل سالگی‌ دچار بیماری روحی‌ و رو انی‌ ( تفویض ) و گی‌ گری شده و جهت ارضا ی روحی‌ و روانی‌ خود خواستار همبستر شدن با مردها بوده و در این زمینه به صرف انکه خود نسل جوان امروزی یونانی‌ از نسل کثیف و کهنه جامعه خود بیزار و از اینگونه رفتار های کثیف دوری میکردند. و نمی‌ توانستند در این زمینه ( مایحتا ج ضروری ) پیر مردهای کشور شا ن را تامین کنند . هزاران پیر مرد گی‌ صفت آتنی‌ .جامعه پنا هندگا ن ایرانی‌ و کرد های عراقی‌ را اماج اهداف خود قرار داده و در این زمینه ایرانیا ن رکورد اصلی‌ را شکسته بودند . با رخانه هایی‌ چون با ر میشل مرکز ردو بدل کردن جوانان گرسنه و جویا ی کار . بین و توسط پیرمردهای آتنی‌ مبتلا به ایدز و سیفیلیس و سوزاک شده بود . و در همین زمان نیز جهت در امد بیشتر و پول بیشتر انهم برای پرداختن به قا چاقچیا ن حرفه ای و بین الملی‌ جهت قاچاق آنان به کشور هایی‌ چون ایتالیا و کشور های‌ اسکاندیناوی کار فروش تریاک و هرویین توسط ایرانیا ن و کرد های عراقی‌ از رونق خوبی‌ نیز بر خوردار شده بود که این مواد مستقیما از طریق سفا رت تروریستی‌ ملا یا ن درآ تن و زیر نظر مستقیم آقای بهبودی خواه سفیر ملا یا ن در سفا رت خانه بین باند های مواد فروش کرد های عراقی‌ و ایرانی‌ پخش و تقسیم می‌ شد . بی‌ شک و تردید همه ایرا نیان که در آن سالها در این کشور بسر می‌ بردند . خود شاهد و ناظر آن اوضاع نا بسامان پنا هندگی‌ بودند. و در این اوضاع وخیم و بغرنج نیز همگان شاهد بودندکه چه کسی‌ برای اولین بار اعتصاب غذا ی سیاسی‌ انهم به مدت 13 روز بر علیه سیاست های ضد پنا هندگی‌ هرزه خانه های بین الملی‌ چون همان جی‌ .سی‌ . آ ر به ریاست پیر زن دیوانه و خل وچل روانی‌ شصت ساله به نام بریسیمی‌ و مدیریت زن هرزه ای به نام مارینا میرانسوپولو و وکلای شهوت رانی‌ که هر شب با سیاهان قوی هیکل موجود در شهر آ تن کارهای شدید سکسی‌ انجام می‌ دادندو مسیولیت وکالت پرونده پنا هندگا ن سیاسی‌ را نیز بر عهده داشتند . زنان سیر نشدنی‌ از اعما ل سکس چو ن : خانم اسپاتانا النی‌ وکیل پرونده همین رفیق گرا می‌ ش . خ که در حال حاضر مدیریت جی‌ سی‌ آ ر را بر عهده گرفته است_ وکیل سیکییوتو معروف به سی‌ سی‌ و سر وکیل وکلا_ ناتا شا _ ماریا وو.... در چنین اوضاع و احوالی‌ درست در روز دوم اعتصاب غذا ی سیاسی‌ رفیق ش . خ . من نیز با موفقیت از کشور جهنمی‌ ترکیه فرار و خود را به آ تن رساندم و بعد از کسب اطلاعات از تعدادی از ایرانیا ن در میدان آمونیا ی اتن متوجه شدم که رفیق ش .خ اعتصاب غذا را شروع کردند که با کمک یکی‌ از ایرانیا ن خودم را به این رفیق رساندم . بی‌ شک خانم زینت میر هاشمی همسر آقای مهدی سا مع‌ ‌ در جریان هستند که من برای یک بار به شماره تلفن ایشان زنگ زدم و خبر شروع اعتصاب رفیق ش .خ را به اطلاع ایشان رساندم . امید وارم که یادشان مانده باشد و بجا اورده باشند . بگذریم .
___________

وجود فشار ها ی مضا عف از طرف پلیس فاشیستی‌ و ر اسیستی‌ و نژاد پرست افراطی‌ یونان و ساختمان امنیتی‌ الکساندرا بر روی پنا هندگا ن خصوصا پنا هندگا ن سیاسی‌ باعث آن شد که رفیق ش خ با کمک تعدا دی از دوستان شمالی‌ خود اتحادیه پنا هندگا ن سیاسی‌ مقیم یونان را بوجود اورده و این اتحادیه موفق شد ایرانیا ن متفرق و پراکنده ای که می‌ توان گفت تقریبا افکار سیاسی‌ داشتند گرد هم اورده و اولین اعتراض گروهی‌ خود را به مناسبت حمله مزدوران اسلامی‌ به کوی دانشگاه تهران راه اندازد . که اجازه رسمی‌ این راه پیمایی‌ از وزارت فاشیستی‌ یونان توسط رفیق ش خ انهم با زور و جنگ و جدل های فراوان با مسیولین وزارت امنیت آ تن در طبقه سوم ساختمان الکساندرا گرفته شد . اما زور و ستم بیش حد وارد ه بر روی پنا هندگا ن بعد از وارد شدن دولت دیکتا توری _ فاشیستی‌ یونان در اتحادیه ( ما فیا یی‌ ) اروپا . از طرف پلیس وحشی‌ و بی‌ ترحم یونان بار دیگر پنا هندگا ن سیاسی‌ ایرانی‌ را انهم با ز و مجدا به مسیو لیت رفیق ش خ . مجبو ر ساخت که در مقابل لجن خانه ها یی به ن ام جی‌ . سی‌ . آ ر و یو . ان .اچ .سی‌ .آ ر و ا بسته به سازمان ملل متحد دست به تحصن و اعتصاب زنند . انهم در دو نوبت . که در مورد اول کمیته پنا هندگا ن ایرانی‌ با مسولیت رفیق ش خ با رییس دفتر کمیساریای عا لی‌ در مورد خروج هر چه فوری و سریع تر پنا هندگا ن سیاسی‌ ایرانی‌ به کشور هایی‌ چون استرالیا _ کانا دا _ نیوزلند _ و آمریکا بحث و گفتگو به عمل امد .که متا سفا نه نتیجه ای نداد و این باعث آن شد تا بعد از مدتی‌ دیگر که باز پلیس وحشی‌ یونان با کمال بی‌ رحمی‌ به ضرب و شتم و شکنجه پنا هندگا ن می‌ پرداخت مجددا دست به اعتصاب و نشست اعتراضی‌ در مقابل دفتر سازمان ملل بزنند که در مورد اعتصاب آخرین . مسیول اعتصاب یعنی‌ رفیق ش . خ جهت در جریان گذاشتن این اعتصاب و طلب کمک و استمداد از گروه های ( مثلا) سیاسی‌ مو جود در کشور های دیگر اروپایی‌ با تعدا دی از آنان تماس گرفت . که درحزب بی‌ مصرف و بی‌ درو پیکرکمو نیست کار گری با خانم مریم نما زی _ بخش سلطنت طلبان و دفتر آقای رضا پهلوی در آمریکا ( با خانم منشی‌ ایشان ) _ سازمان چریکهای فدائی‌ خلق ایران ( آقای مهدی سا مع ) در پاریس _ چریکهای فدائی‌ خلق ( اشرف دهقانی‌ و گویا با رفیقی‌ به نام (چنگیز در انگلستان ) _ جنبش سراسری پنا هندگان ایرانی‌ ( فریدون گیلانی‌ )_ طی‌ گذشت بیست و پنج روز از نشست پنا هندگا ن ایرانی‌ در جلوی دفتر سازمان ملل برای پنا هندگا ن . بیش از ده با ر رفیق ش خ با این افراد به صورت تلفنی‌ صحبت کردند. و اوضاع هر روز بد تر و بدتر شدن و خطر ناک شدن امنیت جانی‌ پنا هندگا ن را به آنها گوشزد و از آنان در خواست کرد که هر چه سریعتر در امر کمک به آنان شتاب کنند . تا آن جا که حتی‌ رفیق مسیول موبا یل خود را به دست خا نم فلوریندا رخاس دومنیکنی‌ (هرزه ) رییس دفتر سازمان ملل برای پنا هندگا ن داد و این شخص یعنی‌ فریدون گیلانی‌ با ایشان صحبت کردند. درست بعد از آن تماس بود که در یک شب پلیس ددمنش یونان با صد نفر نیرو به پا نزده تن از پنا هندگا ن سیاسی‌ حمله و همه آنان را با ضرب و شتم و شکنجه فراوان به ساختمان الکساندرا می‌ برند . در یک گفتگو خانم فلوریندا رخا س به مسیول اعتصابیون گفتند که آن شخصی‌ که با من صحبت کرده بود به من گفت که من به دفتر سازمان ملل کمک می‌ کنم تا به این قائله خاتمه داده شود . و جهت این امر نیز اگر ما می‌ توانیم کیس و پرونده سیاسی‌ مسیول اعتصابیون را یا به سفا رت ایران در آ تن که درست در صد متری دفتر سازمان ملل قرار داشت داده و یا به پلیس بگو یید که به جرم مزاحمت همسایگان آنان را جمع آوری کنند . زیرا هیچ کس از آنان حمایت نمی‌ کند . و همین اتفاق نیز افتاد . پرونده سیاسی‌ رفیق ش خ به طریقی‌ کاملا ما فیا یی‌ به دست آقای فریدون گیلانی‌ می‌ رسد و از طرف ایشان نیز به سفا رت خانه ملا یا ن دراتن و بدست سفیر جمهوری اسلامی‌ یعنی‌ آقای بهبودی خواه . و درست بعد این قضا یا بود که پلیس مخفی‌ اتن سعی‌ فراوان کرد تا به طریق های مختلف رفیق ش خ را ربوده و مخفیانه تحویل مقاما ت امنیتی‌ در تهران بدهند که در هر با ر توسط رفقا و تعدادی از رفقای ما در سازمان مخفی‌ که شدیدا ایشان را محافظت می‌ کردیم نجات داده شد .
( ..ادامه ...)

Saturday, April 29, 2006

با پوزش مجد د از همه همو طنا ن از دیر کرد درج مطلب ها و نوشته ها


ضمن گرامیداشت 11 اردیبهشت ( اول ماه مه روز جهانی‌ کارگران و زحمت کشان جهان ) روز جهانی‌ کار گر به همه کارگران مبارک با د
کارگران و زحمت کشان ( ایران ) متحد شوید.
در سا یت عصر اهانت بحثی‌ شروع شده است که ما در این مدت به این وبلاگ و وبلاگهای شبیه آن رجوع میکردیم . مسول این وبلاگ در حا ل نوشتن یک نامه به آقای رضا پهلوی میباشند . نامه ای جالب و خواندنی‌ که معتقد یم به خواندن آن هم می‌ ارزد و هم باعث واکنش بسیاری از همو طنا ن می‌ شود . ما با درج مطلب عنوان شده در این وبلاگ و این نامه از همه علاقه مندان به وبلاگ سازمان مخفی‌ میخواهیم که نظر ات و پیشنهادات و انتقاد ات خود را به ا ن وبلاگ و یا اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت ارسال کنند . ضمنا از طرف رفقا در کمیته خارج از کشور پیامی‌ در یافت کردیم که عنوان نمودند تعدادی از همو طنان پناهنده در کشور آلمان به ادرس این کمیته ایمیل ارسال کرده و خواستار آن شده اند که در مورد آقای فریدون گیلانی‌ و خانم مریم نمازی و اینکه چگونه به پناهندگان سیاسی‌ ایرانی‌ در کشور یونان خیانت ورزیدند توضیحات کامل بدهیم . ما سعی‌ کردیم تا با خود آن رفیق که مسول گروه پناهندگان معترض و اعتصابیون بود تماس بگیریم . که خوشبختانه ایشان اعلام امادگی‌ کرده و بزودی توضیح خواهند داد .و همان طور که مطلع شدیم گویا این رفیق در حال حاضر با وبلاگ عصر اهانت مشغول شروع یک بحث با نیروهای اپو زیسیون خارج از کشور بوده و خود نیز در کلیه مراحل خیانتهای خانم مریم نمازی از حزب کمونیست کارگری و آقای فریدون گیلانی‌ از سوسیا لیست های متقلب که خود را یکی‌ از مسولین در امور جنبش سراسر ی پناهندگان ایرانی‌ میداند . بودند . و شخصا با این افراد خا ین در آن زمان که اعتصاب را راه اند اخته بودند تماس تلفنی‌ داشتند . صحت و سقم گفتار ما تا این حد است که این رفقا شخصا شاهد و ناظر آن خیانت ها بودند. با این گفتار ابتدانظر شما را به نامه مسول وبلاگ عصر اهانت جلب می‌کنیم
_____________________

_______________________

آقای شاهزاده . کمی‌ اهسته تر . کجا چنین شتابان ؟
با امید به اینکه همه ما ایرانیا ن در سر زمینی‌ بدور از هر گونه ستم و زور و دیکتاتوری شاهی‌ و مذهبی‌ و در سر زمینی‌ مملو از ازادی کامل ودموکرا سی‌ واقعی‌ و با داشتن بهترین قوانین بشری و زمینی‌ به جامعه سکولار و مردم سالاری مو رد نظر خود برسیم . امید آن دارم که گفتار زیر بدون انکه پیر سیاست مدا ر ان و کفتار های مرده خوا ر سیاسی‌ مو جود در بخش سلطنت طلبا ن و چه دسیسه با زا ن و حقه بازا ن سیاسی‌ و زالو صفتا ن خونخوار موجود در احزاب کمونیست قلا بی‌ چون حزب توده و یا گروه خا ین اکثریی ها ی بی‌ شر م و حیا که با خیانت های بیشمار خود یک نسل بیگناه را بر با د داده و امروزه نیز با ر دیگر دست اتحاد بسوی چپاولگران و دزدان مافیایی‌ و تبهکارا ن بین المللی‌ داده ا ند و یا مجاهدین حرا ف و بی‌ عمل _ دخالتی‌ و یا حتی اظها ر نظری بکنند شخص خودآقای رضا پهلوی به عنوان ( شاهزاده و وارث ) سلطنت شاهنشاهی‌ پدر مرحومشان در مقابل سوالات اینجانب پاسخگو باشند . ایشان نتنها در برابر بسیاری ازسو الا ت اساسی‌ و درخور فرار کرده و گریز زده اند که با زیرکی‌ و زرنگی‌ خاص خود انهم با مشاورت شخصی‌ به نام شهریار اهی‌ . مشاور و ( مو نیتو ر و پرینتر و سخنگوی طوطی‌ منش خود) ان سوالات و پرسش های مهم و ضروری را بدون پا سخ و جواب رها کرده و سکوت اختیار کردند . و متا سفا نه سالهاست که شاهد و نا ظر یم که جهت مبارزه مثلا ( فرهنگی‌ با فرهنگ وحشیانه جمهوری اسلامی‌ )افسار بددهنی‌ و هتا کی‌ و بد زبا نی‌ این بخش از طیف ( ضد سیاسی‌ و ضد میهنی‌ )سلطنت طلبا ن را به دست افراد در یوزه افتاده ای چون بهروز صور اسرافیل ها سپرده و هیچ ترس و ابا یی نیز از گفتار ها و رفتار های ضد ایرانی‌ و ضد میهنی‌ خود نداشته و ندارند . پیشاپیش نیز اعلام می‌ کنم که به صرف انکه عضو اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت نیز هستم این اتحادیه هیچگونه مسولیتی‌ در قبا ل گفته ها و نوشته ها ی اینجانب نداشته و ندارد . این نوشتار بحثی‌ ایست بین من و آقای رضا پهلوی . لازم به توضیح است که اگر و اگر و اگر مجددا از لحاظ زمانی‌ و تاریخ دقیق حوادث اشتباهی‌ و یا نا درستی‌ وجود داشت مرا بخشید ه و در این زمینه یاریم دهند و پیشاپیش پوزش و معذرت می‌خواهم . اما جهت تفهیم بیشتر آقای رضا پهلوی باید توضیح دهم که اینجانب شخصا سالهای سال پی‌ سیاست و مبارزه در برابر جمهوری اسلامی‌ را بر تن خود مالیده و بهایش را نیز به مراتب بیشتر از ایشان پردا خته ام . نه تنها خود که خانواده بی گناهم . هم در دوران ستم شاهی‌ و هم در زمان خمینی‌ هرچند که مطمئن ا م ایشان و خانواده ایشان هیچ چیزی را در این مورد از دست نداده اند .و هیچ بهایی برای ایران و ایرانی نپر د اخته اند . و امید آن دارم که تا اخر این بحث لا ا قل تحمل گفتار های مرا داشته باشند .. با تشکر .شهر ام
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آقای رضا پهلوی .
سالهاست که همه ما شاهد و نا ظر حیا ت موجودی به نام جمهوری اسلامی‌ در سر زمین باستانی‌ و آریا یی‌ ما ن ایران بو ده و هستیم و بدین سبک و شیوه ای که شما پیر سیاست مد ار ان بی‌ ترحم و بی‌ گذشت و نا مهربان در امر مثلا مبارزه با جمهوری اسلامی‌ و یا مثلا برای آزادی و دمو کر اسی‌ انتخاب کرده اید گویا سالهای سال دیگر نیز باید شاهد وجود این موجود باشیم . انهم زیر سر سایه مبارک شما و امثال شما .اگر مبارزه با جمهوری اسلامی‌ انهم تحت عنوان ( مبارزه همه جانبه فرهنگی‌ _ سیاسی‌ _ اجتماعی _ اقتصادی ) به عنو ان یک وظیفه ملی‌ و میهنی‌ و مردمی‌ به شمار می‌ رود ؟ اگر از دیدگاه شما این جمهوری دشمن درجه یک مردم و سر زمین ایران شناخته شده است .؟گر هدف شما و ا مثال شما براستی‌ از بین بردن سیستم ضد انسانی‌ و ضد بشری و خونریز موجود می‌باشد که من شک و تردید دارم که چنین دیدگاهی‌ داشته باشید ؟که هیچ و جای خود بماند .مطمئن ام هیچ مخالفت و دشمنی‌ با این جمهوری نداشته و ندارید .زیرا اگر با مبارزا ت واقعی‌ و حقیقی‌ ایرانیا ن اصیل و وطن پرستان واقعی‌ در درون کشور مو افق و همگام بودید ؟ اگر براستی‌ تابع جنبش مردمی‌ و میهنی‌ حتی این نسل یعنی‌ نسل ستم دیده و زجر کشیده که متا سفانه به جای تک تک شما پیر سیاستمداران فرصت طلب بهای همه چیز حتی خون و جان خو د را از دست د ادندو باقیمانده این نسل نیز بی‌ توجه به سخنان گوهر بار شما ( قصد فرار) از سرزمین مادریشان را داشته وشما تنها کار مثبتی‌ که تا بحال کردید فقط و فقط از اسم و نام آنان در جهت منافع شخصی‌ و خصوصی‌ خود و خانواده راحت طلب و اطرافیان فرصت طلبتا ن و بدست اوردن باقی‌ مانده ارث و میراث خانواده سلطنتی‌ یتا ن از چنگ ایت الله های معظم و ثروت اندوز و پول پرست .داد و فریاد ( آی آزادی . آی مبارزه . آی جانفشانی‌ و آی دموکراسی‌ . آی سرزمینم ایران ) را راه انداختید ....بخش توزیع و ترویج فرهنگ اجتماعی و سیاسی‌ شما با استفاده از ابزار هایی‌ چون بهروز صوراصرافیل ها و شهریار اهی‌ ها و امیر سپهر ها .عملا و علنا در راستا ی خو استه ها و تمایلا ت فطری و با طنی بخش واپسگرا و کاملا ارتجاعی و عقب مانده موجود در درون جامعه فعلی‌ ایران گا م برداشته و نیا ز های آنان را بر اورده و تامین می‌ کنند نه مبارزه و یا مقابله با فرهنگ وحشی‌ گری جمهوری اسلامی‌ و یا مثلا در جهت روشنگری و آگاهی‌نسل جوان امروزی و یا نسلهای‌بعدی وبعدی.آقای رضا پهلوی .( شاهزاده گرا می‌ ):هر مبارز و هر شخص سیاسی‌ و آگاه و روشنفکر انهم از انواع و اقسام طیفها و انگیزه ها ی‌ مختلف و ایدئولوژی های متفاوت اگر با یک دشمن و نیروی ویرانگر و مخرب اجتماعی که حتی بنیان اولیه خانواده این جز یی‌ ترین و ابتدایی‌ ترین واحد و زیر بنای اجتماع را نابود و قلع و قمع می‌ کند برخورد کند بی‌ شک و تردید با تمام نیرو و قوا ی خود در برابر آن ایستاده و شجانه نیز با تمام معیار های آن دشمن می‌ جنگد و اجازه نمیدهد که چنین دشمنی‌ با هیچکدام از حربه های ضد انسانی‌ و ضد اجتماعی خود بساط قدرت و امپراتوری خود را گسترش دهد . که شما و ا مثال شما و پیر سیاست مداران کور فکر ضد روشنفکردیگر باعث این گسترش شده و می‌ شوید . ...
____________

....(ادامه ...)
در هیچ کجای تاریخ ایران زمین مشاهده نشده است که شا هان و رهبران واقعی‌ این مرز و بوم انهنگام که دشمنی‌ خارجی‌ قصد اشغال این سر زمین را داشتند . خاک و مردم خود را تنها گذ اشته و اگر نیز چنین حادثه ا ی رخ داده باشد حد ا قل به مردم خود خیانت نکردند تا باعث ننگ و شرمساری خود و ملتشان شوند . که پدربزرگ شما و پدر فقید شما و خو د شما به چنین خیانتی‌ دست زدید . .بله خیا نت .سالهاست که در بیرون از ایران اعما ل و رفتارها یی از شما و اطرا فیانتا ن سر میزند که هیچ و اژه و کلمه ای نمیتوا ن روی آ ن گذ ا شت وبرای آن یافت جز خیانت و خیانت و خیانت . از کلیه کارهایتان چنین بر می‌ اید و نما یا ن است که پا بپای این جمهوری اسلامی‌ شما نیز به مراتب بدتر از مذهبیو ن حا کمه فعلی‌ قصد گرفتن انتقام از ملتی را دارید که بسا ط زور و ستم و ترور و بگیرو ببند و شکنجه دستگاه ساواک و در با ریا ن موجود در کاخ شاهی‌ پدر مرحومتان را بهم زده و امروزه نیز همین ملت و بو یژه نسل امروز قصد نا بودی این سیستم ویر انگرو به مراتب بدتر از حکومت پدر تا ن را داشته و دا رد . همان طور که گفتم هیچ انسان مبارزی نه با این دشمن کنار می‌ اید نه سازش میکند و نه سر تسلیم فرود می‌ اورد که شما و ا مثا ل شما و زیر دستان شما دست به چنین ا اعما لی‌ می‌ زنید . تبلیغ و ترویج فرهنگ دوران پدرتان انهم بتو سط افرادی که از شما پول گرفته و مزدوری فرهنگی‌ انجام می‌ دهند . و در این راستا به صغیر و کبیر و بیگناه و با گناه کوچک و بزرگ هم هیچ رحمی‌ نکرده و به مانند اتشی‌ خطر نا ک تمام جنگل سرسبز و زیبا را می‌ سوز ا نند و اسم و نا مش را نیز مبارزه فرهنگی‌ گذ اشته اند ؟ نه دشمن سر سخت فرهنگ ملا تا ریستی‌ هستند و نه در مقابل آن سنگر مقاومی‌ گرفتند بلکه نهایت بی‌ فرهنگی‌ و بیسوادی شا ن را به این مردم نما یان می‌ سازند . خودم شخصا شر م و خجالت می‌ کشم تا در قبا ل الفاظ و کلماتی‌ که مروجین فرهنگی‌ تا ن هر روزه و هر شبه آن را تکرار می‌ کننند . حتی‌ یک کلمه پاسخ شا ن را بدهم و یا با آنان دهن به دهن بشوم . حالتها ی روحی‌ و روانی‌ و پریشان حالی‌ افرادی چون همین آقای صور ا صرافیل ها و شهر یا ر اهی‌ ها و امیر سپهر ها و نمونه ها ی دست چندم از این قبیل افراد که گویا زیر دستان و کار گذران سیاسی‌ و مثلا استرا تژیست های فرهنگی‌ و سیاسی‌ شما بشمار می‌ روند . ( با با . دوست من . رفیق من . هم وطن من . هم نسل من . شاه دوم وگر امی‌ من ). چنین متفکرینی‌ در درون جمهوری اسلامی‌ فراوان یافت می‌ شوند که نمونه بارز و متفکر تر از همه را می‌ توان از ملا حسنی‌ خودمان در ارومیه نام برد .براستی‌ بعد از سالها ترویج فرهنگ شاهی‌ و شاهنشاهی‌ انهم با آن ولخرجی‌ ها ی کلان . پول شویی های ما فیا یی‌ که در راستا ی بد دهنی‌ ها و فحا شی‌ ها بد زبانی‌ هایتان ‌ انهم نه در مقابل جمهوری اسلامی‌ که در راستا ی تمسخر ملت پا ی اینگونه افراد ریختید چه چیزی نسیب شما شد . حا ل منافع ملی‌ جای خود ؟ . بله پول شویی ها ی کلان و کاملا ما فیا یی‌ و سیاسی‌ از طرف شما وخا ندان عا فیت طلبتا ن و اینگونه افراد زیر دستتان . انهم در برابر چشمان محتاج کارتن خوابها و خیابان خوابها و کودکان کار و خیابانی‌ و دخترانی‌ که جهت امرار معاش و سیر کردن شکم گرسنه خود و خانواده فقیر و ندار شا ن و یا مثلا جهت پرداخت شهریه دانشگاهی‌ شا ن اجبارا تن به خود فروشی‌ می‌ دهندانهم در برابر دیدگان شما که سالهاست شاهد و نا ظر و فقط تما شا چی‌ بوده و هستید . گویا از چنین وضعیتی‌ خوشحال و از ته دلتان شادمانید که چنین سر نوشتی‌ بر سر زنان ودختران و کودکان این سر زمین رقم زده شد . چرا که تنها و تنها قصد دارید انتقام ( او ارگی‌ خا ندانتا ن )را انهم به شیوه ا ی دیگر و با جلو دادن ملا حسنی‌ های فرهنگی‌ و با شعو رتا ن که دیگر حتی‌ ابرو و حیثیت شخصیت (عین الله باقر زا ده هنر مند کشور )را نیز بر با د داده اند ؟ بگیرید . حال در زمینه مبارزه فرهنگی‌ تان پاسخ دهید که به کجا رسیدید ؟ براستی‌ آیا هیچ اطلاع کافی‌ و درخور دارید که ( فرهنگ ایران زمین ) به کجا رسیده است ؟ اگر پاسخی‌ در خور و رو شن ندهید من همه چیز را بر ملا خواهم کرد . علنا خواهم گفت که ‌‌ چه شد و به کجا رسیده است .آقای رضا پهلوی :بی‌ شک تردید در امر مبارزه با دشمن . خصوصا دشمن فعلی‌ همه ایرانیا ن و ایران زمین یعنی‌ جمهوری اسلامی‌ که من در دشمن شناختن این جمهوری از طرف شما کاملا در شک و تردید بوده و هستم تحریم های اقتصادی و مبارز ات سیاسی‌ تا حدود زیادی مثمر ثمر واقع شده و من منکر آن نبوده و نیستم . اما این شیوه مبارزه به چه بهایی‌ و به چه قیمتی‌ ؟ آیا مبارزه سیاسی‌ به بهای روابط امنیتی‌ و پلیسی‌ مامورین بازمانده ساواک دوران شاهی‌ پدرتان با مامورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی‌ ؟ روابط حسنه بسیاری از مسولین در بخش سلطنت طلبا ن و همفکران و هم طیفها ی شما با با ند های ما فیا یی‌ موجود در دستگاه حا کمه فعلی‌ و کله گنده هاو آقا زده های اسلامی‌ .؟ به قیمت و بهای روابط حسنه و صمیمی‌ و نزدیک خانواده خانم تان و( دیگران ) با خا نوا ده هاشمی‌ رفسنجانی‌ و فائزه خانم ها و دیگر خانواده بزرگ عمامه دا را ن انهم در کشوری چون فرانسه و شهر پاریس و یا نوفل لوشاتو یی‌ که زمانی‌ مکان تفریح و عیش و نوش خمینی‌ بود؟؟ آیا شما بدین صورت به مبارزه سیاسی‌ با حکومت اسلامی‌ادامه می‌ دهید و مدعی‌ هستید؟ در تحریم کامل اقتصادی این حکومت که شاید بتواند در امر نا بودی آن کمکی‌ باشد هر ایرانی‌ شرافتمند و با غیرت و اصیل با هر دولت و یا سیستمی‌ که با این حکومت روابط اقتصادی می‌ بندد به مبارزه و از آن کاملا انتقاد به عمل می‌ اورد و حتی اعتراض و فریاد خود را سر می‌ دهد .اگر من از لحاظ تاریخ دقیق این گفته شما اشتباه نکرده باشم . گویا پنج سال قبل هنگامی‌ که کشور اذ ربا یجا ن ادعا کرد که قصد بیرون کشیدن نفت از دریای خزر را دارد و اگر باز اشتباه نکرده باشم شما درست بعد از چند روز از این خبر بلافاصله ادعا نمودید که در امر اقتصاد و مثلا جهت کمک اقتصادی به اقتصاد ورشکسته ایران ( در لفافه ) و در اصل جهت چاپیدن و به تاراج بردن ثروت های ملی‌ و مردمی‌ در این امر یعنی‌ استخرا ج نفت سهیم خوا هید شد. ( اعلام می‌ کنم اگر اشتباه نکرده باشم گویا شما چنین حرفی‌ زده بودید ) . اگر حرفم درست باشد براستی‌ آیا سهیم شدن شما در برنامه های اقتصادی این چنینی‌ آب به اسیا ب دشمن ایران و ایران زمین نیست ؟ آیا کمک به ماندگاری بیشتر این حکومت که از لحاظ اقتصادی عقب مانده ترین اقتصاد در بین کشور های دنیا را رهبری می‌ کند . نبوده و نیست ؟ حمایت از یک دولت که از لحاظ معیشتی‌ و اقتصادی شیره ملت را کشیده ومی‌ کشد . و در امر غارت و تاراج منافع ملی‌ به هیچ احدالناسی‌ ترحم بخرج نمی‌ دهد ؟ اسمش را چه می‌ توان گذ ا شت ؟ در شیوه مثلا مبارز ات سیاسی‌ شما اگر همه به شما کف زده و صد افرین نیز بگویند من شخصا به شما و شیوه کاریتان می‌ خندم .
آقای ولیعهد...
.(ادامه ...)

Sunday, April 23, 2006

مقاله انتخابی‌ و توضیحی‌ مختصر

درود فراوان به رفیق ردا کیانی‌ :
ما همواره برای رفق ا ی‌ مبارز در ارتش رها یی‌ بخش خلقهای ایران ارزش و احترام خاصی‌ قائل بوده و هستیم و اعتقاد به آن داریم که این گروه تنها گروه و نیروی سیا سی‌ بوده و هست که راه بنیا ن گذران و رهبران شهید شده جنبش پیشتاز فدائی‌ را ادامه داده و می‌ دهند . و می‌ دانیم که ما بقی‌ سازمانها و گروهها از طیف فدائی‌ جز منحرف کردن راه درست مبارز ات مسلحانه و چریکی‌ این جنبش هیچ هدف و منظور خاص دیگری نداشته و ندا رند . و باز می‌ گوییم که تنها نیرویی‌ که می‌تو انست جنبش پیشتاز فدائی‌ را در جامعه بیست و هفت سال پیش ایران حفظ و بد ا ن ابرو و حیثیت بیشتر و بیشتر و بهترببخشد . همین نیروی ارتش ازدیبخش خلق های ایران بود که متاسفانه عده ای دیگر با فرصت طلبی‌ خاص خود تلاش کر دند اسم و نا م این نیرو را از جمع جنبش واقعی‌ فدائی‌ حذف کنند .اما خود شاهد و نا ظر ید که ما در شناساندن این نیروی حقیقی‌ و واقعی‌ تما م سعی‌ و کوشش خود را به عمل اورده و انجام می‌ دهیم . و اجازه نمیدهیم که برای با ر دوم فرصت طلبا ن مفت خور سو استفاده کنند . ارتش رهاییبخش خلقهای ایران حقیقی‌ ترین و واقعی‌ ترین سازمان چریکهای فدایی‌ خلق ایران بوده و هست . امید آن داریم که این سازمان هر چه زودتر در شبکه اینترنتی‌ نیز سایت و یا وبلاگ ایجاد کند تا بیشتر و بهتر با موا ضع فعلی‌ آنان آشنا شویم .
____________________

آیا بدون نگاه به گذشته میتوان مبارزات را بجلو سوق داد ؟

رودا کیانی

نقد و کنکاش پیرامون وظایف انجام شده و نشده، همواره از جمله متدهای پذیرفته شده ی انسانها و کمونیست هایی است که دیوارهای ضخیم دنیای شخصی و سازمانی را درهم ریخته و به دنیای نوینی می اندیشند که به انسان، نه بمانند کالا و سودآور مشتی سودجویان، بلکه بعنوان سازندگان بنیانهای اصلی جامعه که آسایش را برای همگان به ارمغان می آورد، می پندارند. تاریخ وظیفه ای بسیار سنگین در برابر انسانهای آزادیخواه قرار داده است. انسانهایی که قصد نموده و یا بر این باورند که میتوان این دنیای نابرابر و ظالم را در هم شکست و به دنیایی اندیشید که دیگر نه دردی باشد و نه رنج و نه محنتی و مهمتر از آن نه کُشت و کُشتاری. سالهای بسیار طولانی است که کمونیستها در تلاش اند تا به آن جامعه ی دلخواه و آیده ال خویش دست یابند. در این راه مشکلات و مصائب گوناگونی را متحمل گردیده و از تندوپیچ های تنگ و باریک مبارزاتی عبور نمودند تا آرمانهای تاریخی شانرا متحقق نمایند. کوشش، تلاش و بردباری و بجان خریدن همه ی ناملایمات را هر فرد و در هر حدی میتواند در کنار هم ردیف نموده و از آن استنتاجات دلخواه خودی را به بیرون در آورد. امّا فراتر از ردیف نمودن کارهای صورت گرفته، پی بردن عمیق به آنچه باید صورت میگرفت و از آنچه غلفت شده است و بدنباله ی آن اعلان شجاعانه، از ناکرده هاست. بر یکایک ماهاست – اگر چه افرادی در این زمینه گام های کوچکی برداشته اند - تا در خلوت خود مروری داشته باشیم بر فعالیت های سیاسی – عملی تا کنونی خویش و در یابیم و بی پروا و بدون هرگونه ملاحظه کاری و منفعت طلبی حقیرانه، پرچمدار حقیقت و بازگوئی از ناکرده های خود باشیم.این متد باید و می بایست در هر شرایط زمانی و مکانی سرلوحه ی کاری هر انسان آزاد اندیش، جمع و یا تشکل سیاسی انقلابی قرار گیرد. در این راستا و با پذیرش عمیق و جاری نمودن چنین اداراکی باید صادقانه و خالصانه، نقاط ضعف را دریافت و آنرا با همگان در میان گذاشت و از تکرار اشتباهات در هر سحطح و عرصه ای جلوگیری نمود. بر این اساس نگاه عمیق و نقادانه بمواضع ی سیاسی، در دوره های متفاوت می تواند هر انسان آزادیخواه را که قصد تغییر و دگرگونی مناسبات ظالمانه را در سر می پرواند، به سمت جلو و پیشرونده سوق دهد. وظیفه ی مارکسیست ها – لنینیست هاست تا بمنظور صیقل بخشیدن بمبارزات توده های ستمدیده و با نگاه دگرگونه به کارکردهای گذشته ی خویش، راه های برون رفت آنرا نشان دهند.بعد از پا و شکل گیری جنبش نوین کمونیستی ما کمتر شاهد بکارگیری سلاح نقد در عرصه های تئوریک، سیاسی و عملی از سوی نیروهای موجود در درون جنبش کمونیستی ایران بطور تداوم دار، هدفمند و سازننده بوده ایم. بیگانه گی و نقب نزدن به اعمال و رفتارهای سیاسی خودی، به عادت تبدیل گشته است و مانع ی پویایی هر کمونیست و یا تشکل کمونیستی منجر خواهد گردید. درد و رنجی است که سالها، گریبان کمونیست های ایرانی را فرا گرفته است و ارائه ی چشم اندازهای روشن و تغییر پذیری، بخودی خود به معضل لاینحل تبدیل گشته است. واقعیت این است که نیروهای درون جنبش کمونیستی ایران علیرغم ناتوانی هایشان در پاسخگوئی عملی به معضلات کنونی جنبش های اعتراضی، فاقد نقد و بررسی از ناکرده های گذشته ی خویش بگونه ی مدون می باشند. چندین سال است که جنبش های اعتراضی در اقصی نقاط ایران بمنظور دستیابی به حقوق پایمال شده ی خویش در مقابل ارگانهای مسلح و سرکوب رژیم بمقابله برخاسته و نیروی مدافع ی وی همچنان در خواب عمیق فرو رفته و از نظر عملی نتوانسته است بر بخش هایی از این اعتراضات و خیزش ها اثری بگذارد. بر این باور بودند و هستند و اینگونه تبلیغ می نمایند که دشمن را نباید تحریک نمود و باید در صدد بود تا "آرام، آرام" و با روش حاکمین و مسالمت آمیز، تاج و تخت آنانرا به همت توده ها بزیر کشید!!! زمانی از توهم توده ها به حاکمیت جدید – رژیم جمهوری اسلامی – مبارزه انقلابی را از درون تهی نموده و حال بنابه مصلحت بر آنند تا دشمن قدار و زورگو را با قلم و از بالا دگرگون سازنند و منافع ی کارگران و زحمتکشان و دمکراسی را در جامعه برقرار نمایند!!! آیا زمان آن فرا نرسیده است تا بر اساس باورهای گذشته و حال خویش در همان چارچوبه ی دلخواه ی خود، بعد از گذشت چندین دهه از فقدان ارتباط با جنبش های اعتراضی کارگری – توده ای و بی عملی مطلق و اسکان در خارج از کشور، به نقدی جدی و بنیانی بنشینیم و دلائل گرفتاری چنین وضعیتی را دریابیم؟ آیا وقت آن نیست تا در این جهت گام های اساسی و جدی برداشته شود و دین و وظیفه ی خویش را در قبال نسل امروزی و آینده بنمایش بگذاریم؟ این نه خواست بزرگ و نشدنی بلکه وظیفه ی بسیار کوچک و ابتدائی همگان را در خارج از کشور تشکیل میدهد.بر این اعتقادم که امر بازنگری به گذشته ی خویش در حوزه های تئوریک، سیاسی و عملی بمعنای پاسخگوئی فی البداهه به معضلات کنونی جنبش های اعتراضی تلقی نمیگردد. آنچه امروزه حرکتهای مخالفت جویانه ی توده های ستمدیده نیازمند آن می باشد، پاسخگوئی عملی است. 28 سال است که رژیم وابسته بامپریالیسم جمهوری اسلامی به پاس سلاحهای مرگبارش بر حاکمیت خویش تداوم بخشیده است. زبان این رژیم در لوله های تفنگ خلاصه گردیده و در عمل نشان داده است که فقط و فقط با زور، دستگیری، شکنحه و اعدام قادر به سخن گفتن می باشد. کَشتار و سرکوب در ذات این رژیم می باشد. بر مبنای چنین حقیقتی نمی توان و ناصحیح است تا با زبانی بغیر از توسل جستن بزور با آن سخن گفت. تحقق چنین امری در درجه ی نخست، در پیشارو گذاشتن سیاست های عملی و جدی است و در ثانی تلاش بمنظور تدارکات و اقدامات لازمه در حول و حوش آن یعنی فراهم نمودن تمامی امکانات و ملزومات در جهت راه اندازی جنگ انقلابی می باشد. باید و جایز می باشد تا قهر ضدانقلابی را - در هر شرایطی - با قهر انقلابی پاسخ داد. سیاست تعرضی انقلابی می تواند بر سیاست تعرضی ضد انقلاب چیره گردد. وفاداری به چنین اصل دوران سازی، مستلزم خانه تکانی سازمانهای سیاسی از درون، بهمراه، همیاری و همکاری همه ی نیروهای فعال میسر می باشد. تنها در چنین شرایطی جنبش کمونیستی می تواند از یأس، ناامیدی، بی عملی و انتظار بدر آید. میتوان بدان جامه ی عمل پوشاند و در این راه باید تقّدم را نه بر منافع ی گروهی و فردی، بلکه بر خواسته ها و منافع ی جنبش های انقلابی بنیان نمود. ورود به چنین پروسه ای میتواند از یکسو درسهای بسیار آموزنده ای برای همه ی حقیقت جویانی که قصد دگرگونی نظام ظالمانه را دارند، تلقی گردد و از سوی دیگر تجاربی باشد برای نسل های حال و آینده. باید قدم در این راه گذاشت و هر نیرو و فرد نگاهی به گذشته ی خویش بی اندازد. بجرات میتوان گفت که نیروهای موجود در درون جنبش کمونیستی فاقد یک نقد همه جانبه و هدفمند می باشند. مرور و بازنگری عمیقانه و بدور از تعصبات سازمانی و توجیه گرایانه میتواند تصویرهای روشنی را در مقابل مان قرار دهد. با این اوصاف این وظیفه نه بر دوش این و یا آن سازمان مشخص و معین و نه بر دوش این و یا آن فرد مشخص و معین که سالیان سال در تشکل معینی فعالیت نموده است، بلکه از زمره وظایف همگان تلقی گشته و باید نمودهای عینی و علنی آنرا با روشنی تمام مشاهده نمود. در این میان قصد بر آنست تا بفعالیت بخشهایی از نیروهای معتقد به تئوری مبارزه مسلحانه بعد از قیام، مختصراً اشاراتی نمایم، تا زمینه ای گردد بمنظور شناخت و بررسی عمیق تر اعمال و کارکردهای معتقدین به تئوری مبارزه مسلحانه.بعد از 28 سال بر همه ی انسانهای آزادیخواه آشکار گشته است که رژیم جمهوری اسلامی بمنظور حفظ و پایدار ماندن سلطه ی امپریالست ها در ایران، توسط آنان بر سر کار گمارده شده است. در آنزمان جنبش های اعتراضی روز به روز در عرصه های متفاوت بر سلطه ی امپریالیزم در جامعه ضربه وارد نموده و مسیر بالندگی را طی می نمود. در چنین شرایط حساس مبارزاتی سازمان مدافع ی منافع ی کارگران و زحمتکشان می بایست با دخالتگری و با آگاهی از وضعیت بوجود آمده، این سیل بنیان افکن را در جهت صحیح رادیکالیزه می نمود. در شرایطی که مبارزات توده های ستمدیده توطئه های امپریالیسم و دارودسته هایش را افشاء و نیازمند حرکت های عملی آگاه گرایانه از سوی سازمانهای سیاسی در جامعه بودند، بدلیل فقدان سازمان پرولتری، اعتراضات توده ای دوران 1356 و 1357، از درون مورد سوءاستفاده قرار گرفته و به کجراه کشانده شده است و توده های ستمدیده و همه ی آزادیخواهان بار دیگر و این بار در ابعادی دهشتناک تر و گسترده تر مورد هجوم وحشیانه ی دولتمردان جدید قرار گرفتند. در چنین وضعیتی بزرگترین سازمان آنزمان – سازمان چریکهای فدائی خلق ایران – بدلیل بخطا رفتن و تغییر بنیادی در تفکر و منش اش، پتانسیل مبارزاتی خود را از دست داده و در سرعتی بی سابقه، با تئوری بنیانگذاران سازمان فاصله گرفته و بهمین دلیل باعث آن گردیده است تا جنبش کمونیستی تازه پا گرفته، مجدداً بحالت تدافعی در غلطد. نیروی عظیمی که در اثر فعالیت مبارزین جان بر کف که در دوران اختناق و سرکوب شاهنشاهی حول تئوری قهر انقلابی بسیج شده بودند، توسط خائنین لمیده در درون جنبش کمونیستی بهرز گرفته شده و اکثریت آن نیروی عظیم بعنوان نیروی بی مصرف و بازدارنده ی جنبش کمونیستی و در یک کلام به آتش بیار معرکه ی رژیم وابسته بامپریالیسم جمهوری اسلامی تبدیل گردیده است. رهبریت آنزمان هدف و وظیفه ی سازمان خود را نه در توضیح واقعیات و روشنگری کارگران و زحمتکشان، بلکه در کمک، همیاری و آشتی با ضد انقلابیون جدید قرار داده بود. دیگر، سازمان چریکها، چریکهای ای که در میان اقشار متفاوت جامعه، بدلیل سابقه ی درخشان مبارزاتی شان در برابر ارگانهای مخوف شاهنشاهی در کوچه و خیابان و زندانها بعنوان عناصر صادق و سازمان جدی شناخته گردیده بودند، بحق به سازمانی خائن باز تعریف شده است. در چنین شرایطی وظیفه چه بود و جنبش کمونیستی نوپا چه سیاستی را می بایست در مقابل خود قرار میداد تا هم مشت رهبریت جدید سازمان را افشاء و هم به وظیفه تاریخی خویش عمل نماید؟در بستر چنین واقعیاتی تعدادی از درون و از بیرون زندان تحت نام چریکهای فدائی خلق ایران و با اعتقاد به تئوری مبارزه مسلحانه هم استراتژی، هم تاکتیک اعلام موجودیت نمودند و تلاش شان بر این بود تا با پذیرش تئوری گذشته فعالیت شانرا سازمان دهند. هدف بر آن بود تا بار دیگر نام و تئوری چریکها را که توسط غاصبین به یغما برده شده است، در انظار عموم زنده نگه داشت. این امر در دستور کار قرار گرفت. در آنزمان از یکسو رژیم جمهوری اسلامی بی وفقه در بازسازی سرمایه های امپریالیستی که در دوران خیزش های اعتراضی سالهای 56 و 57، بشدت بر آن صدمه وارد گردیده بود به پیش میرفت و از سوی دیگر نیروهای متشکله ی این طیف از عدم آمادگی و تجربه از وضعیت بوجود آمده برخوردار بوده و مهمتر از آن فاقد انسجام لازمه ی تئوریک – سیاسی با شرایط جدید بودند. علیرغم پارامترهای اساسی فوق، آنان با پذیرش و با پیروی از چارچوبه ی کلی تئوری مبارزه مسلحانه هم استراتژی، هم تاکتیک قادر گردیدند تا ماهیت رژیم جدید را بدرستی تحلیل نمایند و رژیم جمهوری اسلامی را ادامه دهنده ی سیاست های اقتصادی – سیاسی رژیم شاهنشاهی ارزیابی نمایند.همچنین این رفقا با باوری به تئوری مبارزه مسلحانه بعنوان یگانه راه رهائی از زیر سلطه ی امپریالیسم، در دوره های متفاوت توانستند سیاست های فریبکارانه رژیم جمهوری اسلامی از قبیل تسخیر سفارت امریکا در تهران، جنگ امپریالیستی ایران و عراق و غیره - که بگمان بعضی ها بعنوان مدافعین "تئوری توطئه" قلمداد می شد - را افشاء و واقعیات و انگیزه های پشت پرده ی آنرا بروشنی در انظار عمومی بر ملا سازنند. اگر چه آنان با حمل کاستی ها و لغزش های تئوریک توانستند تصویر درستی از کلیت و ماهیت تازه بقدرت رسیدگان ارائه دهند؛ امّا بدلیل عدم اتخاذ تاکتیک صحیح سازمانی بمنظور آغاز و گسترش جنگ انقلابی و به تبع از آن تمرکز سازماندهی پیرامون پاسخگوئی بمسائل بی سرانجام و نامفید روزانه، قادر نگردیدند تا تئوری مبارزه مسلحانه را در جامعه مادیت بخشند. بی تردید سازمانی که به این نکته اساسی و مهم دست یافته بود که رژیم جمهوری اسلامی نه محصول مبارزات توده های ستمدیده، بلکه دست ساز امپریالیست ها بوده و توسط آنها بر سر کار گمارده شده است و یا سازمانی که بسیج توده ها را در کاربست قهر انقلابی توضیح میداد و یا سازمانی که بنیانها و استواری رژیم را در اعمال قهر ضد انقلابی بر می شمارد و بر این اعتقاد بود که رژیم جمهوری اسلامی تمامی تلاش و هم و غمش را بر این پایه استوار ساخته است تا همه ی دستآوردهای قیام شکوهمند توده ها را یکی پس از دیگری و در فرصتی مناسب لگدومال نماید؛ بنابراین وظیفه ی عملی در قبال چنین وضعیتی چگونه میتوانست تعریف گردد و با اتخاذ کدام و یا کدامین روش مبارزاتی می بایست توده ها را در مقابل رژیمی که عزم خود را جزم نموده است تا امنیت و آسایش سرمایه داران را در جامعه برقرار نماید، بسیج نمود؟ در حالیکه در منطق و تفکر این رفقا در این امر نهفته بود که "از یکطرف شرط پیروزی مبارزه مسلحانه بسیبج توده هاست – چه از نظر سیاسی و چه از نظر نظامی – و از طرف دیگر بسیج توده ها جز از راه مبارزه مسلحانه امکان پذیر نیست" – م. م. ه. ا. ه. ت مسعود احمدزاده -.اگر بخواهیم بعد از گذشت چندین دهه، یکبار دیگر و این بار کمی عمیق تر و بدور از تعصبات منشی، از گذشته ی مدافعین تئوری مبارزه مسلحانه در ایران بی غرضانه و منصفانه نگاهی بی اندازیم، به این حقیقت و جمعبندی دست خواهیم یافت که گفته ها در حد گفتار باقی ماند و به صحنه ی عمل در نیآمده است و نیروهای معتقد به قهر انقلابی نه تنها قادر نگردیدند تا توده ها را حول شعارهای رادیکال گرد آورنند؛ حتی در بسیج و سازماندهی نیروهای خویش از گزند نیروهای ارتجاع غافل ماندند. سازمان مدافع ی تئوری قهر انقلابی بدلیل برداشت های نادرست در درون، از جوهره ی تعرض پرولتری بدور گشت. این نیروها بهمراه دیگر تفکرات اپورتونیستی در فضای آشفته بازار سیاسی آنزمان، از رادیکالیزه نمودن مبارزات کارگران و زحمتکشان بدور مانده و سیاست تدافعی را در قبال ارگانهای سرکوب اتخاذ نمودند. درک نادرست از پیوند نظر و عمل و به تبع از آن عدم انطباق بموقع و صحیح کار آشکار سیاسی و مخفی در دوران هرج و مرج جامعه، گام بگام آنانرا به عقب راند و آنها را از انجام وظایف عملی شان بدور ساخت. بی تردید در این میان دهها سئوال میتواند طرح گردد که آیا اساساً در دوران هرج و مرج و در دورانی که میلیونها تن از توده های ستمدیده کاملاً به ماهیت رژیم جمهوری اسلامی پی نبرده و بموازات آن سازمانهای سیاسی بدلیل عدم تجربه ی شان از خیزشهای عظیم توده ای بدنباله رو رژیم تبدیل گشته بودند، کاربست این روش مبارزاتی میتوانست مادیت یابد در حالیکه توده ها نسبت به ماهیت رژیم جمهوری اسلامی متوهم بودند؟پاسخ مارکسیستی به سئوالات فوق و دهها سئوال مشابه در این است که وظیفه ی کمونیست ها و پیروان جدی راه انقلاب و دگرگونی بنیادی در جامعه همواره در توضیح و تشریح واقعیات – تحت هر شرایطی - و به تبع از آن کاربست عملی آنها می باشد. این درست است که در تعیین هر تاکتیکی مبارزاتی باید بر روح و روان توده ها دقت و توجه ی لازمه را بخرج داد، امّا دقت و توجه به وضعیت روانی جامعه و توده ها نباید بمعنای عقب نشینی تاکتیک سازمانی تلقی گشته در حالیکه در همان زمان ارگانهای مسلح رژیم در هر کوی و برزنی چماق سرکوب را در دست گرفته و روزانه صدها نفر را دستگیر، شکنجه و بخاک و خون می کشاندند. در چنین وضعیتی نمیتوان به بهانه ی توهم از رژیم جدید، سیاست تدافعی را اتخاذ نمود. ذات رژیمهای سرمایه داری در توهم پراکنی است. آنان بدلیل در دست داشتن تمامی ارتباطات جمعی بر امواج جامعه سوارند. خطای فاحشی که مدعیان راه قهر انقلابی بدان مرتکب شدند و بر اساس آن از حرکت های عملی فعال، خود را بدور نگه داشتند. جمهوری اسلامی در همان آغاز سیاست سرکوب را در عرصه های متفاوت بکار بسته است. خلق کرد را به توپ بست، خلق ترکمن و عرب را بخاک و خون کشاند. مبارزات کارگری را سرکوب نموده است. زنان را به بهانه های گوناگون از همان اوان از کار بیکار ساخت و تور پلیسی اش را در هر کوچه و پس کوچه ای بطور گسترده علیه سازمانهای انقلابی پهن و در یک کلام به تمامی طبقات، اقشار و صنف حمله نموده است. آیا وجود اینگونه موارد عریان و خشن بخودی خود نمی توانست ملاکی بر ماهیت دیکتاتور و سرکوب منشانه ی رژیم تلقی گردد و سازمان مدافع ی قهر انقلابی بجای فرصت دادن به رژیم سراپا مسلح، تعرض را پیشه ی خود می ساخت؟ آیا نمی بایست در مقابل تئوری و تئوری پردازانی که سعی می نمودند تا با ارائه ی تحلیل های مشعشعانه ای همچون دولت "خرده بورژوازی سنتی"، "بورژوازی ملی و لیبرال"، "کاست روحانیت" و غیره خاک بچشم توده ها می پاشیدند، با پراتیک شان بوظایف تاریخی خویش عمل می نمودند؟بر اساس چنین واقعیاتی و بر مبنای ارائه ی تحلیل از رژیم جمهوری اسلامی بعنوان رژیم وابسته بامپریالیسم که تنها و تنها بیاری سلاح قادر به حکومت می باشد، انتخاب راه و روشی بغیر از بکارگیری قهر انقلابی ناممکن بوده و می باشد. عدول و فاصله گیری از چنین سیاستی بمعنای دوری از واقعیات و پاسخگوئی عملی به منافع و خواسته های توده های ستمدیده تلقی میگردد. همانگونه که پیش تر اشاره شده است اگر چه مدافعین تئوری قهر انقلابی – چریکهای فدائی خلق ایران - توانستند سیاست و خطوط کلی نظری خویش را در حول و حوش ماهیت دولت بدرستی توضیح دهند؛ امّا بدلیل انتخاب ناصحیح تاکتیک سازمانی و سازماندهی قادر نگردیدند تا آنرا با شرایط جدید منطبق سازنند. از منظر مارکسیست – لنینیست ها بیان و تشریح واقعیات بخشی از وظایفی است که بر دوش همه ی انسانها و نیروهای آزادیخواه قرار دارد؛ ولی بخش مهم و اعظم آن در اجرای عملی آنها بمنظور بسیج توده ها تعریف میگردد. سیاستی که مدعیان تئوری مبارزه مسلحانه – چریکهای فدائی خلق - با آن فاصله گرفته و باید مورد بازنگری دقیق قرار گیرد. در اینجا ضروری است و جای دارد تا در بررسی کارکردهای مدافعین تئوری مبارزه مسلحانه به این نکته توجه نمود که در هنگامه ی یورش گسترده و سراسری رژیم جمهوری اسلامی در خرداد 60، در صفوف چفخا نیرویی تحت نام "چریکهای فدائی خلق ایران – ارتش رهائیبخش خلقهای ایران" برهبری رفقا صبوری و حرمتی پور جنگی را در منطقه ی شمال ایران سازمان دادند که بمدت 14 ماه ادامه داشت. جدا از بررسی مجزای چندین ساله ی این جریان باید اشاره نمود که این رفقا توانستند با حرکت در جنگلهای مازندران و با الهام از تئوری مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک جنگی را علیه ارگانهای سرکوب رژیم سازمان دهند که بدلیل نفوذ اپورتونیست و برخوردهای ناسالم و ناصحیح تعدادی از اعضای این سازمان که بعد از جان باختن رفقا صبوری و حرمتی پور صورت گرفته است، پرونده ی حرکت جنگل را بدون ارزیابی واقعی و دقیق و به بهانه ی "نقد و بررسی گذشته" مختومه اعلام نمایند.با این اوصاف اگر بخواهیم با نگاهی واقعی و با وجود فعل و انفعالات گوناگون، من حیث المجوع کارنامه ی مدافعین تئوری مسلحانه را مورد بازنگری قرار دهیم به این حقیقت تلخ دست خواهیم یافت که آنان هم به سرنوشت دیگر جریانات انقلابی دچار گردیده و تنها اعتبارشان در میان توده ها در اتخاذ موضعگیریهای اصولی و ارائه ی تحلیل های سیاسی صحیح از دولت وابسته بامپریالیسم جمهوری اسلامی نهفته می باشد. اگر چریکهای فدائی خلق ایران در دوران خفقان شاهنشاهی با عمل انقلابی خویش نگاه توده های وسیع و میلیونی را به خود جلب نمودند و در صحنه ی عمل رژیم را مورد خطاب قرار میدادند، مدافعین تئوری مبارزه مسلحانه در سالهای بعد از قیام با انتخاب سیاست تدافعی و منفعل، بجای سامان بخشیدن به نیروهای خودی و رادیکالیزه نمودن مبازات توده ها بمانند سایر سازمانهای سیاسی به منطقه ی "امن" – کردستان هجرت نموده و بر سیاست های بی عملی و بی برنامه گی شان تداوم بخشیدند. وجود درک های متفاوت در درون پیرامون چگونگی پیشبرد عملی مبارزه و بموازات آن عدم انطباق تئوری و پراتیک باعث آن گردیده است تا زمینه های مادی این تئوری کمرنگ گردد. فقدان چشم انداز بمنظور گسترش و آغاز جنگ انقلابی، نگاه بی تفاوتانه به جنبش حق طلبانه ی کرد و بی ارتباطی کامل سیاسی با آنان کارنامه ی فعالیت های سیاسی آنانرا تشکیل میدهد. حقیقت آن است که کردستان بعنوان سنگر انقلاب، به سنگر نیروهای بی عمل تبدیل گردیده بود. کردستان برای همه ی سازمانهای سیاسی و همچنین مدافعین تئوری مبارزه مسلحانه - با هر درک و بینشی - به مکان امنی تبدیل گردیده بود که سلاح نه در خدمت بسیج توده ها و گسترش جنگ انقلابی، بلکه بعنوان ابزاری که می بایست بدلیل شرایط ویژه ی منطقه از خود دفاع نمود و هر از چند گاهی با عملیات های بی هدف و نامشخص، به سازمان و موجودیت خویش هویت بخشید، مورد استفاده قرار میگرفت. نتیجتاً بدلیل وجود چنین ادراک بغایت نادرست در درون جنبش کردستان و بدلیل حاکم بودن سیاستهای ناصحیح و ناروشن بر جنبش خلق کرد، جنبش کردستان به سرنوشت دیگر جنبش های اعتراضی نقاط ایران دچار گردیده است.در یک کلام باید گفت که اگر چه تئوری مبارزه مسلحانه با سیاهکل تولد یافت و به همین اعتبار توانست در اعماق جامعه ی ایران نفوذ نماید؛ امّا بدلیل نفوذ اپورتونیزم در دوره های متفاوت و همچنین بدلیل وجود درک های انحرافی از سوی مدافعین آنها نتوانست رسالت تاریخی خویش را در عرصه ی عملی و در دوران حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی بنمایش بگذارد. آنچه از نام "چریک فدائی" بعنوان بازوی مسلح باقی مانده است، تابلوی بناحقی است که در دستان تعداد انگشت شماری قرار گرفته است که حاضر به توضیح تفاوت های بنیادی خود با گذشتگان نمی باشند. با وجود چنین واقعیات تأسف باری نباید و صحیح نیست تا امروزه و بنادرست مدعیان کنونی تئوری مبارزه مسلحانه را با چریکهای فدائی خلق دوران سیاهکل یکسان دانست.اردیبهشت 1385

پیام کمیته مرکزی سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران


با درود فراوان به خلق قهرمان ایران و شهد ا ی راه آزادی
با سپا س از آقای شهرام مسیول وبلاگ عصر اهانت و همچنین با آرزوی موفقیت و سر بلندی برای مسیولین در سا یت های من و پالتا ک _ اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت _ روشنگری _ که درا مر انتشار حقایق و واقعیت های جامعه و انتقاد های سا زنده و مفید و بدون سانسورخود راهی‌ درست و واقعی‌ را در راستا ی مبارزا ت سیاسی‌ و اجتماعی مردم ستمدیده ایران و بویژه برای نسل جوان نشان داده و رهنمود میکنند . و با آرزوی مو فقیت و پیروزی برای گروه ها ی مبارز و مسلح که با مبارز ات مسلحانه خود لرزه بر اندام جمهوری ننگین و کثیف اسلامی‌ اند اخته اند .و با تشکر و سپاس صادقانه از نیروها و گروه ها ی:
ارتش ازدیبخش خلقهای ایران ( سازمان چریکهای فدائی‌ خلق ایران )
مبارزین مسلح در گروه پژ آک
_ مبارزین مسلح بلوچستان _
جنبش واقعی‌ و حقیقی‌ دانشجویان _
همه ‌ رزمندگان در سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران
کمیته مرکزی سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران

عصر اهانت ( ....ادامه ...)


ترس و و اهمه نیروهای مدعی‌ اپوزیسیون
اینکه عنوان کردیم نیروهای مدعی‌ اپوزیسیون از هر چیزی ترس و و اهمه و هراس داشته و در این بین نیزمتاسفانه سانسور و حذف حقا یق در انگیزه ها و تفکرا ت مخرب آنان حرف اول و آخر را زده و میزند حرف گزاف و بیهوده ا ی نیست . زیرا چه بسا این نیروهای مدعی‌ بر واقعییت ها و حقا یقی‌ که صادق ترین و وفادارترین نیروهای درون خود نیز عنوان کرده بودند خط قرمز کشیده و حتی‌ در بیشتر مو اقع نیز آنان را سرکوب کردند . اسناد و دلا یل معتبر در این زمینه فراوان یافت می‌ شود و موجود است . اما در این بین و در اینجا نقش آشکار و با رز این نیروها در امر خارج نمودن افکار عمومی‌ از مسیر اصلی‌ مبارزه و عدم شناساندن نیروهای براستی‌ و بالفطر انقلابی‌ به جامعه ایران و نسل جوان امروزی ( که به نوبه خود نو عی خیانت محسوب میشود) یکی‌ از عوامل عقب ماندگی‌ آنان از جنبش اصیل و خود جوش درون جامعه ما بوده و هست . سالهاست که این گونه نیروها سعی‌ و تلاش میکنند که هر کدام به نوبه خود . خود را بزرگترین و بهترین نیروی سیاسی‌ و مثلا مهمترین اپوزیسیون جدی و خطر ناک در برابر جمهوری اسلامی‌ نشان دهند . و در این زمینه نیز سالهای سال است که به اینگونه قیافه ها و پز های سیاسی‌ ( براستی‌ تیتیش ماما نی‌ و سوسو ل منشانه)خود ادامه داده و هیچ شر م و حیایی‌ نیز نمیشناسند.در سر کو ب حقایق و واقعیت های موجود همینقدر کافی‌ و بس می‌باشد که بگویم آنان حتی‌ از نا م بردن اسامی‌ آن گروه ها یی‌ که ذکر شد در سایت های سر درد اور خود نیز ترس و و اهمه داشته و از عصبانیت به خود می‌ پیچند . جز تعداد معدودی از سایت های خبری چون سایت خبری :روشنگری _ من و پا لتا ک _ اتحادیه وبلاگ نویسان منتقد حکومت _ عصر اهانت _ و چند وب سا یت دیگر مابقی‌ از ترس انکه مبا دا جمهوری ‌ اسلامی‌ و یا شبکه های تبلیغاتی‌ حکومت( نان آنان را آجر )کنند از بردن نام این سازمان ها خود داری کرده و ا شکارا در مسیر خواسته ها و اهداف حکومت گام بر داشتند . همان طور که سیستم سانسور و قیچی‌ اطلاعاتی حکومت سعی‌ فرا و ا ن کرد تا وجود اینگونه نیروها را منکر و مسیر افکار عمومی‌ را به بیراهه سوق دهد نیروهای مدعی‌ نیز در این زمینه سنگ تمام گذاشتند و میگذارند . و من اعتقاد دارم که وجود انگیزه و تفکر غلط سانسور و عدم حقیقت گویی‌ حقایق و واقعیت ها . آن طور که در سازمان مجاهدین خلق _ حزب کمونیست کارگری _ سلطنت طلبا ن نا آگاه _ و فداییا ن خلق ( اکثریت ) وجود داشته و د ارد . در هیچ ادمیزا دی موجود نبو ده و نیست . می‌ توانید به سایت ها و وبلاگ های خبری آنان رجوع کنید و خود شاهد و نا ظر این حقیقت تلخ و نا گوا ر و وحشتناک باشید . که در امر کتمان حقایق و واقعیت ها چه تلاش و کوشش ها که نمیکنند . اما اینگونه ترس و و ا همه و هراس و فرار از حقایق تا به کی‌ و تا به کجا ؟ و برای چه ؟ مگر میشود با سانسور وکتما ن حقایق به زندگی‌ سیاسی‌ ادامه داد . و مدعی‌ هم شد که مخالف ( سانسور و حکومت) هستید ؟

شهرام
_________________________

عصر اهانت ( ....ادامه ...)

سازمان مخفی جوانا ن مسلح ایران

بی‌ شک و تردید کسانی‌ که اوایل انقلاب ویا حوادث و اتفاقا ت بعد از آن را دیده و مشاهده کرده اند خصوصا این نسل سوخته که متاسفانه مشکلات و بدبختیهای موجود را با صبر و تحمل فراوان پشت سرگذ ا شته و هم چنان در اوج نابسامانیهای اجتماعی به زندگی‌ دردناک خود ادامه میدهند . از یک طرف شاهد بدترین و شدیدترین رفتار های ضد انسانی‌ سیستم حا کمه بوده اما از طرفی‌ نیز و به نظر من بدتر از همه این رفتار ها ی وحشیانه .شاهد تنها گذاشتن این نسل از طرف نیروهای اپوزیسیون درنده و ما فیا یی‌ بود .شاید بریدن این نسل از مسائل سیاسی‌ مربوط به جامعه یمان را بتوان از نفرت و انزجا ر آنان عنوان کرد . شاید بتوان گفت که نسل جوان دیگر تحمل با ندباز یها و کثافت با زی ها ی مختص و موجود در نیروها ی اپو زیسیون را نداشته و ندارد . و شاید نیز بتوان به این نسل انواع و اقسام اهانتها و انگ های بی‌ مورد زد .آنان را بی جربزه _ ترسو _ بزدل _ بی‌ غیرت _ بی‌ تعصب _ بی‌ تفاوت _ سر گردا ن و پریشان _ نا آگاه و نادان . و و و.... به حساب اورد . اما نامردیهاو خیانتهای ضد اجتماعی و کاملاضد این نسل‌ و از پشت خنجر زدن بر پیکره این نسل توسط نیروهای حر اف و بی‌ مصرف وبی‌ منطق را چه باید نامید؟ چنین نیروی کاملا مسخره و بی‌ شرم و حیا و بی‌ منطقی‌ که تحت عنوان نیروی به اصطلاح اپوزیسیون به حیا ت زالو صفتا نه و مفت خوری خود انهم با مایه گذاشتن از سر مایه و بودجه ملی‌ همین نسل ادامه داده و متاسفانه به ما نند جمهوری اسلامی‌ هیچ ترحم و مهری نسبت به این نسل از خود نشان نداده و نمیدهند . وحتی‌ برایشا ن هیچ تفاوت و فرقی‌ نمیکند که روزی چند جوان بدبخت و بیچاره و بیگناه بالای چوبه دا ر ا ویز ان _ا عد ام و یا تیر بارا ن شده یا حتی خود را کشته و حلق اویز میکنند و این نیروی به اصطلاح ( مزخرف اپوزیسیون ما)به مانند کفتار های پیر و گرسنه منتظر خبر های دست اول بوده ونا بودی تدریجی‌ و زجر اور این نسل را خواهان و خواستار شده تا شاهدین اصلی‌ خیانت ها و دجالی‌ های سیاسی‌ چندین ساله خود رابه خاک سپرده و لاپوشانی‌ کنند و بنگاهها ی‌ تبلیغاتی‌ و خبری خود را گرم نگاه دارند . چه باید نامید؟ با چنین حا ل و روز پریشان و درب و داغو ن و افتضاحی که اپو زیسیون ایرانی‌ داشته و دارد . بی‌ شک و تردید هر آدم عا قل و منطقی‌ و فکوری همان ابتدا عطا ی آنان را به لقای مبارکشان بخشیده و جان خود را نجات میدهد . مگر در برابر این همه جنایت و قتل و کشتار و نا بودی این نسل چه ( غلطی‌ ) کردند؟ که امروزه بتوان از آنان انتظار نو و جدید داشت . هیچ اپوزیسیونی‌ در دنیای فعلی‌ به اندازه اپوزیسیون موجودایرانی‌ مسخره و کمدی و احمق و نادان نبوده و نیست . فریب آنان را نخوریم . باید نیرو یی دیگر و براستی‌ اپوزیسیون واقعی‌ را ایجاد کنیم انهم به توسط همین نسل سوخته و نسل جوان امروزی و بدور از غوغا سالاریهای ناجوانمردانه اپوزیسیون مفت خور بی‌ عمل و بی‌ منطق ‌. هنگامی‌ که مدعیان سیبیل کلفت فدائی‌ و کمو نیست های فلسفه با ف با انهمه ادعا های بی‌ پرنسیبانه خود این نسل را در اوج بدبختیها و بیچارگیهای روزمره یشا ن تنها گذ اشته و نا مردانه و ناجوانمردانه به آنان خیانت ورزیدند. از آقایا ن مسعود رجوی ها و رضا پهلوی ها و احزاب من در اوردی چو ن حزب کمونیست کارگری ها و سازمانهای به مانندقا رچ ها ی‌ سمی‌ و علفهای هرز چه انتظاری میتوان داشت . ؟؟؟ آشکار و بارز و مسلم است که حتی‌ در خوشبینانه ترین حالت نیز اعتماد کردن به چنین نیروهایی‌ اشتباهی فاحش و محض بوده و عمر مبارک خود را هدر خواهیم داد . و در چنین وضعییتی است که هواداران و طرفداران این نیروها از آنان بریده و خود به فعالیت ادامه می‌ دهند . طرفداران و اعضای سازمان مخفی‌ جوان مسلح نیز به مانند دیگر طرفداران و هواداران این گونه نیروهای بی‌ عمل بعد از سالها انتظار و چشم بر اه بودن برای یک عمل و حرکت کارساز از طرف اپوزیسیون فراری فدائی‌ وارد میدان کارزار و مبارزا ت سیاسی‌ مختص خود شد

.( گفتار زیر برداشت و تجربه من از گفته ها و نوشته های این سازمان در وبلاگ سیاسی‌ این سازمان و همچنین تماس ها یی است که از طریق ایمیل با این سازمان بر قرار کردم . نه چیز دیگر . )

آنچه که سالها بر سر جنبشی‌ به نام جنبش پیشتا زفدائی‌ امد و می‌ آید اگر براستی‌ در امر این اتفاقا ت و حوادثی‌ که به وقوع پیوست دقت و توجه کنیم . به این باور و نتیجه خوا هیم رسید که آن طور که خو د مسیو لین این سازمان خصوصا بعد از انقلاب پنجاه و هفت به این جنبش و سازمان ضربه های کاری وار دنموده و خیانت ورزیدندجمهوری اسلامی‌ وارد نساخت و نکرد. سالهاست که اینگونه رهبران و مسیولین و کادر های مرکزی این سازمان و سازمانهای هم طیف فدائی‌ چنان خانواده های اعد امیا ن و کشته شدگان و حتی بازماندگان این کشته شدگان و فرزندان آنان را تنها گذاشتند که هیچ بنی‌ البشری چنین عمل و کاری را تا بحال انجام نداده است . در بین بسیاری از بازماندگان کشته شدگان و قربانیان سیاسی‌ چه بسا چنین انگیزه ای در آنان بارور شده بود که انتقام خون های ریخته شده اعضای خا نوا ده خود را .با دست خود بگیرند .اگر بیا د داشته باشیم در سال هزارو سیصد و هفتا دیا هفتاد و یک علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجا نی صحنه ترور ساختگی‌ از خود به وجود آورد و آن را بر گردن سازمان فدائی‌ و عا مل تیر اندازی را نیز از اعضای منزوی شده و بریده سازمان فدائی‌ معرفی‌ کرد در حالی‌ که واقعییت چیز دیگری بود آن زمان هاشمی‌ رفسنجا نی‌ براستی‌ از طرف این سازمان یعنی‌ سازمان مخفی‌ در طرح و پروژه ترور این سازمان قرار داشت . اما خالی‌ کردن عقده ها و کینه ها و نفر تهای تلنبار شده به مدت طولانی و ‌سالهای سال به ویژه به قتل رسیدن و کشتن عزیزان و والدینشان و از طرفی‌ مخصوصا بعد از واقعه کشتار نویسندگان و روشنفکران و قتل خانواده فروهر ها و از همه مهمترحادثه هیجده تیرکوی دانشگاه در تهران که گویا تعدا دی از کشته شدگان دانشجو از بد حادثه با این سازمان ارتباط و برای این سازمان فعالیت میکردند این حس و انتقام به او ج خود رسیده و این سازمان از حالت گفتار و بحث به مرحله‌ عمل و مبارزه مسلحانه روی می‌ آورد . و در همان روز تعدادی از مامورین اطلاعاتی‌ و نیروهای معروف به لباس شخصیها را ناکام میکنند. و بعد از آن نیزنامه های تهدید امیز خود را ابتدا به سران و مسولین بالا مقام نظام مانند دادستان ها و قاضیها و استا نداران و فرماندهان نظامی و مخصوصا به وزارت اطلاعات کشور ارسال کرده و آنگاه وارد مرحله عملیاتی‌ خود میشوند . در طی‌ سه سال گذشته نیز دست به عملیات های دیگر چریکی‌ زده که آخرین عملیات آنها را می‌توان ترور چند قاضی‌ مانند قاضی‌ مقدس را عنوان کرد . دلیل ترور این قاضی‌ نیز بر طبق گفته ها و توضیح آنان صدور حکم اعدا م تعدادی از دانشجویان قبل از حادثه کو ی دانشگاه از طرف این قاضی‌ وهمچنین شرکت این قاضی‌ در کشتن و اعد ام تعداد زیادی از قربانیان و مقتولان سیاسی‌ در زندانهاو نقش مستقیم این قاضی‌ در تیر خلاص زدن به دو زن و شو هر از فدائیان در سال شصت و پنج و زور گیری های مادی و پولی‌ کلان این قاضی ا ز بسیاری از خانواده های‌ بی‌ بضا عت که پرونده حقوقی‌ آنان زیر دست ایشان بود .حدود چهار ماه قبل نیز فرمانده گردان عا شورا در شهر سرا وان را و گویا اینباراین سازمان با همکاری مبارزین مسلح بلو چستا ن ترور کرده و مسولیت آن را نیز بر عهده گرفته اند. اگر در حال حاضر به شیوه عمل آن تعداد از سازمانهای نامبرده شده نگاهی‌ بیندازیم در خواهیم یافت که آنان بدون توجه به یاوه سرایی‌ های نیروهای مدعی‌ اپوزیسیون بی‌ حرکت و ما فیا یی علنا در درون جامعه و در داخل کشور به مبارزا ت سیاسی‌ خود ادامه می‌ دهند . نه در خارج از کشور .اما متاسفانه وزارت اطلاعات کشور جهت ضربه زدن به این نیروها و همچنین به این سازمان که مخفیانه ضربا ت خود را بر پیکره رو به ریزش حکومت وارد می‌ سازد و از لحاظ اجتماعی نیز گویا مو فق شده اند جایگاه خوب و مناسبی‌ را در بین مردم و مخصوصا در بین جوانان و دانشجویان که تشنه انتقام و خالی‌ کردن عقده ها و نفرت های مالامال و تلنبار شده در طی‌ این سالها هستندبه وجود بیاورند هر از چند گاهی‌ تعدا دی از مامورین و تخریب کنندگا ن شخصیتی‌ خود را در لباس افراد چپ و یا مثلا زندانیان زن سیاسی‌ و یا نویسندگان مخالف حکومت انهم در لباس چپ را روانه بازار مکا ره اپوزیسیون (خوش باور و ها لو صفت ) کرده و قصد شناسایی‌ ا عضا و نفرا ت اینگونه سازمان ها را دا رد . که نمونه اخیر این گونه افراد جعلی‌ و شخصیت تخریب کن را می‌ توان از خا نمی‌ به نا م نسترن بهکیش به میان آورد . که تا دیروز خود را به ریسمان پوسیده جبهه دوم خردادی ها اویزان کرده بود . و بر طبق خوا سته آقای خاتمی‌ به درون جنبش واقعی‌ زنان در داخل کشور نفوذو همچنین جهت شناسایی‌ دانشجویان مبارز و آزادی خواه و فعالان سیاسی‌ با وزارت اطلاعات کشور همکاری و سنگ تمام گذشته است . در حالی‌ که باید واقعیت ها را پذیرفت . با تخریب چهره ها و شخصیت های واقعی‌ و مبارزین این کشور نمی‌توان خود و ملت را فریب داد . مردم خود به مراتب بهتر و بیشتر می‌ دا نند و میفهمند که چه کسانی‌ برای ازادی واقعی‌ ایران مبارزه و زحمت میکشند . و برای انکه ما نیز فریب هیچ کدام از نیروهای دغل بازو حقه باز و مکا ر و حیله گر موجود در ا پوزیسیون بی‌ فایده و چلا ق و فلج شده و خیا لی‌ را نخوریم . باید و لازم و ضروری ست که از آنان فاصله گرفته و ما نیز عطا یشا ن را برای ا بدیت به لقایشان ببخشیم . تشکیل یک نیروی جدید و قوی و کاملا جوان را داده و پا به پای مبارزین واقعی‌ این مرزو بوم به مبارز ا ت سیا سی‌ _ اجتما عی‌ _ فر هنگی‌ خود تا رسیدن به ازادی واقعی‌ ادامه دهیم . حتی‌ اگر شد با جنگ مسلحانه و با به دست گرفتن ا سلحه . فراموش نکنیم که ما قویتر از حکومت هستیم
.شهرام

Thursday, April 20, 2006

(.. از وبلاگ عصر اهانت ..(ادامه

گروه پژ اک :

منطقه کردستان همواره جایگاه کسانی‌ بود که به دلیل فرار از چنگ هر دو حکومت جنایت پیشه و ستمگر اجبارا دست به سلاح برده و مسلح می‌ شدند . این منطقه به صرف شرایط جغرافیا یی‌ خصوصا وجود اماکن و پناهگاههای مخفی‌ جایگاه بسیاری از مبارزینی‌ بوده و هست که اجبارا به مبارزه مسلحانه دست زده و از خود دفاع میکردنند و می‌ کنند . بسیاری از همین نیروهای ما فیا یی‌ امروزی ما نیز برای مدتی‌ کوتاه این منطقه را ماوا و مرکز ثقل و انتقالا ت خود قرار داده بودند. ومتا سفا نه به جای انکه بدرستی‌ و فقط در جهت و راستا ی مبارزا ت سیاسی و اجتماعی خود یا مثلا برای آزادی ایران از این منطقه استفاده و بهره بردا ری کنند هر کدامشان به نوبه و به سبک و شیوه خود این منطقه را جو لا نگا ه اعما ل ما فیا یی‌ خود کرده بودند . بخش سلطنت طلبا ن که برای مدتی‌ اشکارا و علنا به اسم مبارزه سیاسی‌ به رد و بدل کردن قاچاق مواد مخدر و تریاک مشغول شده بود . و با این کثافت باز ی های مختص خود چه بسا بسیاری از افسران و نظامیا ن شجاع را به قربانگاه فرستاد . سازمانهای مدعی فدائی‌ که کلا به جا ی انکه به مبارزه مسلحانه بر علیه نیروهای حکومت بپر دا زند . بر روی هم شلیک میکردند حادثه گا پیلون که توسط گروه فدائیان اقلیت به وقوع پیوست نمونه بارز آن است که رفیق به روی رفیق شلیک میکرد . حزب دموکرات کردستان با حزب کو مله و مجددا این حزب مثلا با گروه و نیروها ی حزب دیگر درگیر میشد . پ کا کا به همه ضربه میزد . حزب کمونیست ایران علم شنگه ایی‌ دیگر راه می‌ انداخت . گروهها ی فدائی‌ که دیگر محل و مکان خوبی‌ برای تیکه پاره شدن و انگ و بر چسب زدن به هم مسابقه گذ اشته و رقابت داشتند . مسخره بازیهای سیاسی‌ که بیا و ببین . اما باز در این بین سه گروه از بین و میان این آشفته بازار سر بلند بیرون امد ند. سازمان کومله _ کردهای مبارز و واقعی‌ و سازمان فدائی‌ به نام ارتش ازدیبخش خلقهای ایران . مابقی‌ هر کدام از خود لکه ننگی‌ پاک نشدنی‌ به جا ی گذاشتند . گروه پژ اک که افراد کرد وایرانی‌ تبارآن سالها در پ کا کا مبارزه میکردند . امروز همان افراد مبارزا ت مسلحانه خود را بار دیگر و مجدد ا در خاک ایران گسترش و ادامه میدهند .و به اعتقاد خودم بهترین کار و عمل ممکن در جهت مبارز ات سیاسی‌ را انجام داده زیرا منطقه کردستان بعد از سالها اشفته با ز ار سیاسی‌ که نیروهای مافیایی‌ و ا پو زیسیون متقلب ایرانی‌ بوجود اورده بودند به این گونه نیروها و مبارزین احتیاج و لازم داشت . وخو شبختا نه با حضور به موقع خود نیرو و انرژی تازه ای‌ به جوانانی‌ که سالهای‌ سا ل زیر ستم و زور سیستم حاکمه فعلی‌ بودند داد .

چریکهای مسلح بلوچستان :

سالهاست که مبلغان و شیپور چیان فرهنگی‌ حکومت سعی‌ و تلاش میکنند تا جوانانی‌ که هر کدام از آنان به نوبه خود از چنگ با ندهاو دسته های تبهکار و ادمکش موجود در سیستم فعلی‌ جمهوری اسلامی‌ مانند وزارت اطلاعات _ دادگاههای اسلامی‌ _ سپاه پاسداران _ لباس شخصی‌ ها _ گروهها ی فشار و و.... فرار و خود را به گروه کاملا سیاسی‌ و مبارز به نام چریکهای مسلح بلوچستان برسانند انگ و بر چسب های غیر مانند قاچاق چیا ن مواد مخدر و یا اشرار نسبت دهند . غافل از انکه ترس و و ا همه و هراس دارند که بگویند اکثریت افراد و نیروهای موجود در این گروه جوانانی‌ هستند که از ر ای های صادره از طرف دادگاههای فاشیستی‌ مذهبی‌ فرار کرده و مسلح شده اند . اکثریت آنان اتفاقا تحصیل کردگان و دانشجویان فراری از چنگ نیروهای ادمکش و تبهکا ر ان اسلامی‌ می‌ باشند . آیا باز می‌ توان آنان را قاچاقچی‌ و یا اشرار نامید؟ آیا ما فیا ی قا چاق مواد مخدر که در اصل مسولین و سران این حکومت سر دمدا را ن و سر دسته گا ن و کارگردانا ن اصلی‌ آن می‌ باشند حرف و حدیث سیاسی‌ میزنند ؟ کار سیاسی‌ انجام میدهند ؟ رفتار های کاملا سیاسی‌ از خود نشان میدهند ؟ هیچ کدام از کردار ها و منش ها و ا اعما ل و رفتار های این گروه مبارز حتی برای یک با ر برای انتقال مواد مخدر و یا پخش آن نبود که بما ند درست بر خلاف آن و در جهت نابودی این مخرب اجتماع بو ده و هست . این گروه در حقیقت با با ندهای قاچاق مواد مخدر که دست هر کدام از انان در دست نمایند گا ن موجود در مجلس اسلامی‌ می‌ باشد مبارزه می‌ کنند . و برای دست یابی‌ به حق و حقوق انسانی‌ و نژاد ی و فرهنگ منطقه ای خود .

.جنبش دانشجویان

در مورد جنبش دانشجویی‌ ایران اگر کلیه گذشته این جنبش را به چالش کشیده و با تیز بینی‌ و دقت و با وسواس شدید به زیر ذره بین سیا سی‌ خود برده و با نگرشی‌ عمیق به آن نگاه کنیم در خوا هیم یافت که همواره دانشجویان و دانش اموختگا نی‌ این گونه جنبش های رو شنفکر انه را رهبری و هدایت میکردند که انگیزه ای کاملا چپگرایانه داشته و درست بر خلاف سیستم های موجود گا م بر مید اشتند. چه در حال حاضر و چه در سیستم زور و ستم شاهنشاهی‌ . متاسفانه نسل جوان و امروزی ما هنوز به این جنبش با تفکری درست و واقع بینانه نگاه نمیکند . از نظر آنان گویا رهبران و مسولین و یا زحمت کشان واقعی‌ این جنبش افراد ی چون منوچهر محمدی ها و طبرزدی ها و یا افرادی چون اکبر گنجی‌ ها و حجاریانها و مهاجرانیهاو شمس الواعضین ها و دهها جاسوس و عا مل نفوذی و مامورین سه جا نبه دیگر میباشند . و متا سفا نه سیستم تبلیغاتی‌ و تحت نظر و کاملا سانسورچی‌ که جمهوری اسلامی‌ در اختیار خود دارد . هر آنچه که باب طبع خود بوده و هست به خورد ملت و نسل جوان داده و متا سفا نه سازما ن هایی‌ چون سازمان مجا هدین خلق ایران نیز در این مورد آب در اسیا ب دشمن ریخته و ماشین و دستگاه تبلیغاتی‌ دشمن را گرمتر و به مراتب بهتر و بیشتر روشن نگه میدار ند . در حالی‌ که باید اعتراف کرد رهبران واقعی‌ این جنبش اکثریت آنان قبل از همان حادثه کوی دانشگاه حکم اعدام‌ آنان از طرف دادستانهای جوان چون قاضی‌ مرتضوی ها و یا قاضی‌ مقدس ها صادر و یااز طبقه چهارم وپنجم خو ابگا هها یشان به نا م قربانیان ( یا زهرا ) به زمین پرت شده و جان خود را از دست داده اند و یا فعالان واقعی‌ این جنبش خود را به صفوف گروهها یی‌ رساندند که در حال حاضر مبارزه مسلحانه می‌ کنند . و ا پو زیسیون ما فیا یی ما هر کدام سعی‌ کردند که این جنبش را به خود اختصاص بدهند . در حالی‌ که براستی‌ هیچ کدامشان هیچ نقشی‌ در این زمینه نداشته که هیچ تازه خیانت نیز روا داشته اند . و بیشترین سهم ممکن در امر خیانت نیز نسیب سلطنت طلبا ن و مجاهدین خلق شده است .

سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران

( سازمان چریکهای فدائی‌ خلق ایران )
عنوان کردم که شاید تنها سازمان و گروهی‌ که از بین طیفهای مختلف فدائی‌ با ابرو و حیثیت کامل و با سر بلندی از حوادث مختلف چه در درون جامعه و چه در حوادثی‌ چون جنگ کردستان بیرون امد . چریکهای فدائی‌ خلق ( گروه خانم اشرف دهقان) _ و از همه اینها مهمتر ارتش رهائی‌ بخش خلق ها ی‌ ایران بود . چرا که اکثر مسیولین و یا اعضا وافراد این سازمان شجا عا نه به ما نند رهبران و بنیانگذاران سازمانشان در درگیری های خیابانی‌ و نبرد های مسلحانه جان خود را از دست داده و یا بعد از وارد نمودن ضربا سخت و غیر قابل جبران بر پیکره رژیم اسلامی‌ از کشورخارج شده و در خارج از کشور نیز اسیر د ام ایو زیسیون ما فیا یی‌ ایرانی‌ نشده و فریب آن را نخورده اند .مابقی‌ گروهها ی‌ سیاسی‌ به اسم و نام فدائی‌ برا ستی‌ ( تر و زه سیاسی‌) زده و می‌ زنند . باز با وجود این دو گروه نامبرده شده گروه تازه ا ی که بعد از سالها فعالیت های مخفیانه با جمهوری اسلامی‌ مبارزه ای‌ جدی و کاملا قهر امیز انجام می‌ دهد. سازمان مخفی‌ جوان مسلح ایران می‌ باشد . که در اصل در این سازمان د واتیشه ها و متعصبین براستی‌ فدائی‌ عضو و فعالیت می‌ کنند . ترور های اخیر چند قاضی‌ از قاضی‌ های جمهوری اسلامی‌ و دادستانها و مسولین حکومتی‌ کار عملیاتی‌ و چریکی‌ این سازمان بوده که انجام دادند . اما باز از طرف نیروهای ما فیا یی و ا پو زیسیون خطر نا ک ایرانی‌ به این سازمان انگ و نسبت های نا روا وارد شد .
( ....ادامه ...)

Monday, April 17, 2006

(ادامه.).. ..عصر اهانت

شاید هیچ جنبش و یا حرکت سیاسی‌ و اجتماعی‌ در تاریخ ایران به خصوص در طی‌ پنجاه سال گذشته به اندازه جنبش فدائی‌ نوپا و پویا و از همه مهمتر میهنی‌ و داخلی‌ ودر نوع خود اصیل نبود .
بنیا نگذ اران این جنبش و تفکر که اکثرا از تحصیلکردگان و دانشجویان در سطح های بالای دانشگاهی‌ و اموزشهای عا لی‌ بودند .در اوج خفقان و سرکوب و فشارهای اجتماعی‌ پلیسی‌ که سیستم شاهنشاهی‌ بوجود اورده بودوبا قدرت نظامی‌ خو د اعلا م میکرد که منطقه . منطقهٔ امن بوده و خود را پلیس منطقه معرفی‌ میکرد .با درا یت و هوشیاری خود را از حزب توده جدا و جنبش نوینی‌ را آغاز کردند . با عملیات های چریکی‌ در خیابانها و ترور سران و فرماندهان نظامی‌ چون تیمسارها و ارتشبد ها و سرلشکرها که اکثر آنان با سازمان اطلاعات انزما ن یعنی‌ ساواک شاه در ارتباطی‌ تنگاتنگ بودند و مخصوصا با یک حمله چریکی‌ نظامی‌ در منطقهٔ سیاهکل استان گیلان خود را به جامعه انروز ایران شناساند. بعد از انقلاب متاسفانه تعدادی از بی تجربه هاو بگفته‌ بسیاری از طرفداران و هواداران این جنبش . بدلیل نبود یک رهبری درست و حسابی‌ و سو استفاده تعدادی از فرصت طلبا ن سیاسی‌ این جنبش و این سازمان به چندین قسمت تقسیم شد. به اعتقاد شخص خودم تنها دو یا سه گروه اصلی‌ و واقعی‌ بودند که ادامه دهنده واقعی‌خط و خطوط و مشی‌ بنیانگذاران این سازمان بودند و به رهبران سیاسی‌ خود وفادارما ندند که شناخته تر و سر موضعی‌ تر از همه گروه ارتش ازادی بخش ایران و چریکهای فدائی‌ خلق ایران به رهبری خانم اشرف دهقان بود.دیگر گروهها و سازما نهای دیگر با اسم و نام فدائی‌ جز به مانند قارچهای سمی‌ و علفهای هرزی که یکشبه رشد کرده بودند چیز دیگری نبودند. از بین این قارچها و علفهای هرز شاید بدتر و خاین تر و در امر چاپلوسی‌ و دستمال بدستی‌ سیاسی‌ از گروه و با ند خطرناک و خطر ساز فدائیان اکثریتی‌ هیچ گروه دیگری نبوده و نیست و تاریخ و اینده ایران نیز تا بحا ل به چشم خود نه دیده بود و نه خواهد دید. این گروه رذالت و در یوزگی‌ خود را تا بدانجا رساند ه بود که علاوه بربازی کردن نقش میسیونرهای‌ ‌مذهبی‌ برای اقایانی‌ چون لاجوردیها و بهشتیها و رجایی هاو باهنر ها. رهبری این گروه آقای فرخ نگهدار علنا دستور ایجاد سفره عقد و ازدواج بین زنان و دختران در این سازمان و بازجویان و شکنجه گرا ن و برادران پاسدار و کمیته چی‌ که اکثرا شهوتران و بو الهوس تشریف داشتند داد .از یک طرف بسیاری از مبارزین وشجا عان در زندانها و سیاهچالها ی جمهوری زندانها بر سر عقاید سیاسی‌ خود مقاومت و ایستادگی‌ میکردند. و از طرفی‌ دیگر زنان و دختران تازه مسلما ن و خواهر حجابی‌ شده در گروه فداییا ن اکثریت بر طبق دستورات و فرمایشات رهبرشان به عقد و صیغه برادران پاسدار و حتی‌ وسیله ای جهت عیش و نوش ها ی شبانه فلا ن حا ج آقا و یا فلا ن ایت الله والا مقام میشدند. چه بسا دیده شده و از طرف خود زندانیا ن آن زمان نیز بازگو شده است که علنا خود این افراد نقش یک بازجو و شکنجه گر را در برابر رفقای‌ خود که هنوز سر موضعی‌ بودند با زی و حتی‌ در اعدا م و تیر خلاص زدن به رفیق تیرباران شده نیز شرکت میکردند . و همه این کثافت باز ی های خود را نیز با اسم و نام فدائی‌ به نمایش گذاشته و هیچ شرم وحیا یی نیز نمیشنا ختند.
در حالی‌ که گروهها ی براستی‌ مبارز چون ارتش رها یی بخش خلقهای ایران _ چریکهای فدائی‌ خلق _ کومله _ جنبش خلق ترکمن _ ما یویستها و سربداران _با قا طعیت تمام در مقابل یورش ارتجاع نو ظهور و بی‌ ترحم مقاومت و مبارزه مسلحانه میکردند تا شر این موجود ناخلف را از سر ملت کم کنند . با ند مافیایی‌ و تبهکار اکثریت با خائنا نه ترین شیوه ممکن جایگاه مبارزین و انبار اسلحه ها و تجهیزات نظامی‌ را به نیروهای حکومتی‌ نشان میدادند . این گروه نیز با آن رهبر معتاد و الکلی‌ شده خود ادعای اپوزیسیون بودن می‌کند .انهم چه اپوزیسیونی‌ . سازمان مجاهدین خلق ایران را هم که دیگر همه ما حا ل و روزش را میبینیم . و نیا زی به بازگویی‌ مجددنیست . بخش سلطنت طلبا ن نیز متاسفانه دست کمی‌ از این گرو هها و نیروهای مافیا یی ندارد که هیچ وجای خود بماند. دست همه آنان را از پشت بسته و به یک یک آنان گفته است زکی‌ ؟؟؟؟
گروههاو سازمانها و انجمن ها و کمیته ها و جنبشهای دو روز پیش به دنیا آمده نیز با شیطنت های خاص و ویژه خود و هر کدام برای خود بد جور سنگ حکومت فعلی‌ را بر سینه خود زده و بی پروا و بی‌ هیچ شرم و خجالتی‌ دایه‌ مهربانتر از مادر شده اند.
احزاب بی درو پیکری چون حزب کمونیست کارگری حکمتیسم نیز که ( خوشبختانه) هر روز برای خود ارتش و گا رد آزادی و لشکر و پیاده نظام کارگری انهم با تقلید از (سازمان مخفی‌ جوانان) و برای اینکه ادای این سازمان را در آورد . و عقب نیفتد. یک شبه تولید و تمام خاک کردستان را به محاصره کامل خود در میاورد . خالی بند تر از این حزب در دنیای سیاسی‌ وجود ندارد .
در حال حاضر و در شرایط فعلی‌ حکومت اسلامی‌ بر چهارنیروی عمده توجه دقیق و کاملا از این چهار گروه و جریان سیاسی‌ ترس و وحشت و هراس دارد . گروه مبارزین کردهای‌ ایرانی‌ در کردستان ایران ( پژا ک) _ چریکهای مبارز و مسلح بلوچستان _ جنبش دانشجویان _ و سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران

Sunday, April 16, 2006

(.. از وبلاگ عصر اهانت ..(ادامه

مخلوط کردن ایدیو لو ژ ی کمونیسم حزب توده و مذهب و تفکرا ت
نوظهور اسلامی‌ در امر ایجاد یک جامعه مثلا ضد امپریالیستی‌ و انقلابی‌که بتواند پاسخگو ی بسیاری از طرفداران این حزب و جمهوری اسلامی‌ بود ه و از طرفی‌ نیز این حزب بتواند دستورا ت دیکته شده کاخ کرملین در مسکو را بر اورد ه سازد اشکارا و بدون هیچ شرم و حیایی‌ در مقابل مبارزین و گروه هایی‌ که از همان ابتدای کار با منش و ماهییت و فطرت خمینی‌ و د ارو دسته اش آشنا شده و اگاهی‌ کامل داشتند که این پدیده نوظهور تحت عنوان جمهوری و حکومت اسلامی‌ می‌ تواند خطر ناکترین سیستم برای طبقه ضعیف و مستمند جامعه باشند .اسلحه کشیده و به ناجو انمردانه ترین روش های ممکن خیانت ورزیدند . تا آنجا که حتی‌ به طرفداران صادق و نا صادق خود دستورا ت حزبی‌ و کاملا تشکیلاتی‌ صادر میکردند که مثلا با ضد انقلابیون مسلح که در بیشتر نقاط ایران دست به مبارزه مسلحانه زده بودند . بر خورد و آنان را خلع سلاح کرده و تحویل برادران پاسدار و کمیته و یا دادگاههای انقلاب بدهند. با آغاز چنین همکاری کاملا خیا نت منشانه و مافیایی‌ . اشکا را به عنوان مزدوری دیگر و اینبارنه تنها برای سردمداران کاخ کرملین که برای جمهوری اسلامی‌ نقش خود را به خوبی‌ ایفا کردند . با پیشه ساختن سیاست خیانت و لو دادن رفیق و فرد تشکیلاتی‌ و درون حزبی .زندانهای‌ جمهوری اسلامی‌ مملو از فرزندان شجاع و دلیر و مبارزین واقعی‌ و راستین شد. در همان اوایل خیانت این حزب . بسیاری از جوانان و سیاسیون مخالف به جوخه های اعد ام و تیرباران سپرده شدند.در راستا ی نابودی کامل مدافعین و سنگر گرفتگان در مقابل ارتجاع نوظهور سنگ تمام گذا شته و با بیشرمی‌ تمام دستگاه و ماشین تبلیغاتی‌ این دشمن به راستی‌ واپسگرا و وحشی‌ را گرم و روشن نگه داشته بودند. و چه بسا در بسیاری موا رد نیز با پر رویی مختص خود دست به ترور روشنفکران و اگاها ن سیاسی‌ نیز میزدند. سر نوشت این حزب ا ز منظر خیانت و در یوزگی‌ افتادن تا بدانجا رسیده بود که افراد بیسواد و امی‌ و عقب مانده چون حجاریانها _ لاجوردی ها _ الله کرمها _ حاج داوودها _ مهاجرانیها _ _ اکبر گنجی ها ی هنوز پاسدار منش واسیدپاش بر سرو روی دختران بی‌ حجاب و بد حجاب __ حسین شریعتمداریها __ وو و...... از آن به عنوان ابزاری در جهت تکمیل پروژه های سرکوبگرایانه و به عنوان چوب سه سر نجس استفاده و نها یت‌ بهره را میبردند. با همکا ریها ی صادقانه و جانانه سران و تئوریسینها و مغزهای متفکر و مسولین رده بالای حزبی‌ در داخل زندانهای این جمهوری زندانها. گروهها و دسته ها و تیمهای مخفی‌ مبارزین و از ادیخو اها ن واقعی‌ با اشاره انگشت این مسیول خاین و یا آن عضو برجسته کادر مرکزی این حزب لو رفته و بعد از شکنجه های شدید فیزیکی‌ و بدنی‌ که اکثرا با همکاری این حزب و وزارت تازه تاسیس شده اطلاعات‌ اعمال میشد . لو رفتگان را به دیار مرگ می فرستادند.و سر انجام نیز با خفت و خواری و گردنی‌ پایین افتاده بن بست کمونیسم و سوسیالیسم در ایران را عنوان و خط بطلانی‌ بر آن کشیدند . اقایا ن کیانوری ها و احسان ها یک شعبه حزب اللهی‌ ومسلما ن می‌ شوند . آقای علی‌ عمویی‌ تئوریسین و مغز متفکر این حزب به چاقو کشان و پاسداران اسید پاش و لمپنیسم اسلامی‌ درس (اخلاق و رفتار اسلامی‌ ) را اموزش میدهد . در تکمیل پروژه توبه و تواب سازی. زندان مخوف اوین اسلامی‌ را به عنوان دانشگاه اسلامی‌ تعریف و به خورد هو اد ار ان مرتجع تر از مرتجعین واپسگرای اسلامی‌ می‌ دهد .در امر خدمت گذاری و نوکری و حما لی‌ سیاسی‌ و عقیدتی‌ در راستا ی خواسته ها و اهداف سران جمهوری زندان و شکنجه به عنوان یک نیروی فشار حکومتی‌ در برابر مبارز ات مسلحانه و سرکوب مردم کردستا ن __ خوزستا ن__ بلوچستا ن _ ترکمن ها _ مازندرا نی‌ ها __ علنا و اشکارا وارد صحنه قتل و کشتار میشوند . و برای جمهوری اسلامی‌ سنگ تمام میگذارند. شیوه و سبکی‌ مافیایی‌ و تبهکارانه که متاسفانه هنوز هم بدان عمل میکنند.و هنوز نیز به چرندیا ت و مزخرفا ت سیاسی‌ و حزبی‌ خود چه در داخل کشور و چه در خارج ازکشور انهم بر مبنا ی فرمایشات رهبری در بیت رهبری و وزارت ترور و شکنجه اطلاعات که مملو از نیروها و کادرها و مغزهای متفکر حزب توده و باند مخوف فداییا ن اکثریت و مامورین و فرماندهان ساواک شاه می‌باشد . ادامه میدهند .

سازمان چریکهای فدائی‌ خلق ایران

سازمان های انقلابی‌ و واقعی‌ و راستین _ سازمانها ی خا ین و ضد مردمی‌ .
..(ادامه)...

بخش اول مقاله مندرج در وبلاگ عصر اهانت


با یاد ونام همه جانباختگان راه ازادی :
در توصیف و تفسیر انچه که سرنوشت بر یک نسل اگاه و روشنفکر و مبارزین این مرزوبوم رقم زد هرچه بگوئیم وبنویسیم کم گفته ایم . نمی توان هیچکدام از مراحل طی شده در امر مبارزات اجتماعی و سیاسی که برای دستیابی به اصلیت واقعی دموکراسی و ازادی حقیقی بوقوع پیوست نا اگاهانه و ناشیانه به کناری گذاشت و ان را فراموش کرد . خوشبختانه در امرمقاومت وایستادگی در برابر فشارهای مضاعف سیستم ضد بشری وضد انسانی جمهوری اسلامی کم افراد و اشخاصی نبودند که شجاعانه و مردانه در مقابل تمامی شکنجه ها ی شدید فیزیکی وبدنی وروحی وروانی که از طرف بخش دگرگون کننده انسانها اعمال می شد و بسیار فراوانند و از هرگوشه وکنار این سرزمین نیز به مانند شمعی سوزان .اهسته واهسته خاموش شدند . انان کسانی بودند که در برابر تندر نیز می ایستادند . مرگ را شجاعانه پذیرا می شدند زیرا به چرائی مرگ خود اگاه بودند . انان با مرگ خود خواستار محو و نابودی ترس و هراس و وحشت از وجود این نسل جدید در برابر موجودات نوظهوری که به اسم ونام دین و مذهب و دیانت و شریعت این افیون براستی توده ها بودند . وچه شجاعانه و مردانه نیز جان باختند . برای که ؟ برای چه ؟ وچرا ؟ انان معتقد بودند که در این دنیا اگر زندگی برای مدتی کوتاه و گذرا می باشد .نباید بی هدف زندگی کرد باید مبارزه کرد . جنگید . وبا زور ازادی را کسب کرد .

ازادی :این واژه زیبا و دوست داشتنی که باید در راه ان جنگید ومبارزه کرد وخون داد .

تاریخ سیاسی ایران ما از بیست و هفت سال قبل شاهد وقایع واتفاقاتی بود که بخشی از این حوادث وجود وظهور احزاب وگروهها وسازمان های سیاسی مختص می باشد . نگاهی حتی گذرا وسطحی به بیوگرافی چنین نیروهائی که متاسفانه بعضا نیز حکم یک قارچ سمی وعلف هرز را داشته که یک شبه ظهور کردند ؟ و در راستای این ظهور ناقص الخلقه ای خود چه بسا نسلی از این سرزمین را به دیار مرگ و نیستی وفنا سوق دادند .اگر کارل مارکس شرم را به عنوان یک حس بشری تعبیر و تفسیر کرد . من به جرات می گویم که این تازه از راه رسیده ها حتی عنصری به نام شرم وخجالت سیاسی را نیز نمی شناختند و نمی شناسند .و متاسفانه شرم وحیا به عنوان یک عنصر نایاب و کمیاب در بین مدعیان سیاسی و روشنفکران بی عمل حرف اول واخر را زده و می زند . تا انجا که خوشبختانه یا متاسفانه مارکسیست ها و کمونیست ها وچپ های انقلابی نیز با بیان گفتار ها ورفتار های ضد انقلابی خود تعریف وتفسیر کارل مارکس از شرم وخجالت را بی پروا زیر پایشان لگد مال کرده و هیچ پایبندی به گفتار ها و بیانات حتی مبانی مندرج درمانیفست اولیه کمونیسم ومارکسیسم و لنینیسم قائل نیستند . تا چه برسد به دیگر مدعیان سیاسی که باوجود غرور کاذب و حس خود بینی و خود خواهی و توهم گرائی و بسربردن دراوج خیالبافی ها ی سیاسی شان خود را قهرمان و نجات دهنده این سرزمین دربند واسیر می دانند . دروغ بافی و تحریف های غیر واقعی و جعل واقعیت های موجود بخشی از فطرت وماهیت و منش و عملکرد های چنین گروهها و نیروهای مدعی سیاسی بوده وهست .با ادامه گفتار های خود در امر باز گوئی بیوگرافی وشیوه عملکردهای اینگونه نیروهای باصطلاح اپوزیسیون حراف وبی عمل و شیوه رفتار ها وکردار های سیاسی شان در شرایط فعلی خود را اماده یک جنگ ونبرد انتقادی وگفتاری و لفظی با انان کرده و حاضر به پاسخگوئی می باشم . زیرا اعتقاد کامل و باطنی دارم که قبل از انکه وارد یک میدان مبارزه وسراسری با جمهوری اسلامی بشویم تکلیف خود را با این نیروها روشن سازیم .زیرا متاسفانه همانطور که گفتم به دلیل عدم وجود شرم و خجالت وحیای سیاسی دروجود انان . با زیرکی و فرصت طلبی خاص ومختص خود تاریخ و گذشته را به سبکی نادرست ونافرم تحریف و جعل کرده اند .جهت شروع به بازنگری اعمال ورفتار این نیروها و حال که صحبت از شرم وخجالت شد .از دوستان ورفقای چپ و کمونیسم ومارکسیسم لنینیسم شروع کنیم .

احزاب وسازمان های کمونیستی در ایران بعد از انقلاب:

شاید در اذهان و افکار بسیاری از هموطنان . هنگامی که با واژه ها و کلماتی چون کمونیسم و یا چپ و چپگرائی برخورد می کنند بلافاصله بیاد حزب توده و امثالهم می افتند . بدون انکه حتی لحظه ای به ماهیت و منش واقعی این حزب توجه و دقت کافی کنند . با تعریف بخشی از سیاسیت های ضد مردمی و کاملا ضد کمونیستی این حزب و یا احزاب وسازمانهای مشابه درخواهیم یافت که ضد کمونیست تر و ضد چپ و چپگرائی ترو ضد انقلابی تر از این حزب. تاریخ ایران به چشم خود ندیده است . در تحریف واقعی این حزب همان را باید عنوان کنیم که در اسرع وقت دست مبارک خود را در دست ارتجاعیون و وا پسگرایان نوظهور گذاشت و دیدگاههای مثلا ضد امپریالیستی خود وخمینی را یکجا حلوا حلوا کرده و بخورد مردم داد و در راستای پایبندی خود به چنین ایدئولوژی مخرب اش چه بسا بسیاری از پاکترین وشجاعترین شهروندان ومبارزان وافسران اگاه را به قربانگاههای اسلامی انهم گله ای و دسته جمعی سوق داد وروانه کرد .
.......(ادامه ....)

Friday, April 14, 2006

مسئولین محترم ورفقای گرامی در سایت من و پالتاک


رفقای گرامی :
بخش اینترنتی سازمان مخفی جوانان مسلح مایل بود تا متن جدید درج شده در سایت شما را به همراه عکس وتصویر موجود در ان بخش در وبلاگ خود درج نماید اما متاسفانه موفق نشدیم که تصویر را درج کنیم . در صورت امکان در این امر ما را یاری رسانید . و سیستمی دیگر را در ان قسمت جایگزین کنید تا بتوانیم متن و تصویر را در یک زمان درج کنیم . با تشکر از شما
بخش اینتر نتی سازمان مخفی جوانان مسلح
ــــــــــــــــــــــــــــ
متن انتخابی از سایت من و پالتاک:
ـــــــــــــــــــــــ
به یاد رفیق منوچهر کلانتری :
ردیف جلو از راست به چپ ، کاکو شیرازی نقاش و دوست بیژن ،بیژن جزنی ، میهن ، منوچهر کلانتری دایی بیژن ، بن سیحون دوست بیژن . ردیف عقب سعید کلانتری ، فرهاد اویسی دوست خانوادگی و مسعود کلانتری.
رفیق جانفشان «منوچهرکلانتری» یکی از گرداننده گان نشریه 19بهمن در خارج از کشور بود که پس از قیام 57به ایران بازگشت واز زمان انشعاب یکی از اعضاء موثر تحریریه نشریه کار ارگان سچفخا (اقلیت )بود ودر فروردین ماه 1361هنگام خروج از کشور در زاهدان زمانی که در محاصره نیروهای سرکوبگر سرمایه قرار گرفت با کشیدن نارنجک به زندگی خود پایان داد. جا دارد که به مناسبت 31فروردین سالگرد قتل عام رفیق جانفشان «بیژن جزنی »ویارانش وگرامی داشت نام ویاد آنها از این عزیز فدائی هم یادی کرده باشیم به همین مناسبت خاطره ای از این رفیق دارم که لازم می دانم بیان کنم .
اوائل تیرماه 60وشروع سرکوب واختناق وشروع جو پلیسی بود ، از پیچ شمیران سوار تاکسی شدم بحث داغی داخل تاکسی بود ومردمیانسالی با حرارت بحث می کرد . من با ته ریشی که داشتم وپیراهنی که روی شلوار انداخته بودم ظاهر غلط اندازی داشتم وبا سکوتی که کرده بودم جو تاکسی را تا حدودی به هم ریخته بودم بطوری که پس از سئوالی که مرد مسن در رابط با شرایط از من کرد ومن بی تفاوت برخورد کردم سکوت بر تاکسی حکم فرما شد . بعد از پل سید خندان من باید پیاده می شدم ولی قبل از اینکه من به تاکی بگویم توقف کند آن مرد میان سال از راننده خواست که توقف کند . وقتی تاکسی ایستاد من هم پیاده شدم وتقریبا" پشت سر مرد میان سال شروع به حرکت کردم . مسیری را که می خواستم طی کنم دو یا سه خیابان با خیابان اصلی فاصله داشت ومن باید طی این مسیر خودم را چک می کردم ، بی تفاوت به مردی که در تاکسی سوار بود راه خودم را طی می کردم . وقتی وارد خیابان دومی شدم دیدم آن مسافرمیان سال به سرعت برق وباد در حال دویدن است یک لحظه شک کردم وبه هوای بستن بند کفش پشت سرم را نگاه کردم ، هیچ خبری نبود(پرنده پر نمی زد ) بی خیال به راه خودم ادامه دادم از یک مسیر میان بر رفتم باید از پل روی کانال رد می شدم ا ز این راه خیلی نزدیکتر بود در همین زمان مرد مسافر را دیدم که با عجله از پل عبور کرد وقبل از ورود به کوچه پشت سرش را نگاه کرد ( دوباره مرا دیده بود)و شروع به دویدن کرد . وقتی من وارد کوچه شدم اثری ازاو نبود.
زنگ خانه را بصدا در آوردم ،همسر رفیقمان(به من عمو می گفت ) درب را باز کرد وبا هم وارد اتاق شدیم گفتم پس منوچهرهنوز نیامده او با لبخند گفت چرا توی مخفی گاه لب دیواره ، با تعجب گفتم :مگه خبریه ؟ گفت نمی دونم ولی«کورش» برادر همسرم (رفیق د) وقتی داشته می اومده اینجا تعقیبش می کردن ، گفتم :خوب چرا اومده اینجا ؟ اصلا " نمی اومد خود «رفیق د» کجاست ؟ گفت: داره اتاق بالا را چک می کند با اینکه می دونه هیچ چیزی اونجا نیست ولی داره دوباره کنترل می کنه الان به او می گویم بیاید . پرسیدم: پس برادرش که این دسته گل را به آب داده کجاست ؟ او(همسر رفیق د) گفت: رفته مثلا" حمام بگیره . با تعجب پرسیدم «منوچهر» را دیده ؟ گفت بله یکی دو بارقبلا"اورا دیده وفکر می کند از همکارهای «رفیق د» است . به او گفتم :پس فعلا" منهم میرم پیش« منوچهر» وبا سرعت خودم را به حیات ومخفی گاه روی دیوار رساندم وقتی «منوچهر» را دیدم گفتم: خوب چی شده؟ برای چی حالا اینجا موندی ؟ اگه دادش رفیقمون تحت تعقیب بوده حالا خونه توی توره قبل از هر اتفاقی بهتره بریم ، «منوچهر» گفت :من از این مسیر می روم وگشتی دور خانه می زنم اگر تا 10دقیقه دیگر با رمز زنگ زدم شرایط عادیه واگر نه تو هم اینجا را ترک کن ، گفتم بهتر نیست من بروم ؟ «منوچهر» گفت : نه چون تو تازه اومدی اگر تعقیب درست باشه تو را می شناسند که وارد خانه شدی خودم می روم .«منوچهر» از راهی که تدارک دیده شده بود رفت ومن ماندم با کلی نگرانی . درست راس 10دقیقه زنگ به صدا درآمد ومن خودم را از دیوار پائین کشیده درب را بازکردم منوچهر با لبخند وارد شد وگفت: خبری نیست توی همین هیروویربود که «کورش » برادر« رفیق د » که از حمام بیرون آمده بود به همراه «رفیق د»از پله ها پائین می آمدند چشمش به من افتاد به سرعت برگشت ودر حالی که پله ها را دوتا یکی طی می کرد به سمت طبقه دوم دوید ودر همان حال با تته پته می گفت : خودشه ،خودشه این همونی بود که منو تعقیب می کرد. تازه من متوجه شدم او(برادر رفیق د) همانی است که داخل تاکسی بحث می کرد من حکایت را گفتم. در حالی که ما از خنده شکم هایمان را گرفته بودیم «کورش »به آهستگی از پله ها شروع به پائین آمدن کرد وهمسر« رفیق د» مرا به عنوان «عمو» به او معرفی کرد . «کورش » با حرارت توضیح می داد که چطوری بخیال خودش از دست من فرار کرده ولی هر مسیری می رفته باز من پشت سرش بودم .بعد که کورش رفت منوچهر با خنده گفت تو هم با این قیافه غلط اندازت نزدیک بود کار دست ما بدهی . حکایت کورش تا مدتها با عث تفریح ما بود . به ابتکار منوچهر تابلویی درست کردیم که یک طرف آن به فارسی نوشته شده بود «کورش تولدت مبارک»وسمت دیگرش به انگلیسی (کورش تولدت مبارک)نوشته شده بود که سمت فارسی آن قرارسلامتی خانه بود ، وقتی من از زندان آزاد شدم وسال 68به خانه «رفیق د» رفتم این تابلو همچنان در کنارپنجره آشپزخانه (همان جائی که سال 60منوچهربرایش تعیین کرده بود) قرار داشت .

متن انتخابی از وبلاگ عصر اهانت

اپوزیسیون مافیائی : مافیای اپوزیسیونی .

با باز بینی دقیق و روشنگرانه از بیوگرافی بسیاری از نیروها و گروههای سیاسی در ایران .بویژه در طی گذشت این بیست وهفت سال علنا در خواهیم یافت که متاسفانه بیشتر انان نه تنها هیچ فایده و استفاده ای برای جامعه ما نداشتند که شدیدا مضر و خطری برای ملت ما بحساب امده و می ایند .در هیچ کدام از سرزمین های دیگر انطور که نیروها و سازمانها وگروههای سیاسی ایرانی به سبکی مافیائی نقش خود را در جامعه ایران بازی کردند . در دیگر سرزمین ها مشاهده نشده است . و سیستم ضد انسانی فعلی نیز چه بسا با بهره گیری از چنین نیروهائی بساط امپراطوری ضد میهنی و ضد ملی خود را گسترش داد .هفتاد درصد نیروها و گروههای مثلا سیاسی انهم به نام اپوزیسیون مخالف در راستای اهداف سیستم وحشتناک این جمهوری گام برمی دارند که شاخصترین و بارزترین این اینروها . نیروهای سلطنت طلب ــ بخشی از کادر ها و رده های بلند پایه مجاهدین ــ احزابی چون حزب توده ــ گروههای کوچک وریزه میزه به نام فدائیان خصوصا باند مافیائی فدائیان اکثریت ـ گروههای کمونیستی بی عمل و شعار دهنده ووو... . می باشند . گویا اقتدار و بقای سیستم جنایتکار فعلی نیرو وانرژی خود را از وجود چنین نیروهای ما فیائی گرفته و این نیروها تحت لوای اپوزیسیون به اعمال ورفتار های مافیائی خود ادامه می دهند . اپوزیسیون ما یک اپوزیسیون کاملا مافیائی می باشد . در جهت سرنگونی و نابودی سیستم ددمنشانه فعلی هرگز گول وفریب این گونه نیروها ی مافیائی و تبهکار را نخوریم .با اعتماد به این نیروها روزگارمان به مراتب تیره تر وسیاهتر خواهد شد . و از جنبش واقعی و حقیقی به اندازه یک قرن عقب خواهیم افتاد . اکثریت انان برای حکومت فعلی نقش جاسوس سه جانبه و بعضا نیز (جاسوس)اصلی سیاسی را بازی می کنند .
مقاله ای را در این زمینه درحال نوشتن می باشم .

Thursday, April 13, 2006

متنی دیگر و انتخابی از وبلاگ عصر اهانت


ما از همه رفقای رزمنده فدائی می خواهیم که به سایت وبلاگ جدیدی که معرفی شده است رجوع و نقطه نظرات خود را اعلام کنند .لازم به توضیح است که با شوخی که رفیق سربلند در مورد دروغ اول اوریل کرده بودند بسیاری از دوستان وطرفداران سایت من و پالتاک و نوشته ها ومقالات مندرج در این سایت چه صادقانه و صمیمانه و چه دلسوزانه برای رفقای دیگر خود فکر و از هر اتفاق و حادثه ای که رخ می دهد غمگین می شوند . گویا صاحب و مسئول وبلاگ عصر اهانت نیز در کنج خلوت گاه خود از ان حادثه ای که رفیق سربلند به عنوان شوخی سال مطرح کرده بودند جدا متاثر شده بودند .رقفا تا زنده ایم قدر وارج وارزش همدیگر را بهتر بدانیم . فردا دیگر دیر است . مرده پرستی بی جهت را پیشه خود نکنیم . با ارزوی سر بلندی و موفقیت برای مسئول وبلاگ عصر اهانت ــ مسئولین در وبلاگ اتحادیه منتقدان حکومت ــ و رفیق سربلند عزیز :
با تشکر بخش اینترنتی سازمان مخفی جوانان مسلح .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دو متن انتخابی از وبلاگ عصر اهانت :
سفید چاه گلوگاه . مظهر شجاعت ومبارزات دهقانی

قبل از خواندن این مقاله عنوان می کنم که بی چون وچرا کمبود ها و کاستی هائی در زمینه تاریخ دقیق ماجراها و حوادث اتفاقات رخ داده شده در این شهر موجود می باشد که این اشتباه از طرف من بوده و امید وارم که اگاهان و مطلعین دقیق از این حوادث در این زمینه مرا یاری دهند .خصوصا مردم زحمت کش وستم دیده شهر گلوگاه .بنابر این باز و مجددا پیشا پیش از همه شما پوزش و معذرت می خواهم .
ــــــــــــــــــــــــــ
بر طبق روایت ها و داستانهای ریش سفیدان و افراد مسن وبسیار قدیمی شهر گلوگاه بیشتر طوایف و قبیله های موجود در این شهر قبایلی مهاجر و از کشور روسیه به این شهر مهاجرت کردند . انطور که از بزرگان و افراد کهنسال این شهر بازگو شده است . بیش از صدیا صد وبیست سال قبل همواره بین ترکمن های ساکن در ترکمن صحرا و مازنی ها بر اساس خصلت های فرهنگی یشان گهگاهی جنگ و نبرد و دراین بین نیز دختران وزنان مازنی ها از طرف ترکمن ها ربوده می شدند .بر اساس تصمیم شاه ان زمان ایران از شاه روسیه تقاضا می شود که جهت جلوگیری از اینگونه جنگ های قبیله ای وطایفه ای . قبیله وطایفه ای جنگجو و شجاع را به این منطقه ارسال کرده تا از هجوم هر دو قبیله جلو گیری بعمل بیاورند . از طرفی نیز شرایطی که برای بسیاری از قبایل و طوایف در کشور روسیه نیز بوجود امده و هر کدام از این قبایل سعی در یافتن جا ومکانی بهتر . خصوصا از لحاظ کشاورزی مجبور به جابجا شدن بوده و به نقاط مختلف کوچ می کردند . در ان زمانها یکی از بزرگان قبیله و طایفه ای و برطبق روایت کهنسالان: شخصی به نام حسین فرهاد رئیس و بزرگ طایفه ای ( که در حال حاضر در شهر گلوگاه به نام طایفه خادملو مشهور ومعروف است ) از سمت روسیه حرکت و مهاجرت را اغاز و در کناره دریای خزر و در منطقه بین بهشهر و بندرگزفعلی به نام گلوگاه اسکان می گیرند . و خصوصا بدلیل وجود خاک حاصلخیز و دشت سرسبز و کوههای جنگلی البرز کوه در این منطقه . در همین مکان به زندگی خود ادمه می دهند . اما در اصل ساکنین اصلی این شهر باز طایفه ایست به نام (کلباد) که در حال حاضر این طایفه نیز مشهور است به طایفه کلبادی نژاد . از همان دوران این دوطایفه در کنار هم و در صلح وارامش به زندگی خود ادامه داده و حتی مواردی نیز منجر به ازدواج بین دختران وپسران از هر دو طرف شد . هر چند که باز تکرار می کنم اطلاعات من در این مورد ناقص بوده و من نیز از گفته ها وشنیده های بزرگان وکهنسالان این شهر می نویسم . زیرا طوایف دیگر چون اسدپور ها ــ مجریانها و صیدانلو ها ووو..... نیز مدعی اند که انان نیز مهاجر می باشند .که امید وارم از عدم اطلاع کافی من در این مورد رنج نبرید . و جهت تفهیم بیشتر همان بهتر که عنوان کنیم قبایل و طوایف موجود در این شهر .
این طوایف به محض اسکان در این منطقه جلوی هجوم دو طایفه درگیر را گرفته و صلحی ابدی را بین ترکمن ها و مازنی ها بر قرار می کنند . و از ان تاریخ نیز نوعی روابط دوستانه و کاملا عاطفی بین انان بر قرار می شود . تا انجا که در بسیاری از مشکلات مخصوصا مشکلات سیاسی و اقتصادی و یا جنگ ونبردهای ناخواسته وتحمیل شده از طرف دیگران به کمک ویاری هم می شتافتند .
در سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴وجود افراد و اشخاصی تحت عناوینی چون فئودال وزمیندار وزمینخوار و سرمایه دار که اکثریت انان از دستگاه حکومتی شاه ایران تغذیه کرده و به عناوین مختلف باعث اذیت وازار کشاورزان ودهقانان این منطقه می شدند . و از طرفی نیز افرادی چون حامد اسد پور از طایفه اسدی ها و یا محمد باقر خادملو ـ اکبر خادملو ـاز طایفه خادملو ها ـو یا افرادی به نام فاضلی ـ اسماعیل عظیمی که گویا دوران خدمت سربازی خود را می گذراندند با جریانات سیاسی ان زمان چون حزب توده اشنا و حتی در دوران خدمت نیز با سرقت اسلحه و فشنگ به منطقه گلوگاه برگشته وبه فرماندهی حامد اسد پور ومعاونت محمد باقر خادملو بر علیه خوانین و فئودال های ستمگر و مفت خور و سربازان مسلح شاه قیام مسلحانه کرده و به مدت بیش از شش ماه در همان جنگل های البرز کوه به جنگ های پارتیزانی می پردازند .سیستم پلیسی و تا دندان مسلح شاه به کمک فرماندهان نظامی ومزدوران خوانین وفئودال ها و جاسوسان محلی در وقت مناسب که حامد اسد پور را که(گویا ) برای دیدن خانواده خود وارد شهر شده بود . ترورکرده و حتی در این ترور گلوله ای نیز به دست خواهر حامد اسد پور اصابت می کند .داستان وروایت در مورد شیوه ترور این انقلابی بزرگ فراوان است . اما بر طبق گفته ها وشاهدین عینی یعنی ریش سفیدان و بزرگان ان زمان گویا دوست صمیمی ورفیق همیشگی این انقلابی یعنی محمد باقر خادملو نیز در منزل خود وبرای دیدن خانواده خود رفته بود که ایشان ودیگر رفقای مسلح اش به محض شنیدن صدای شلیک گلوله همگی خود را به منزل حامد رسانده و ایشان را غرق در خون می بینند . همرزمان حامد نیز جهت انقام گیری از این نقشه وتوطئه دولتی در همان (روز ویا شب)تعدادی از سربازان مسلح دولتی را نیز به هلاکت می رسانند . اما چیزی که در این میان مشهود بوده واست شهید حامد اسد پور به عنوان رهبر جنبش دهقانی گلوگاه عاملی بود در جهت تحکیم و اتحاد و وحدت طوایف موجود در این شهر و حتی منطقه .
بعد از انقلاب بیست دو بهمن نیز تنها سازمانی که بیاد ونام این انقلابی بزرگ مراسمی باشکوه و دیدنی وجذاب به اجرا در اورد . سازمان چریکهای فدائی خلق ایران بود . که به مناسبت درگذشت وسالروز ترور این انقلابی مراسمی با شکوه که با تصاویر و عکس های مختص مبارزین مسلح انهم در داخل جنگل های البرز اذین شده و گروه سرود رجا متعلق به این سازمان نیز نواری بیاد ماندنی تحت عنوان ( حامد ) را بوجود اوردند که این ترانه سرود تا سالهای سال زمزمه اکثریت مردم این شهر بود .
دوستان وهمرزمان این شهید کبیر به صرف انکه ( حامد ) مدتها در جنگل های سرسبز ان منطقه مخفی و به جنگ با خوانین وفئودالها مشغول بود . بعد از مرگش جسد اورا درگورستان وقبرستانی به نام ( اسپه چاه ) سفید چاه دفن کردند . و سنگ روی مزار وقبر حامد نیز یکبار توسط گروه تبهکاری به نام سیاهجامگان و بدستور اخوند حسین زاهدی تخریب شد که باعث عصبانیت طوایف موجود در این شهر شد . مردم گلوگاه به صرف روابط عاطفی که با مردم ترکمن صحرا داشتند . در جنگ مسلحانه ترکمن صحرا بر علیه حکومت فعلی . به کمک انان شتافته و حمایت کرده بودند . ترور و به قتل رسیدن رهبران ترکمن صحرا نیز به مانند ترور حامد اسد پور اکثر مردم این شهر را عزادار و داغدار کرد .
در طی دوران بعد از انقلاب نیز بر سرکمبود اب کشاورزی جهت کشت سالیانه شالی وبرنج منطقه و تقسیم ان با یکی از روستاهای اطراف . شورشی در این شهربوجودامد بطوری که استاندار مازندران مجبور به گسیل کردن بیش از سه هزار نیروی ضد شورش به شهر گلوگاه شد . اما چون با جمعیت و شورشیانی بیش از بیست هزار نفر مواجه شده بودند .سریعا ان شهر را ترک کردند .
بعد از انقلاب نیز بهترین استادان ومعلمین خصوصا معلمین فیزیک وریاضی و هندسه و علوم طبیعی از مدارس و دبیرستانهای این شهر اخراج و به قول ( ددمنشان عقب مانده تاریخی بی فرهنگ و بیسواد و مسئولین حکومتی ) پاکسازی شدند . تعدادی از بهترین جوانان و مهربانترین و دلسوزترین افراد این شهر تحت عناوین مختلف سیاسی اعدام ویا تیربازان شدند . که مزار انان در قبرستان کوچکی به نام امام علی موجود است . ( روبروی رستوران اکبر جوجه .)
اما مردم این شهر به احترام وجود مزار حامد اسد پور در گورستان سفید چاه . همه رفقا و دوستان وهمرزمان این مبارز ازادیخواه را بعد از فوتشان در این گورستان دفن می کنند . مزار مرحوم محمد باقر خادملو رفیق ویار نزدیک حامد اسد پوروهمسر ستمدیده وزجر کشیده و زحمتکش محمد باقر : مرحوم نازخانم عسگری ـ اکبر خادملو ـ غلام عسگری و دیگر مبارزین مسلح ان زمان نیز در این گورستان دفن شده است .
این قبرستان مظهر مقاومت وپایداری و مبارزات جسورانه و سمبل شهامت بزرگان این شهر است و یادگاریست که بر این گنبد دوار خواهد ماند . زیرا هرکس که وارد محوطه این قبرستان بشود نا خود اگاه با گذشته وتاریخ سراسر و مملو از حوادث و اتفاقات و مبارزات قهرمانان واقعی این شهر سخن خواهد گفت . اخیرا برطبق خبری که تعدادی از جوانان این شهر ارسال کرده اند جوانان این شهر با سازمانی به نام سازمان مخفی جوانان رابطه برقرار کرده و اعلام امادگی کرده اند که حاضرند برای پایان دادن به ظلم وستم بیش از حد وارده از طرف حکومت فعلی بار دیگر به مانند قهرمانان و رهبران سیاسی شان اسلحه بدست گرفته و مبارزه کنند . بهمین دلیل هرگز وهرگز مبارزه مردم این شهر تمام و قطع نخواهد شد. دیگران کاشتند و حال جوانان امروز این شهر درو می کنند .زیرا این یک خصلت و منش نهفته در نطفه و نژاد این طوایف است که با دیدن زور وستم بلافاصله مسلح می شوند . و مقاومت وایستادگی در مقابل هر نوع ظلم وستم در درون انان (ژنتیکی ) می باشد . و این خبر نگار و عکاس ما چه راحت و بی سروصدا و خاموش از کنار چنین (گنجینه ای ) رد شد .
یاد ونام همه مبارزین وشجاعان شهر گلوگاه گرامی باد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متنی دیگر از وبلاگ : ستیار در مورد قبرستان سفید چاه گلوگاه
:
http://satyar.ir/archives/042490.html#more

سنگ قبرهاي محرابي گورستان تاريخي سفيد چاه، داراي تصاوير نمادين ايراني است كه مفاهيم پيچيده زندگي، مرگ و رستاخيز را در خود نشان مي دهد. گورستان سفيد چاه در بخش «يانه سر» استان مازندران واقع است. اين بخش محل اتصال استان هاي مازنداران، گلستان و سمنان است.كهن ترين سنگ مزارهاي اين گورستان به سال 830 ه.ق باز مي گردد. با توجه به قدمت اين سنگ مزارها به نظر مي رسد اساس تاسيس اين گورستان به زمان خاك سپاري سادات ميرعمادي، سادات مرعشي، روز افزوني و ديگر پادشاهان محلي برمي گردد. در سنگ گورهاي مورد بررسي علاوه بر نقوش هندسي از عناصر نمادين ديگري نيز بسيار استفاده شده است از جمله: آينه، سرو، دو كبوتر، انار و گل انار، خوشيد، چليپا و ... كه جملگي در ادبيات، عرفان و فلسفه شرق مفاهيم معنوي اي را در بر دارند«آينه»، نماد خود بازبيني، عشق جسماني، عشق الهي و ابزار معرفت حق است. «سرو»، نماد جاودانگي و فناناپذيري روح است. «خورشيد»، نماد خودآگاهي، بلندپروازي، بالا جويي و نور حق است. همين طور خورشيد، مظهر پدر، برادر، عمو، شوهر، كارفرما، شاه، رهبر و ميهن است. «دو كبوتر»، در آيين و فرهنگ كهن ايران نمايانگر، پيك و قاصد و در اسطوره هاي كهن ايران، نماد «پيك ناهيد» بوده است. كبوتر از يك سو به دليل ارتباطش با مفهوم ناهيد و از سوي ديگر مظهر مهرورزي با آفروديت (رب النوع زيبايي در اساطير يونان) مفهوم «پيك عشق» را نيز به خود گرفته است. «انار و گل انار» شبيه به آتشدان آتش مقدس است و از اين لحاظ در فرهنگ ايراني تقديس مي شده است و دانه هاي درون آن نيز يادآور باروري ناهيد بوده است. از شخصيت هاي محلي مهم كه در اين گورستان تاريخي به خاك سپرده شده و چنانكه گفته شد جملگي از سادات مرعشي، روزافزوني و ميرعمادي هستند مي توان از برخي نام برد. ملك حسن بن خوان زاده عزالدين بن انزالي، ملك شمس ابن ملك حسن ميرشاه، محمد بن حسن ميرشاه، قربان بن حسين بن ميرشاه، شمس الدين بن خواج ميرشاه از سادات مرعشي كه حاكمان سده هشتم تا يازدهم بخشي از مازندران بودند و فرزندان و نوادگان ميرشاه بن ميرعبدالكريم از شخصيت هاي سياسي، اجتماعي مهم محلي بودند كه در اين گورستان به خاك سپرده شده اند. از خاندان روزافزوني و ميرعمادي نيز حاكمان و بزرگان بسياري به خاك سپرده شده اند. هم اكنون در مركز روستاي سفيد چاه، مرقد سه امامزاده از فرزندان امام موسي كاظم قرار دارد.ضمنا" جد بزرگوارم شيخ محمدهاشم امامي درصحن امامزاده به سال 1330 به خاك سپره شده است.

متن انتخابی و معرفی سایت ها ووبلاگها


در مورد معرفی این سایت و وبلاگ جدید باید بگوئیم که گویا تعدادی از هموطنان اقدام به اتحادیه ای تحت عنوان اتحا